دریانیوز// ما در جامعه گاهی ممکن است با کسانی برخورد کنیم که از نظر جسمی سالم هستند اما وقتی با آنها همکلام میشویم درمییابیم که دارای انواع معلولیتهای ذهنی هستند. آدمهایی که از فرط بیماری و برای بهتر زیستن ناچارند به بهزیستی مراجعه کنند و خود را به آنها بسپارند. مخصوصاً اگر بیسرپرست یا بدسرپرست باشند. به همین منظور و به قصد آشنایی بیشتر با این بیماران به خانم رنجبری رئیس خانۀ بیتالنبی مراجعه کردیم تا گفتوگویی هر چند کوتاه اما مفید با ایشان داشته باشیم.
دریا: خانم رنجبری لطفاً به ما بفرمایید که خانۀ بیتالنبی چگونه جایی است؟
مرکز بیتالنبی خانۀ نگهداری دختران بیسرپرست، بدسرپرست و ایتامی است که با مشکل معلولیت و کمتوانی ذهنی خفیف و متوسط مواجه هستند. دختران کمتوان ذهنیای که در مدارس استثنایی مشغول به تحصیل هستند و گاه با مشکل معلولیت جسمی نیز در کنار معلولیت ذهنیشان مواجهاند؛ یعنی در واقع چند معلولیتی هستند. همانطور که از اسمش پیداست آنها از لحاظ عقلانی و ذهنی دچار نقص و معلولیت هستند؛ مثلاً دیرآموز و کمآموز هستند و ضریب هوشیشان زیر خط مرزی است. ما در حال حاضر از 30 دختر کمتوان ذهنی به صورت شبانهروزی نگهداری میکنیم.
دریا: شما چه خدماتی به این دختران ارائه میدهید؟
ما طبق دستورالعمل سازمان بهزیستی، خدمات مددکاری که شامل پیگیریهای مددکاری در همه امورات بچهها اعم از تحصیلی، ورزشی، درمانی، حقوقی و قضایی و روانشناختی که به صورت مشاورههای فردی و خانوادگی صورت میگیرد را انجام میدهیم. همچنین خدمات دیگری از جمله کار درمانی، گفتار درمانی، پزشکی، روانپزشکی و خدمات توانبخشی که همه اینها به صورت روزانه انجام میشود را به این دختران گل ارائه میدهیم.
دریا: ما عموماً واژه بدسرپرست را زیاد میشنویم فرد بدسرپرست دقیقا یعنی چه کسی است. لطفاً بیشتر برای ما توضیح بفرمایید.
وقتی خانواده و والدین آن صلاحیت و شرایط مساعد را برای نگهداری از فرزند نداشته باشند، لفظ بدسرپرست به کار برده میشود. ممکن است یکی از والدین یا هر دو نفرشان به علت اعتیاد توان نگهداری و مراقبت صحیح از فرزند خود را نداشته باشند که در این صورت به آنها بدسرپرست گفته میشود.
دریا: آیا مسائل اقتصادی هم شامل بدسرپرستی میشود؟
خیر مسائل اقتصادی شامل بدسرپرستی نمیشود ولی مسائل اخلاقی، اعتیاد، یا حتی سوءاستفادههای جنسی از بچهها شامل بدسرپرستی میشود. در آن صورت دستگاه قضایی تشخیص میدهد که این بچهها نباید در این خانوادهها نگهداری شوند. خانوادههای آنها سلب صلاحیت میشوند و خود نیز بایستی در مراکز بهزیستی نگهداری شوند.
دریا: این بچهها در چه رده سنیای هستند؟
ما در اینجا از کودک 6 ساله داریم تا خانم 40 ساله به بالا که به صورت تفکیکشده و بر اساس سن و نوع معلولیتشان نگهداری میشوند.
