دریانیوز//نسبت مستقیم استمرار قدرت ایران با افزایش جمعیت، به این معناست که قدرت ملی فقط از طریق تجهیزات، زیرساخت و سیاستهای مقطعی به دست نمیآید، بلکه ریشههای آن در نیروی انسانی، ظرفیت اجتماعی، توان تولید آینده و امکان تداوم نقشآفرینی کشور شکل میگیرد. قدرتی که نتواند خود را برای سالهای پیش رو بازتولید کند، دیر یا زود در معرض فرسایش قرار میگیرد؛ بنابراین جمعیت، در سطح راهبردی، یک سرمایه بلندمدت و پیشران ظرفیتهای کشور به شمار میرود.افزایش جمعیت اگر همراه با برنامهریزی درست باشد، به افزایش نیروی انسانی در افق میانمدت و بلندمدت منجر میشود و این موضوع برای اقتصاد، امنیت و اداره کشور اهمیت اساسی دارد. نیروی کار آینده، هم به معنی امکان تولید بیشتر است و هم به معنی توان مدیریت و سازماندهی در حوزههای مختلف. علاوه بر آن، جمعیت متکی به نسلهای متعدد، ظرفیت رشد شبکههای آموزشی و مهارتی را هم افزایش میدهد و کشور را قادر میسازد منابع انسانی را از حالت بالقوه به توان بالفعل تبدیل کند. وقتی جمعیت در مسیر رشد پایدار قرار بگیرد، فرصت بیشتری برای برنامهریزی آموزشی، اشتغالزایی و توسعه مهارتهای کاربردی فراهم میشود.در شرایطی که اقتصاد با فشارهای برونزا و نوسانات درآمدی مواجه است، قدرت اقتصادی تا حد زیادی به کیفیت تقاضای داخلی و پایداری آن وابسته میشود. جمعیت بیشتر، میتواند تقاضای پایدارتر و گستردهتری در بازار داخلی ایجاد کند و این امر به رونق تولید و سرمایهگذاری کمک میکند. در مقابل، کاهش رشد جمعیت یا شکلگیری روند سالمندی، معمولاً با تضعیف تدریجی بازار داخلی، کاهش نیروی کار فعال و افزایش فشارهای هزینهای همراه است.
چنین تحولاتی برنامهریزی اقتصادی را دشوارتر میکند و دولت و ساختارهای حکمرانی را در برابر موجی از هزینههای اجتماعی و مدیریتی قرار میدهد که میتواند اثر مستقیم بر تابآوری کشور داشته باشد.از منظر امنیت ملی نیز جمعیت یک عامل تعیینکننده است. امنیت تنها به معنای واکنش کوتاهمدت نیست؛ بلکه به معنی امکان پیشگیری، بازدارندگی و تابآوری در برابر بحرانهاست. کشوری که از نظر جمعیتی توان سازماندهی، جذب نیرو و تداوم سرمایه انسانی در نهادهای کلیدی را داشته باشد، در بحرانها انعطاف بیشتری نشان میدهد. افزایش جمعیت با فراهم کردن پشتوانه انسانی برای حوزههای مختلف، به کاهش ریسک کمبود منابع انسانی در زمانهای حساس کمک میکند و زمینه را برای سیاستهای دفاعی، انتظامی و مدیریت بحران فراهمتر میسازد.در ساحت اجتماعی و راهبردی، جمعیت بیشتر میتواند به پایداری ساختاری کمک کند. هرچه ساختار اجتماعی و خانوادگی در گذر زمان با فرسایش روبهرو نشود، کشور از نظر حکمرانی و سیاستگذاری ثبات بیشتری پیدا میکند و هزینههای انتقال نسلی کمتر میشود.
همچنین استمرار یک جامعه با ترکیب سنی متعادلتر، توان بیشتری برای نوآوری، کارآفرینی و انتقال تجربه ایجاد میکند. در رقابتهای راهبردی، کشوری که بتواند نسلهای پیگیر و فعال تولید علم، تولید فناوری و توسعه نهادهای اقتصادی را در کنار هم داشته باشد، برای نقشآفرینی پایدار آمادهتر است.با این حال، تأکید بر افزایش جمعیت به معنای اتکا صرف به عدد و بدون توجه به کیفیت زندگی نیست. فرزندآوری زمانی میتواند به یک روند پایدار تبدیل شود که خانوادهها احساس کنند آینده روشنتری پیش رو دارند. تحقق چنین شرایطی نیازمند همزمان کردن سیاستهای جمعیتی با سیاستهای اقتصادی و رفاهی است. حمایت از هزینههای زندگی، تسهیل ازدواج، کاهش فشارهای مربوط به مسکن، بهبود کیفیت خدمات سلامت و درمان و تضمین دسترسی عادلانه به آموزش و مهارتآموزی، در نهایت تعیین میکند آیا تمایل خانوادهها به فرزندآوری تقویت میشود یا در اثر فشارهای اقتصادی تضعیف.در چارچوب همین ضرورت، هر سیاست جمعیتی باید به اشتغال جوانان و امکان تامین معاش هم ارتباط مستقیم داشته باشد. اگر خانوادهها با نبود فرصتهای شغلی پایدار یا درآمد کافی مواجه باشند، انگیزه فرزندآوری کاهش پیدا میکند و برنامهها در سطح اعلام باقی میماند.
بنابراین وقتی گفته میشود استمرار قدرت ایران با افزایش جمعیت نسبت مستقیم دارد، منظور این است که سیاست جمعیتی باید پیوست اقتصادی و اجتماعی داشته باشد تا بتواند به تولید سرمایه انسانی واقعی منتهی شود.جمعبندی اینکه، افزایش جمعیت در نگاه راهبردی میتواند موتور تداوم قدرت ملی باشد؛ زیرا نیروی انسانی آینده را تولید میکند، ظرفیت اقتصادی و تقاضای داخلی را تقویت مینماید، عمق انسانی برای امنیت ملی را فراهم میسازد و به ثبات اجتماعی کمک میکند.اگر این موضوع با برنامهریزی دقیق برای رفاه، آموزش، اشتغال، مسکن و خدمات عمومی همراه شود، نتیجه آن تقویت قدرت ایران در افقهای آینده خواهد بود و کشور را از مسیر فرسایش تدریجی دور میسازد.







ثبت دیدگاه