دریانیوز//گرانی های چند هفته اخیر بنظر می رسد به پروژهای برای فرسایش امید مردم تبدیل شده است.این روزها مردم در بازار، نه دنبال تخفیفاند و نه حتی بهدنبال جنس مرغوبتر؛ بسیاری فقط میخواهند «زنده بمانند». فاصله میان درآمد و هزینه، دیگر شکاف نیست؛ درهای عمیق است که هر روز خانوادههای بیشتری را در خود فرو میبرد. از مواد غذایی و میوه گرفته تا خودرو، لاستیک، لوازم یدکی،پلاستیک،کاغذ، لوازم خانگی، دارو، اجارهبها ،خودرو ،ملک و حتی ابتداییترین نیازهای زندگی، موجی از گرانی افسارگسیخته بر کشور سایه انداخته که دیگر نمیتوان آن را صرفاً نتیجه تورم معمول یا نوسانات اقتصادی دانست.آنچه امروز مردم را نگران کرده، فقط اصل گرانی نیست؛ بلکه «نوع» و «شدت» این افزایش قیمتهاست.
چگونه ممکن است کودهای شیمیایی کشاورزی که باید با نرخ حمایتی و دولتی به دست تولیدکننده برسد، در برخی اقلام هفت تا بیش از ده برابر افزایش قیمت پیدا کند؟ آیا کسی در این کشور پاسخ میدهد که کشاورز با چه منطقی باید تولید کند وقتی هزینههای اولیه او چندین برابر شده، اما محصولش را دلالان با کمترین قیمت خریداری میکنند؟ نتیجه این روند چیزی جز نابودی کشاورزی، کاهش تولید داخلی و وابستگی بیشتر غذایی نخواهد بود. حتی با شرایط قبل، کشاورزان برخی از اقلام کشاورزی را برداشت نمی کردند و در زمین رها می کردند که پیاز در حال حاضر چنین شرایطی را دارد.در بازار خودرو و لوازم یدکی نیز اوضاع تفاوتی ندارد. قیمتها گویی هر صبح با یک فرمان پنهان تغییر میکنند.
خودرویی که روز گذشته یک قیمت داشت، امروز دهها میلیون تومان گرانتر شده و هیچ نهادی هم پاسخگو نیست. لوازم خانگی، لاستیک، قطعات مصرفی و حتی کالاهای ضروری، عملاً از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج شدهاند. مردم حق دارند بپرسند این حجم از آشفتگی و بیثباتی چگونه و تحت نظارت کدام دستگاه اتفاق میافتد؟واقعیت تلخ آن است که در کنار فشار اقتصادی، رکود سنگین نیز بر کشور حاکم شده است. بسیاری از مشاغل در ماههای اخیر یا تعطیل شدهاند یا بهشدت از رونق افتادهاند. صدها هزار نفر درکشور بیکار شدهاند و صدهاهزار خانواده، نگران تأمین ابتداییترین هزینههای زندگی هستند. وقتی دخل مردم با خرجشان هیچ تناسبی ندارد، طبیعی است که امید اجتماعی نیز آسیب ببیند.در این میان، انتظار افکار عمومی آن بود که دولت در چنین شرایط دشواری، حامی مردم باشد؛ اما متأسفانه مردم هر روز با خبر جدیدی از افزایش قیمتها، حذف حمایتها یا رشد هزینههای خدمات مواجه میشوند.
این پیام خطرناکی برای جامعه دارد؛ اینکه مردم احساس کنند در برابر موج گرانی، تنها رها شدهاند.از سوی دیگر، عملکرد ضعیف و بعضاً منفعل دستگاههای نظارتی، به نگرانیها دامن زده است. بازار عملاً به حال خود رها شده و سوداگران و دلالان، بیهیچ واهمهای قیمتها را بالا میبرند. سؤال اساسی اینجاست: چرا برخورد قاطعی با شبکههای اخلال در بازار صورت نمیگیرد؟ چه کسانی از این آشفتگی سود میبرند؟ آیا این گرانیهای زنجیرهای و همزمان، صرفاً تصادفی است؟بسیاری از بیماران بدلیل هزینه های سنگین دارو و درمان ، توان پرداخت ندارند و برخی تسلیم مرگ می شوند که بایستی برای درمان قشر ضعیف و محروم جامعه چاره ای اندیشیده شود .امروز مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله امنیت روانی و اجتماعی مردم است. جامعهای که زیر بار معیشت خرد شود، در برابر هر التهاب و نارضایتی آسیبپذیر خواهد شد. مسئولان باید بدانند ادامه این روند، فرسایش اعتماد عمومی را به دنبال دارد؛ اعتمادی که سرمایه اصلی کشور در شرایط حساس کنونی است. مردم بیش از هر زمان دیگری، نیازمند اقدام فوری، نظارت واقعی و برخورد بیتعارف با عوامل آشکار و پنهان این آشفتگی اقتصادی هستند.







ثبت دیدگاه