دریانیوز//در هرمزگان، کشاورز دیگر فقط با آفت و خشکسالی و کمآبی نمیجنگد؛ او حالا باید با سیاستهای غلط، قیمتهای افسارگسیخته و وعدههای بیسرانجام هم دستوپنجه نرم کند. وقتی کود شیمیایی با نرخ دولتی، ناگهان ۵ تا ۷ برابر جهش قیمت پیدا میکند، دیگر اسمش «اصلاح قیمت» نیست؛ این، یک فشار مستقیم به ستون فقرات تولید است. کشاورزی که باید دغدغه کاشت و برداشت داشته باشد، امروز درگیر بقاست؛ بقای مزرعه، بقای محصول و حتی بقای زندگی.
ماجرا فقط به کود ختم نمیشود.بذر، سم، حقوق کارگر، هزینه حملونقل، وسایل بستهبندی و دیگر نهادههای تولیدهم بهطرز کمسابقهای گران شدهاند. یعنی کشاورز از همان روز اول کشت، با یک تراز مالی منفی وارد زمین میشود.
نتیجه روشن است: کاهش سطح زیرکشت، افت انگیزه تولید، فرسایش اقتصادی روستاها و در نهایت، ضربه مستقیم به امنیت غذایی مردم. هیچ جادویی هم در کار نیست؛ وقتی تولید را گران میکنید و حمایت را حذف، گرانی در بازار مصرف قطعی است.در این میان، گندم به عنوان مهمترین محصول استراتژیک و رکن اصلی سبد غذایی مردم، قربانی یک تناقض تلخ شده است. از یک سو همه از اهمیت خودکفایی در گندم سخن میگویند، از سوی دیگر قیمت تضمینی آن برای امسال حدود ۴۹ هزار و ۶۵۰ تومان با احتساب ۶۵۰ تومان بیمه تعیین شده؛ رقمی که با واقعیت هزینههای تولید همخوانی ندارد. دردناکتر اینکه همین مبلغ اندک هم برای بخشی از گندمهای خریداریشده هنوز پرداخت نشده است. دولت محصول را تحویل میگیرد، اما پولش را با تأخیر میدهد؛ آن هم در شرایطی که کشاورز باید نقدی خرید کند، نقدی دستمزد بدهد و نقدی بدهیهایش را بپردازد. این مدل حکمرانی، کشاورز را به تولید تشویق نمیکند؛ او را به خروج از چرخه رسمی هل میدهد.
وقتی قیمت داخلی پایین و پرداختها دیرهنگام باشد، طبیعی است که قاچاق گندم بهسوی بازارهایی که هم قیمت بالاتری دارند و هم نقدی پرداخت میکنند، تقویت شود. بعد هم همان مدیرانی که بستر این آشفتگی را ساختهاند، با ژست مبارزه با قاچاق ظاهر میشوند؛ در حالی که ریشه قاچاق، نه در مرز، بلکه در سیاستگذاری معیوب است.از سوی دیگر، ماجرای پیاز و…نمونه آشکار یک بیتدبیری تکراری است؛ محصولی که کشاورز با هزار هزینه و زحمت تولید میکند، اما در زمان برداشت آنقدر ارزان میشود که برداشتش دیگر صرفه اقتصادی ندارد. فاجعه آنجاست که حتی مطالبات پیاز خریداریشده سال گذشته توسط دولت هم هنوز کامل پرداخت نشده و این یعنی کشاورز نه از بازار آزاد امنیت دارد و نه از خرید دولتی اطمینان. در چنین صحنهای، کشاورز فقط ضرر را میان دو دست خود جابهجا میکند.حمایت از کشاورز، تعارف رسانهای و شعار مناسبتی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای حفظ امنیت غذایی، کنترل قیمتها، استمرار تولید و تقویت صادرات است. اگر سیاستهای اشتباه در حوزه کشاورزی ادامه یابد و کشاورزان زیر بار هزینههای کمرشکن و مطالبات معوق رها شوند، نتیجهاش روشن است: خودکفایی آسیب میبیند، صادرات تضعیف میشود و سفره مردم کوچکتر از همیشه خواهد شد. حقیقت تلخ این است؛ بیپناهی کشاورز، یعنی بیفردایی بازار.







ثبت دیدگاه