دریانیوز//هزینه های سنگین دارو و درمان کمربیماران محروم را شکسته است و گاهی بدلیل همین هزینه ها نمی توانند
درمان شان را تکمیل و یا حتی آغاز کنند و رنج می کشند و برخی هم تسلیم مرگ می شوند.پدیده زیرمیزی برخی پزشکان هم که دیگر قوزبالاقوزشده است و حتی برای درمان در مراکز دولتی، بعضی از پزشکان درخواست می کنند که اول مبلغی را بیمار و خانواده اش به حسابشان واریزکند تا درمان را انجام دهد. این پزشکان به این موضوع توجهی ندارند که برای دریافت این رقم غیرقانونی و غیرشرعی ، آیا بیمار توانایی پرداخت دارد یا ندارد؛ فقط زیرمیزی شان را می خواهند که اگر واریز نشود و یا بیمار توان پرداخت نداشته باشد، باید قید درمان را بزند که این موضوع برای یکی از همکاران روزنامه نیز اواخرسال ۱۴۰۳ پیش آمد و در بیمارستان دولتی، پزشکی درخواست زیرمیزی کرد و خانواده اش هزینه نداشتند پرداخت کنند و مصدوم تصادفی جانش را ازدست داد. کم وبیش بعضی از شهروندان و یا اطرافیان شان با زیرمیزی مواجه شده اند و بخشی از مرگ و میرها بدلیل عدم توان پرداخت زیرمیزی رخ می دهد که بایستی دستگاه های نظارتی به این موضوع توجه ویژه تری داشته باشند.در آمارهای رسمی، از طرحهای بزرگ سلامت گفته میشود؛ از تجهیز بیمارستانها، خرید آمبولانسها و توسعه مراکز درمانی. اما حقیقت همیشه در جدولهای آماری دیده نمیشود.
حقیقت گاهی در چهره یک دختربچه ششساله پنهان است؛ کودکی در بندرعباس که نه سایه پدر بالای سر دارد و نه حتی در خانه اجارهایشان کولری برای فرار از گرمای طاقتفرسای جنوب.این کودک تنها به دلیل مشکل لوزه به مطب پزشک برده شد؛ وقتی پای هزینههای درمان وسط میآید، برای خانوادههای محروم به کوهی غیرقابل عبور تبدیل میشود. پزشک اعلام کرده بود برای انجام عمل در بیمارستان کودکان باید ۱۵ میلیون تومان به حسابش واریز شود. عددی که شاید برای برخی یک هزینه عادی تلقی شود، اما برای خانوادهای که حتی توان تهیه ابتداییترین امکانات زندگی را ندارد، معنایی جز بنبست ندارد.وقتی درمان به رقم حساب بانکی گره میخورد، بیماری دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ تبدیل به یک بحران اجتماعی میشود. خانوادهای که توان پرداخت این مبلغ را نداشت، ناچار به دنبال کمک افتاد تا شاید راهی برای درمان فرزندشان پیدا شود. در نهایت راهنمایی شدند که از مسیر درمانگاه بیمارستان کودکان اقدام کنند تا پذیرش و روند درمان از آن طریق انجام شود. آنجا نیز می گویند که متخصص گوش وحلق وبینی ندارند و بایستی بروید مطب .البته درخصوص این موضوع، روز گذشته به رئیس محترم دانشگاه علوم پزشکی پیام ارسال کردم تا مطلع شوند تا بررسی و دستور دهندمشکل این بیمار برطرف وکودک درمان شود. اما اصل ماجرا فراتر از یک پرونده است.
سؤال اصلی اینجاست: آیا در نظام سلامت، جایی برای درک شرایط خانوادههای محروم وجود دارد؟ آیا پزشکان مجازند که از بیمارشان هزینه جداگانه ای جهت درمان حتی در مراکز دولتی دریافت کنند؟ پزشکی صرفاً یک حرفه نیست؛ مسئولیتی انسانی و اجتماعی نیز هست. وقتی خانوادهای به دلیل ناتوانی مالی از درمان بازمیماند، مسئله فقط یک پرداخت انجامنشده نیست؛ مسئله فرو ریختن اعتماد عمومی به عدالت در درمان است.البته نمیتوان منکر اقداماتی شد که در سالهای اخیر برای ارتقای زیرساختهای سلامت در استان هرمزگان انجام شده است. تجهیز مراکز درمانی، تقویت پایگاههای اورژانس و افزایش تعداد آمبولانسها گامهای مهمی بودهاند که در یکی دوسال اخیر با جدیت در استان انجام شده واین روند با مشارکت خیرین سلامت ادامه دارد. اما واقعیت میدانی نشان میدهد که این اقدامات هنوز فاصله زیادی تا پاسخگویی کامل به نیاز مردم و بیماران در استان دارند.کمبود پزشکان متخصص و فوقتخصص، کمبود پرستاران و فشار کاری بر کادر درمان باعث شده دسترسی عادلانه به خدمات درمانی همچنان با چالش روبهرو باشد.
این کمبودها در استانهایی مانند هرمزگان که از نظر شاخصهای توسعه با محدودیتهایی مواجهند، بیشتر خود را نشان میدهد.جامعه انتظار دارد پزشکان محترم در کنار مهارت علمی، نگاه انسانی نیز داشته باشند. شرایط اقتصادی بسیاری از خانوادهها به گونهای است که حتی هزینههای اولیه زندگی را به سختی تأمین میکنند، چه برسد به پرداخت هزینههای سنگین درمان.هیچ کودکی نباید به دلیل فقر از درمان محروم بماند. اگر قرار است عدالت در سلامت معنای واقعی داشته باشد، باید سازوکاری جدی برای حمایت از اقشار محروم ایجاد شود؛ سازوکاری که در آن انسان بودن بیمار، مهمتر از موجودی حساب بانکی او باشد. سلامت، کالای لوکس نیست؛ حق ابتدایی هر انسان است.انتظار می رود حال که با پیگیری های استاندارهرمزگان و رئیس دانشگاه علوم پزشکی و نمایندگان مجلس، گام های بلندی برای تامین تجهیزات حوزه سلامت استان برداشته شده و این روند هم ادامه دارد، در حوزه تامین نیروی انسانی نیز اقدامات موثرتر صورت گیرد وبا پدیده زیرمیزی برخورد جدی تری شود ونظام پزشکی و دانشگاه اجازه ندهندهیچ بیماری بدلیل فقر از درمان محروم شود. از طرفی دیگر بایستی مراکز درمانی خیریه در استان برای درمان بیماران احداث شود.
هرمزگان بر اساس آمارهای رسمی درفقر و فلاکت در جایگاه نخست کشوری قرار دارد و جزو گران ترین استان های کشور است و به همین دلیل هم بسیاری از خانواده ها در فقر مطلق بسر می برند و نیاز است در حوزه های مختلف از آنها حمایت شود.در استانی که بیش از نیمی از جمعیتش و بخصوص در روستاها و محلات تحت پوشش نهادهای حمایتی و مراکز خیریه ونیکوکاری هستند ویا فقیر هستند وتحت پوشش هیچ نهادی نیستند وبرای معیشت و تحصیل فرزندان شان درمانده شده و دهها هزار نفر از این دانش آموزان از تحصیل بازمانده اند، واقعا توان پرداخت هزینه های سنگین درمان را ندارند؛ هزینه هایی که گاهی از درآمد این خانواده ها بیشتر است و بایستی ازبیماران محروم حمایت
شود.







ثبت دیدگاه