دریا: این بچهها پس از اینکه به شما پناه آوردند، به مدرسه هم میروند؟
از زمانی که آن فرزند به خانههای بهزیستی ورود پیدا میکند، ما این موارد را در نظر میگیریم که قبلاً در چه شرایطی به سر میبرده و حالا چه شرایطی میتوانیم برایش فراهم کنیم. ممکن است این فرزند از تحصیل باز مانده باشد؛ بنابراین کارهای تحصیلیاش را انجام میدهیم. با مدرسه ارتباط برقرار میکنیم، ثبت نامش میکنیم و شرایط تحصیل را برایش مهیّا میکنیم. یا اینکه ممکن است در زمینۀ درمان مشکل داشته باشد. در آن صورت در زمینۀ پزشکی پیگیریهای درمانیاش را انجام میدهیم. خیلیها بودهاند که نیاز به عمل جراحی داشتهاند و ما از طریق هماهنگی با شورای سرپرستی و گرفتن مجوز، کارهای جراحیشان را انجام دادهایم.
دریا: این بچه ها چگونه به شما مراجعه میکنند؟
مراجعات از طریق سازمان بهزیستی انجام میشود. به این صورت که ارجاعیات گروهی از آنها از طریق مرکز اورژانس اجتماعی است؛ یعنی اول به مرکز اورژانس اجتماعی وارد میشوند، در آنجا ابتدا غربالگری صورت میگیرد، سپس بررسیهای اولیه انجام میشود و بستگی به نوع مشکل آن فرزندان و سلامت جسمی و معلولیتشان به مراکز بهزیستی ارجاع داده میشوند. مراکز بهزیستی همه تفکیکشده هستند. هم بر اساس سن و هم بر اساس جنس؛ یعنی دختران و پسران بر اساس سالم بودن یا معلول بودن از هم جدا هستند. فرزندانی که سالم هستند در خانههای بچههای سالم نگهداری میشوند و فرزندانی که دچار معلولیت هستند در مراکز حوزه توانبخشی سازمان بهزیستی نگهداری میشوند.
دریا: این بچه ها تا پایان عمر در کنار شما هستند؟
خیر. به طور کل هدف همۀ مراکز بهزیستی بازپیوند به خانواده است. ما همیشه تلاشمان بر این بوده که کودک در کانون گرم خانواده بزرگ شود و رشد کند. در واقع، تلاشمان بر این است که آن خانواده به نحوی ساماندهی شود که شرایط برای نگهداری فرزند فراهم شود. حال اگر شرایط فراهم شد و ساماندهی لازم ایجاد شد، فرزند به کانون گرم خانواده باز میگردد اما پیگیریهای ما همچنان به صورت سرکشیها و نظارتها ادامه دارد.
دریا: شما در این مرکز چه مشکلاتی دارید؟
همه مراکزی که از بچهها نگهداری میکنند مطمئناً یکسری مشکلاتی را دارند. با شروع جنگ تحمیلی هم که این مشکلات شدیدتر شده است. ما الان از 30 دختر نگهداری میکنیم که بحث تأمین هزینهها و اموراتشان، پوشاک و البسه و نیازهایی که خودِ دختران دارند را داریم. علیالخصوص بحث درمان و تهیه داروهایشان و ویزیتهایی که توسط پزشکان و روانپزشکان باید انجام شود نیز برای ما مطرح است. در بحث آموزش نیز هزینههای آموزشی را داریم. خب همۀ اینها هزینه است ولی در اینجا بیشترین مشکل ما بحث درمان است؛ چرا که اکثر بچههایی که اینجا نگهداری میشوند دارو مصرف میکنند، یا به دلیل تشنج یا به دلیل آن ضعف و معلولیتی که دارند داروی خاص خودشان را مصرف میکنند. هزینه این داروها زیاد است و در نتیجه ما به کمک احتیاج داریم. اگر کسانی باشند که بتوانند این داروها را برای ما فراهم کنند و از ما حمایت کنند ما خیلی ممنون میشویم. همچنین اقلام مصرفی روزانه شامل مواد غذایی و شوینده را نیز نیاز داریم. در بحث مسائل فرهنگی و هنریشان هم اگر کسانی باشند که بتوانند داوطلبانه با ما همکاری کنند و به آنها هنر یاد بدهند خیلی خوب میشود. مثلاً الان بچهها بافتنی و چند هنر دیگر را یاد گرفتهاند و انجام میدهند. همچنین در بحث ورزشی، بسته به نوع معلولیت و تواناییای که دارند بتوانند به آنها خدمتی ارائه دهند. در بحث پزشکی و روانپزشکی هم اگر پزشکانی باشند که بتوانند خدماتی به ما ارائه دهند و با ما همکاری کنند ما خیلی از آنها ممنون میشویم.
