دریانیوز//هرمزگان سالهاست که بار سنگین توسعه ملی را بر دوش میکشد؛ استانی راهبردی با صنایع بزرگ، بنادر فعال، پالایشگاهها، معادن، تجارت دریایی و جمعیتی رو به رشد. اما در پسِ این چهره اقتصادی و راهبردی، یک واقعیت تلخ و نگرانکننده وجود دارد: کمبود جدی نیروی انسانی متخصص، بهویژه در حوزه بهداشت، درمان، صنعت و آموزش. این کمبود دیگر یک مسئله اداری یا آماری نیست؛ مسئلهای است که مستقیماً با سلامت مردم، کیفیت خدمات عمومی، امنیت شغلی جوانان و آینده توسعه استان گره خورده است.امروز در هرمزگان، بیمارستانها و مراکز درمانی با کمبود پزشک، پرستار، ماما، تکنسین، نیروی فوریتهای پزشکی، بیماربر و نیروهای پشتیبان مواجهاند. بر اساس اعلامهای رسمی و میدانی، کمبود حدود ۱۵۰۰ نفر کادر پرستاری در استان، زنگ خطری جدی است. این عدد صرفاً یک رقم روی کاغذ نیست؛ یعنی فشار مضاعف بر پرستاران موجود، فرسودگی شغلی، کاهش کیفیت خدمترسانی، افزایش نارضایتی بیماران و سختتر شدن شرایط کار در بیمارستانها.
در استانی گرم، پهناور، محروم و دارای مناطق صعبالعبور، کمبود نیروی درمانی میتواند به معنای تأخیر در درمان، افزایش هزینههای خانوادهها و حتی تهدید جان بیماران باشد.از سوی دیگر، صنایع هرمزگان نیز با وجود ظرفیتهای عظیم، با کمبود نیروی ماهر و متخصص روبهرو هستند. این پرسش جدی مطرح است که چگونه استانی با این همه صنعت، بندر، پالایشگاه، منطقه ویژه، فعالیتهای دریایی و معدنی، هنوز برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز خود دچار چالش است؟ پاسخ را باید در زنجیره آموزش جستوجو کرد؛ زنجیرهای که از مدرسه آغاز میشود، در هنرستان و دانشگاه ادامه مییابد و در نهایت باید به بازار کار استان متصل شود. اگر این اتصال برقرار نباشد، نتیجه آن چیزی جز بیکاری جوانان بومی از یک سو و نیاز صنایع و بیمارستانها به نیروی غیربومی از سوی دیگر نخواهد بود.راهحل اساسی، برنامهریزی جدی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز استان از مسیر آموزش و پرورش، دانشگاهها و مراکز فنیوحرفهای است.
باید از دوران مدرسه، دانشآموزان با رشتههای مورد نیاز هرمزگان آشنا شوند. مشاوره تحصیلی نباید صرفاً به انتخاب چند رشته کلیشهای محدود شود. دانشآموز هرمزگانی باید بداند استان او به پرستار، بهیار، تکنسین فوریتهای پزشکی، کارشناس آزمایشگاه، نیروی اتاق عمل، مهندس و تکنسین برق، مکانیک، جوشکاری صنعتی، دریانوردی، ایمنی، ابزار دقیق، معدن و دهها تخصص دیگر نیاز دارد. وقتی مسیر شغلی روشن و آینده آن تضمین شود، دانشآموز و خانواده او با انگیزه بیشتری وارد این رشتهها میشوند.در این میان، هنرستانها نقشی کلیدی دارند؛ بهویژه هنرستانهای جوار صنایع و هنرستانهای بهیاری. توسعه هنرستانهای جوار صنایع در هرمزگان یک ضرورت است، نه یک انتخاب تشریفاتی. صنایع بزرگ استان باید در کنار مسئولیتهای اقتصادی، در تربیت نیروی انسانی بومی نیز مسئولیتپذیر باشند. ایجاد هنرستانهای تخصصی با همکاری صنایع، تأمین تجهیزات آموزشی، حضور مربیان متخصص، تعریف دورههای کارآموزی و تضمین جذب دانشآموزان برتر میتواند حلقه گمشده میان آموزش و اشتغال را احیا کند. در حوزه درمان نیز هنرستانهای بهیاری باید تقویت شوند تا بخشی از نیاز بیمارستانها و مراکز درمانی از مسیر تربیت نیروهای بومی تأمین شود.
