دریانیوز//امروز در حالی که کشور در خط مقدم جنگ شناختی و رسانهای با دشمنان قرار دارد، یک حقیقت تلخ و نگرانکننده در حال بلعیدنِ پیکرهی مطبوعات محلی و ملی ماست. وقتی از ضرورتِ «جهاد تبیین» و لزومِ مقابله با امپراتوریهای دروغپردازِ جهانی سخن میگوییم، گویی فراموش کردهایم که افسرانِ این میدان، با دستهایی خالی و انبانی از بدهکاری به جنگ اعزام شدهاند.بحران اخیر اقتصادی و افزایش ۲ تا ۳ برابری هزینههای انتشاراز قیمت کاغذ و خدمات چاپخانهها گرفته تا سرسامآور شدنِ هزینههای جارینشریات را در آستانهی یک “مرگِ خاموش” قرار داده است. در شرایطی که تعرفههای آگهیها تغییر متناسب با گرانی ها نداشته و درآمدهای رپورتاژ نیز به یمنِ انقباضِ بودجههای ادارات و بخش خصوصی به حداقل وتقریباصفر رسیده، تداوم انتشار برای بسیاری از نشریات نه یک فعالیت رسانهای، که یک «هنرِ بقاست».صنایع هم که بدلیل شرایط جنگی ،سکوت اختیار کرده اند و درآمد رسانه ها از این محل تقریبا قطع شده است.وقتی یک نشریه برای پرداخت حق بیمه و حقوقِ اندک همان حداقل نیروی انسانیاش و هزینه های چاپخانه،کاغذ و… نیز درمانده شده، چگونه میتوان انتظار داشت که به «ارتقای کیفیت محتوا» بیندیشد؟ ما با رسانههایی روبروییم که تنها هنرشان «نظمی حداقلی» در انتشار است؛ نه خلقِ اثر که بتواند در برابر غولهای رسانهای دنیا عرضاندام کند.
در این میان، استان هرمزگان نمادِ کاملِ یک بیعدالتی ساختاری در حمایت از رسانه است. آمارهای رسمی گویای واقعیتی تلخ هستند: هرمزگان همواره در صدر استانهای دارای فقر، فلاکت و تورمِ بیسابقه و گرانترین استان کشور قرار داشته است، اما در کمال تعجب، در طبقهبندیهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جزو استانهای «برخوردار» قلمداد میشود! این خطای محاسباتی، محرومیتِ مضاعفی را بر رسانههای این استان تحمیل کرده است. از طرفی دیگر برخی از خبرگزاریهای فعال در استان، در حالی که فاقد دفتر کار مناسب هستند و با اتکا به مشقتهای شخصیِ مسئولان استانیشان سرپا ماندهاند، توانِ جذبِ خبرنگار متخصص را از دست دادهاند.
چگونه میتوان در میدان جنگِ روایتها، با رسانهای که حتی «سقف» ندارد، پیروز شد؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این سالها، به صدورِ بیرویهی مجوز فعالیت رسانه های مکتوب و پایگاه های خبری اکتفا کرده است، بیآنکه خود را در قبالِ حمایت از بقای این رسانهها، بهویژه رسانههای انقلابی که بارِ اصلیِ دفاع از ارزشها را به دوش میکشند، مسئول بداند. دادنِ مجوز بدونِ بسترسازی برای فعالیت، مانندِ دادنِ حکمِ تیر به سربازی است که فشنگی در اسلحه ندارد. رسانههای انقلابی ما امروز بیش از هر زمان دیگری در محاصرهی هزینهها و بیتفاوتیهای اداری قرار دارند.نیاز به بازنگری فوری در سیاستهای حمایتی یک ضرورتِ «امنیت ملی» است.
اگر وزارت ارشاد تغییرِ نگاه در طبقهبندی استانهای محروم (همچون هرمزگان) را در دستور کار قرار ندهد و بستههای حمایتی هدفمند برای پوششِ هزینههای جاری و زیرساختی رسانهها و فعالان رسانه ای وخبرنگاران تعریف نکند، دولت باید بهزودی شاهدِ خاموشیِ چراغِ مطبوعاتِ محلی باشد.رسانه، ابزارِ قدرتِ نرم است؛ اما ابزاری که بدونِ سوخت (بودجه و حمایت)، در میدانِ نبردِ نابرابرِ رسانهای، تنها به ضایعاتی فاقد کاربرد تبدیل خواهد شد. حمایت از خبرنگار و رسانه، امروز بیش از آنکه یک لطفِ اداری باشد، یک «ضرورتِ راهبردی» برای ایستادگی در برابر امواجِ تحریف است. آیا کسی صدای خرد شدنِ استخوانِ مطبوعات را زیرِ بارِ گرانیها میشنود، یا باید منتظر ماند تا سکوتِ کامل، بر این میدان حاکم شود؟ موضوع دیگر اینکه برخی سازمان ها وادارات و بخصوص برخی از شهرداری های شهرهای استان در پرداخت هزینه های آگهی هایی که از طریق ارشاد به روزنامه ها و هفته نامه جهت چاپ ارسال شده است، تعلل می کنند.
موضوع پرداخت هزینه ها قبل از چاپ آگهی ها در سال گذشته مطرح شده بود که اگر اجرایی شود، بخش زیادی از مشکلات رسانه ها برطرف می شود که انتظار می رود استانداری وارشاد هرمزگان پیگیری نمایند این موضوع محقق شود تا گامی بزرگ در جهت رفع مشکلات رسانه ها برداشته شود. همچنین انتظار می رود موضوع اختصاص ۷۰درصد آگهی ها به نشریات محلی و ۳۰درصد به نشریات سراسری هم توسط ارشاد محقق شود تا نشریات محلی بتوانند تداوم چاپ داشته باشند و به بن بست تعطیلی و تعدیل نیرو و چاپ نامنظم نرسند.







ثبت دیدگاه