دریانیوز//حقیقت را باید بیتعارف نوشت: هرمزگان دارد بیمارستان میسازد، تخت اضافه میکند، آمبولانس میخرد و تجهیزات درمانی وارد مدار میکند؛ اما اگر برای نیروی انسانی فکری نشود، همه اینها ممکن است به ویترینهای پرهزینهای تبدیل شوند که بیشتر به درد گزارش عملکرد میخورند تا درمان مردم. بیمارستان بدون پرستار، پزشک، بیماربر و نیروی خدماتی، بیمارستان نیست؛ ساختمان است.آنچه معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در گفتوگوی بیپرده با «دریا» گفت، یک هشدار معمولی نبود؛ آژیر خطر بود. وقتی او میگوید دانشگاه در همه سطوح، از پزشک متخصص تا بیماربر، کمبود نیرو دارد، یعنی بحران از مرحله هشدار گذشته و وارد مرحله تهدید مستقیم سلامت مردم شده است. اینجا دیگر جای ادبیات اتوکشیده اداری نیست. جان مردم با بخشنامه، جلسه و وعده درمان نمیشود.امروز سه پروژه بزرگ بیمارستانی در استان در آستانه بهرهبرداریاند؛ بیمارستان ۵۳۱ تختخوابی بندرعباس، پروژه ۲۶۴ تختخوابی الحاقی بیمارستان شهید محمدی و بیمارستان ۱۶۰ تختخوابی میناب. سالها پیگیری، هزاران میلیارد تومان اعتبار و انرژی مدیریتی صرف شده تا این ظرفیتها ساخته شوند. اما سؤال صریح این است: چه کسی قرار است کنار این تختها بایستد؟ اگر نیروی انسانی تأمین نشود، این تختها نه امید درمان، که سند سوءمدیریت خواهند بود.معاون درمان صریح گفته است که استان اکنون با کمبود شدید کادر پرستاری روبهروست و با افتتاح تختهای جدید، نیاز به نیرو چند برابر میشود. این یعنی تصمیمگیران ملی و سازمان برنامه و بودجه نباید پشت واژههایی مثل «محدودیت اعتبارات» پنهان شوند.
اگر بودجه برای ساخت بیمارستان بوده، باید عقل اداری هم برای راهاندازی آن وجود داشته باشد. ساختن بیمارستان و ندادن مجوز نیرو، شبیه خریدن اتوبوس بدون راننده است؛ پرهزینه، نمایشی و بیفایده.در چنین وضعی، کمترین مطالبه هرمزگان این است که به دانشگاه علوم پزشکی استان مجوز جذب نیروی شرکتی و قراردادی داده شود. اگر مجوز استخدام رسمی نمیدهید، دست دانشگاه را هم برای جذب موقت و فوری نبندید. این دیگر مدیریت نیست؛ قفل کردن دست کسی است که باید آتش را خاموش کند. هرمزگان نباید قربانی بخشنامههایی شود که در اتاقهای خنک تهران نوشته میشوند و از شرجی بندرعباس، تورم مسکن، فشار شیفتهای درمانی و فرسودگی پرستاران چیزی نمیفهمند.اما مجوز شرکتی و قراردادی فقط مُسکن فوری است، نه درمان نهایی. درمان ریشهای از مدرسه شروع میشود. آموزشوپرورش، وزارت علوم و دانشگاه علوم پزشکی باید برای تربیت نیروی بومی در رشتههای بهداشت و درمان برنامه جدی داشته باشند. هنرستانهای بهیاری باید تقویت شوند، دانشآموزان مستعد باید به سمت رشتههای سلامت هدایت شوند و ظرفیتهای دانشگاهی استان باید بر اساس نیاز واقعی درمان هرمزگان تنظیم شود.
این استان نباید همیشه محتاج نیرویی باشد که امروز میآید و فردا با اولین فرصت به استان برخوردارتر میرود.از آن بدتر، همین نیروهایی هم که جذب میشوند، گاهی پس از چند سال تجربهاندوزی با هزینه این استان، راهی شیراز، اصفهان یا تهران میشوند. معاون درمان به درستی از خلأهای قانونی و امکان خروج نیروهای استخدامشده سخن گفته است. این وضعیت یعنی هرمزگان عملاً به مرکز تربیت نیروی آماده برای استانهای برخوردار تبدیل شده است. این عدالت نیست؛ این نوعی تخلیه سازمانیافته سرمایه انسانی از استان محروم است.مشکل دیگر، بیانگیزگی فارغالتحصیلان برای شرکت در آزمونهای استخدامی است. چرا باید یک پرستار جوان در هرمزگان بماند وقتی حقوق و مزایایش تفاوت معناداری با مناطق خوشآبوهوا ندارد، اما اجاره مسکن در بندرعباس کمرشکن است؟ اگر قرار است فارغالتحصیلان در آزمونها شرکت کنند، باید برای آنان مشوق واقعی گذاشت؛ معافیت مالیاتی، وام مسکن، زمین، ودیعه اجاره، افزایش ضرایب پرداختی، مرخصی بیشتر برای مناطق گرمسیری و تسهیلات رفاهی مشخص. با شعار نمیشود نیرو نگه داشت. نیروی درمان هم انسان است، نه ماشین شیفتپرکن.امروز مسئولان کشور باید بفهمند هرمزگان نسخه عمومی نمیخواهد؛ نسخه ویژه میخواهد. استانی با گرمای طاقتفرسا، هزینه بالای زندگی، پراکندگی جغرافیایی و فشار سنگین درمانی را نمیتوان با همان فرمول استانهای برخوردار اداره کرد. اگر نگاه ویژه نباشد، افتتاح بیمارستانهای جدید به جای جشن خدمت، تبدیل به آغاز بحران تازه خواهد شد.اکنون وقت تصمیم است. باید مجوز جذب نیروی شرکتی و قراردادی صادر شود، مسیر تربیت نیروی بومی از مدارس و دانشگاهها فعال گردد و بستههای تشویقی برای استخدام و ماندگاری کادر درمان تصویب شود.







ثبت دیدگاه