اما تشویق دانشآموزان به ورود به رشتههای مورد نیاز استان، بدون مشوقهای واقعی نتیجه مطلوب نخواهد داشت. باید برای دانشآموزان مستعد، بورسیه تحصیلی، کمکهزینه، خوابگاه، حمایت معیشتی، بیمه، تضمین کارآموزی و حتی تعهد استخدامی در نظر گرفته شود. این حمایتها بهویژه برای دانشآموزان مناطق محروم، روستایی و کمبرخوردار اهمیت حیاتی دارد. بسیاری از استعدادها نه به دلیل ناتوانی علمی، بلکه به دلیل فقر، نبود امکانات، دوری مسیر، نبود مدرسه مناسب یا بیانگیزگی ناشی از آینده نامعلوم، از مسیر تحصیل بازمیمانند. این همان نقطهای است که اگر دولت و نهادهای محلی مداخله نکنند، استان نیروی انسانی آینده خود را از دست خواهد داد.در کنار همه این موارد، نباید از ریشه ماجرا غافل شد: آموزش و پرورش. تا زمانی که هرمزگان با کمبود معلم، کمبود مدرسه، کلاسهای پرتراکم، مدارس فرسوده، نبود تجهیزات آموزشی و ضعف عدالت آموزشی مواجه باشد، نمیتوان انتظار داشت دانشآموزان این استان در کنکور و رقابتهای علمی با استانهای برخوردار کشور شانس برابر داشته باشند.
دانشآموزی که در گرما، فقر آموزشی، نبود معلم متخصص و کلاسهای غیراستاندارد درس میخواند، چگونه باید با دانشآموزی رقابت کند که از بهترین مدارس، کلاسهای تقویتی، مشاوران حرفهای و امکانات آموزشی بهرهمند است؟ عدالت آموزشی اگر از شعار خارج نشود، محرومیت بازتولید خواهد شد.بنابراین، رفع کمبود معلم و مدرسه در هرمزگان باید بهعنوان یک اولویت ملی دیده شود. جلوگیری از ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل، بهخصوص در مناطق محروم و روستایی، مستقیماً با آینده نیروی انسانی استان مرتبط است. هر دانشآموز بازمانده از تحصیل، یک فرصت از دسترفته برای استان است؛ فرصتی که میتوانست روزی پرستار، معلم، تکنسین، مهندس، کارآفرین یا مدیر آینده هرمزگان باشد.از سوی دیگر، لازم است در کنکور و پذیرش دانشگاهها، سهمیه هدفمند برای مناطق محروم و رشتههای مورد نیاز استان در نظر گرفته شود. این سهمیه باید هوشمندانه و همراه با تعهد خدمت باشد؛ یعنی دانشجویان بومی هرمزگان در رشتههای مورد نیاز مانند پزشکی، پرستاری، مامایی، فوریتهای پزشکی، بهداشت، فنیمهندسی و رشتههای صنعتی پذیرش شوند و پس از فارغالتحصیلی، بخشی از نیاز استان را تأمین کنند.
این سیاست اگر درست اجرا شود، هم عدالت آموزشی را تقویت میکند و هم مانع خروج فرصتها از استان میشود.البته تربیت نیرو کافی نیست؛ نگهداشت نیرو نیز مسئلهای حیاتی است. اگر حقوق و مزایای کادر درمان در هرمزگان متناسب با سختی کار، گرمای شدید، محرومیت منطقه، فشار کاری و هزینههای زندگی نباشد، طبیعی است که فارغالتحصیلان انگیزهای برای ماندن یا شرکت در آزمونهای استخدامی دانشگاه علوم پزشکی نداشته باشند وبرخی هم شغل شان را رها می کنند. باید فوقالعادههای ویژه، مزایای مناطق گرم و محروم، امکانات رفاهی، ساخت مسکن، مسکن سازمانی و مشوقهای مالی برای کادر درمان استان تقویت شود. بیتعارف باید گفت با شعار نمیتوان پرستار را در بیمارستان نگه داشت و با وعده نمیتوان بحران نیروی انسانی را مدیریت کرد.
همچنین دولت باید به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان اختیار بیشتری برای جذب نیروی انسانی بدهد. وقتی برخی بخشهای درمانی با بحران فوری نیرو مواجهاند، انتظار برای فرآیندهای طولانی استخدامی، منطقی نیست. باید امکان جذب نیرو بهصورت قراردادی، پیمانی و طرحهای موقت هدفمند فراهم شود تا بیمارستانها از فشار فعلی خارج شوند. کمبود پرستار، بیماربر، نیروی خدماتی و پشتیبانی، مستقیماً بر کیفیت درمان اثر میگذارد و نمیتوان آن را به آیندهای نامعلوم موکول کرد.هرمزگان برای توسعه، فقط اسکله، پالایشگاه، جاده و کارخانه نمیخواهد؛ انسان ماهر، آموزشدیده، امیدوار و ماندگار میخواهد. اگر امروز برای تربیت و نگهداشت نیروی انسانی برنامهریزی نشود، فردا صنایع استان با کمبود نیروی متخصص و بیمارستانها با بحران عمیقتر کادر درمان روبهرو خواهند شد. آینده هرمزگان از کلاسهای درس، هنرستانها، دانشگاهها و مراکز فنیوحرفهای آغاز میشود. سرمایهگذاری بر انسان، کمهزینهترین و پربازدهترین راه نجات استان از چرخه کمبود، محرومیت و وابستگی است. دولت، صنایع، دانشگاهها، آموزش و پرورش و مدیران محلی باید این واقعیت را جدی بگیرند؛ زیرا هرمزگان دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد.







ثبت دیدگاه