دریانیوز//قدردانی و تشکر در ادبیات نوین مدیریت یک رفتار اخلاقی و ابزاری راهبردی برای تقویت و توسعه ی سرمایه انسانی و اجتماعی به شمار میآید. مدیریت انسانی بر این اصل استوار است که انسان مهمترین دارایی هر سازمان و جامعه است و کیفیت روابط میان افراد نقش تعیین کننده ای در میزان بهره وری، انسجام و پیشرفت دارد. در این میان قدردانی به معنای دیدن و به رسمیت شناختن تلاشها، خدمات و نقش مؤثر دیگران و ابراز سپاس و احترام نسبت به آنها یکی از پایه های اساسی در شکل گیری روابط سالم و پایدار محسوب میشود.در سطح سازمانی و دستگاههای اجرایی قدردانی یکی از مؤثر ترین ابزار های ارزیابی و ارتقا کارکنان در مدیریت منابع انسانی است. مدیرانی که فرهنگ قدردانی را در محیط کار نهادینه می نمایند در واقع بستری برای افزایش انگیزه، تعهد و مشارکت فعال کارکنان فراهم میآورند. هنگامی که کارکنان احساس نمایند تلاشها و دستاورد های آنها دیده میشود حس ارزشمندی و تعلق سازمانی در آنان تقویت می گردد. لذا همین حس تعلق، پیوند عاطفی و حرفه ای فرد با سازمان را افزایش و او را به ایفای مسئولانه تر نقش خود ترغیب می نماید. نتیجه چنین رویکردی در سازمان افزایش بهره وری، ارتقای کیفیت عملکرد و شکلگیری فضای کاری مثبت و فرهنگ همکاری مشارکتی بر پایه همدلی است.از منظر مدیریتی نیز قدردانی علاوه بر ایجاد انگیزه می تواند به بهبود ارتباطات سازمانی نیز کمک قابل توجهی نماید.
بسیاری از تعارضها و نارضایتی ها در محیط های کاری ناشی از احساس نادیده گرفته شدن یا بی توجهی است. وقتی کارکنان تصور کنند که تلاش های آنها بی اهمیت بوده به تدریج دچار بی انگیزگی و فاصله عاطفی با سازمان میشوند. در مقابل یک تقدیر صادقانه، تشویق به موقع یا حتی قدردانی کلامی ساده میتواند فضای تعامل را تغییر داده و احساس عدالت و احترام متقابل را تقویت نماید. چنین فضایی زمینه ساز اعتماد سازمانی است که خود اعتماد یکی از ارکان اصلی مدیریت انسانی موفق به شمار میرود.در بعد اجتماعی نیز قدردانی و تشکر نقشی اساسی در تقویت سرمایه اجتماعی دارد که خود همین سرمایه شامل اعتماد، همدلی، همکاری و احساس تعلق میان اعضای جامعه است. زمانی که افراد احساس کنند خدمات و نقش آنان در جامعه دیده میشود انگیزه بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای فردی و جمعی از جنس از خودگذشتگی برای فعالیتهای خود پیدا می نمایند. قدردانی از معلمان، نیروهای مسلح، کارگران، پزشکان، نیروهای خدماتی، امدادگران و هر گروه اجتماعی خود پیام روشنی به جامعه منتقل می نماید که هر نقش اجتماعی ارزشمند است. این نگاه برابر و محترمانه اصولاً حس عدالت و همبستگی اجتماعی را تقویت و زمینه ساز توسعه فردی و اجتماعی پایدار می گردد.
اصولا خانواده به عنوان نخستین و بنیادی ترین نهاد اجتماعی بستر مهمی برای آموزش و تمرین فرهنگ قدردانی و تشکر از دیگران است. زمانی که والدین از تلاش های فرزندان قدردانی مینمایند و در مقابل نیز فرزندان زحمات والدین را ارج مینهند احترام متقابل و محبت عمیق تری شکل میگیرد. با حاکم شدن چنین فضایی استقلال، رشد اعتماد به نفس، مسئولیت پذیری و سلامت روانی اعضای خانواده تقویت میشود. آنچه که مهم است افرادی که در خانواده فرهنگ قدردانی و تشکر را تجربه نموده اند در محیطهای آموزشی، حرفه ای و اجتماعی همین الگو را باز تولید و به تقویت مدیریت انسانی در سطوح مختلف جامعه کمک نمایند.ترویج فرهنگ قدردانی در هر سطحی میتواند به افزایش سرمایه نمادین و اعتماد عمومی منجر شود. رسانه ها، نهادهای آموزشی و سازمانهای فرهنگی میتوانند با برجسته سازی تلاشها و خدمات گروههای مختلف اجتماعی فرهنگ قدردانی و احترام متقابل را گسترش دهند. چنین رویکردی موجب افزایش همبستگی اجتماعی و تقویت احساس امید و مشارکت فعال را در جامعه شود. تجربه کشورهای موفق نشان می دهد جامعه ای که در آن افراد زحمات هم را ارج مینهند از انسجام و پویایی بیشتری برخوردار است.در پایان لازم است قدردانی و تشکر از کارکرد و عملکرد خاص را باید یکی از ارکان توسعه و پیشرفت خانواده ها و دستگاههای اجرایی و سازمان دانست. منابع انسانی زمانی موفق خواهند بود که بر پایه احترام، اعتماد و ارزش گذاری به انسانها استوار شده باشد که به طبع قدردانی این ارزشگذاری را عینیت و آن را از سطح شعار به سطح عمل میرساند. اصولاً سازمانها و جوامعی که فرهنگ قدردانی را به صورت مستمر و هدف دار در سیاست ها و رفتار های خود نهادینه نمودند بهرهوری اصولی را در محیط به صورت منطقی، عادلانه و پایدار برای رشد و تعالی افراد فراهم ساخته اند.







ثبت دیدگاه