دریا: آیا مردم و مسئولین به شما کمک میکنند؟
مردم ما همیشه و همهجا پای کار بودهاند و حس دلسوزی آنها بسیار زیاد است. من از همینجا صمیمانه از آنها تشکر میکنم. هر کس به اندازۀ وسع و توان مالیاش به ما کمک میکند. کمکهای آنها از ده هزار تومن تا صد هزار تومن بوده است. کسانی هم هستند که تماس میگیرند و تلفنی از ما اقلام مورد نظر را میپرسند و خریداری میکنند. این روزها شرایط اقتصادی مردم خوب نیست و ما هم خیلی توقعی از آنها نداریم ولی اگر کسانی هستند که بتوانند در این زمینههایی که عرض کردم دست ما را بگیرند، ثواب دارد و اجرشان نزد خدا محفوظ است.
دریا: لطفاً بگویید کارکنان و مراقبین این مرکز چه شرایطی دارند؟
کارکنان ما که «مادریار» نام دارند به صورت شبانهروزی و بسیار دلسوزانه و مثل یک مادر از بچهها نگهداری میکنند. آنها همان دلسوزیای که نسبت به فرزندان خود دارند را نسبت به آنها هم دارند. بعضی از بچهها هستند که نمیتوانند از پس کارهای شخصی خود مثل حمام و غیره برآیند؛ در نتیجه به کمک این مادریارها احتیاج دارند. سایر پرسنلها شامل روانشناس و مددکار و کادر آموزشی هم دلسوزانه در خدمت بچهها هستند. حقوق آنها حقوق خیلی بالایی نیست و مراکز تحت نظر بهزیستی به دلیل خیریه بودن شرایط خاص خود را دارد و ما دستمان پیش مردم دراز است. اگر مبلغی توسط مردم جمعآوری شود ما میتوانیم آنها را حمایت کنیم. چرا که بودجه ما هم مانند سایر مراکز بهزیستی پایین است. بهزیستی اعتبارات محدود و وظایف زیادی دارد و طبیعی است که نتواند تمام هزینهها را پوشش دهد. من همینجا صمیمانه از مدیر کل سازمان بهزیستی خانم جهانشاهی که بسیار دلسوزانه همیشه پای کار بودهاند و واقعاً زحمت زیادی را به صورت شبانه روزی در جهت حمایت از این فرزندان متحمل میشوند تشکر میکنم. چرا که ایشان بسیار دلسوزانه در جهت بهبود این فرزندان تلاش میکنند.
دریا: در بین این کودکان کسی هم بوده که به آغوش خانواده بازگردانده شده باشد؟
بله ما بازگشت به خانواده زیاد داشتهایم. مواردی داشتهایم که پدر و مادر هر دو اعتیاد داشتند و حالا فرزند هم دچار اعتیاد شده بود. ما کارهای درمانی آنها را انجام دادیم و مصرف مواد قطع شد. مدتها تحت نظر پزشک و روانپزشک بودند و چون بچهای بود که اصلاً مدرسه نرفته بود و فاقد مدارک هویتی بود همۀ پیگیریها توسط مددکارها و همکاران ما انجام شد و شناسنامه تهیه شد. فرزند را در مدرسه ثبت نام کردیم و اکنون در حال درس خواندن است. به طور کل اقدامات زیادی در این خصوص انجام میشود.
دریا: در آخر مطلب خاصی مد نظرتان هست که بگویید؟
باز هم تشکر میکنم از پرسنل سازمان بهزیستی علیالخصوص خانم جهانشاهی و همۀ کسانی که در این سازمان خدمت میکنند. تشکر میکنم از مردم که همیشه دست ما را گرفتهاند و همراه ما بودهاند. درخواستم این است که تا جایی که ممکن است اطلاع رسانی شود که مردم به همۀ مراکز بهزیستی در حد توانشان کمک کنند.







ثبت دیدگاه