دریانیوز// ناوبان دوم پوریا درویشی، از بازماندگان ناوشکن دنا روایتی تکاندهنده از شبی را بازگو میکند که دریادلان نیروی دریایی ارتش، در مسیر بازگشت از ماموریتی صلحآمیز، هدف حمله ناجوانمردانه دشمن آمریکا قرار گرفتند؛ شبی که گویی اقیانوس نیز در سوگ مظلومیت فرزندان ایران اشک ریخت. به گزارش ایرنا، ناوشکن «دنا»، امروز برای ملت ایران نه تنها یک ناوشکن، که نماد مظلومیت قهرمانانی است که در شامگاه ۱۳ اسفندماه ۱۴۰۴، در اوج انجام وظیفه و در راستای ماموریت صلح و دوستی، هدف حملهای ناجوانمردانه قرار گرفتند. این ناوشکن، روایتی است از دریادلانی که در ابتدای بهمنماه سال گذشته، به دعوت رسمی کشور هند، سفری آموزشی را برای شرکت در «رزمایش میلان ۲۰۲۵»آغاز کردند و در مسیر بازگشت از این ماموریت مهم، مورد حمله دشمن قرار گرفتند.
ناوشکن دنا روایت مظلومیت دریادلانی است که به واسطه پروتکلهای رزمایش، نه سلاح دوربرد داشت و نه سلاح سنگین و نتوانست از خود دفاع کند. ناوشکن دنا روایت حماسه مردانی است که شهید شدند، دنا یادآور قهرمانانی است که خود را نه «بازمانده» بلکه «جامانده از شهادت» میدانند. شاید که نه به طور حتم، کلمات برای توصیف آنچه بر ناو دنا گذشت، کم میآورند و توصیف آنچه در دل شب و در اقیانوس گذشت، کافی نیست اما روایت یکی از این قهرمانان، گواهی است بر عمق این فاجعه و عظمت این حماسه. ناوبان دوم پوریا درویشی، یکی از این دریادلان که در ناوشکن دنا حضور داشت، قهرمانی که عشق به وطن، او و دوستانش را به فداکاری بزرگی واداشت. آنها با تن مجروح، همرزمان خود را از ناوشکن دنا بیرون میکشیدند تا مبادا شهید شوند، با پای شکسته با بدنی رنجور، به دنبال پیکر شهدا بودند تا مبادا در دریا غرق شوند. ساعتها روی آب شناور بودند، در حالی که درد داشتند. ناوبان دوم درویشی در گفتوگو با ایرنا از شبی میگوید که با پوست و استخوانش کربلا را حس کرد. شبی که با اشک و ناله برای دوستانش سپری شد، در حالی که پاهایش شکسته، کتفش در رفته و ترقوهاش آسیب دیده بود. حتی فکر کردن به این اتفاق تن آدم را میلرزاند اما اینها قهرمانان واقعی هستند. کسانی که باید با آدمهای معمولی فرق داشته باشند. آنها شجاع، باایمان و دوستداشتنی هستند و نامشان برای همیشه در قلب مردم این سرزمین حک شده است.
ناوبان دوم پوریا درویشی عزیز، قبل از اینکه به آن شب برسیم، از خودتان بگویید، از مسیری که شما را به عرشه ناوشکن دنا رساند.
از سال ۱۳۸۲ وارد نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شدم، این یک افتخار بزرگ برای من بود. نیروی دریایی برای من یک پناهگاه امن و به عبارت سادهتر، خانهام بود و هست. رسیدن به ناوشکن شهید دنا، راهی آسان نبود، زحمت کشیدم، سختی دیدم و دورههای مختلفی گذراندم. همه ما که آنجا حضور داشتیم، تخصصهای گوناگونی داشتیم.
چه مسئولیتی روی ناو داشتید؟
ارشد دسته ضد زیردریایی ناوشکن دنا بودم.
ماموریت چه زمانی شروع شد؟
بنده و دوستانم با ناوشکن شهید دنا، چهارم بهمنماه سال ۱۴۰۴ از اسکله بندرعباس جدا شدیم و به سمت بندر «ویشاکاپاتنام» در کشور هند حرکت کردیم تا در رزمایش بینالمللی «IMEX–MILAN ۲۰۲۶» با شعار «امنیت و صلح دریایی» شرکت کنیم. در قالب ناوگروه اعزام شدیم، اما چون ناوشکن دنا یک برند جهانی بود، این شناور پیش از این نیز در قالب ناو گروه ۳۶۰ نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران موفق شده بود ماموریت دور دنیا را با موفقیت به انجام برساند که افتخاری بزرگ برای توان دریایی کشور به شمار میرفت. ناوشکن شهید دنا یک ناوشکن بومی بود و با افتخار تاکید میکنم که ناوشکنی بومی به دست مهندسان، دانشجویان و پرسنل نیروی دریایی ارتش در طول سه سال به سازمان رزم نیروی دریایی ملحق شد.
در حال بازگشت به ایران بودید که این جنایت صورت گرفت، چه زمانی متوجه شدید جنگ شروع شده است؟
چند روز قبلتر متوجه شدیم که کشور ما درگیر جنگ با آمریکای جنایتکار و رژیم منحوس و کودککش صهیونیستی شده است. همه ما ناراحت و نگران بودیم. شهادت امام خامنهای، خبر تلخی بود که قلبهایمان را شکست، شهادت دختران و پسران ما حالمان را خراب کرده بود. همه ناراحت و متاثر بودیم. همه بچهها دلشان در ایران بود.
فکر میکردید ممکن است این اتفاق بیفتد؟
ببینید، وقتی جنگ شد ما آمادگیهای لازم را کسب کرده بودیم. اجازه بدهید کاملتر توضیح بدهم. زندگی بر روی ناو و دریا سختیهای خودش را دارد. در این شرایط هر کسی بنا به رسته و شغل خود باید شرح وظایف خودش را انجام دهد. به عنوان مثال یک نفر موتوریست است، دیگری برقی، یکی مسئول راهبری است. هر کسی وظایف خاص خودش را دارد. از فرمانده تا کسی که در موتورخانه نگهبانی میدهد، همه نسبت به وظایف خود آشنا هستند. ما سالها دریانوردی کرده بودیم و همه چیز طبق برنامه پیش میرفت. همانطور که گفتم، ما نزدیک کشور سریلانکا بودیم و متوجه شدیم کشور عزیزمان درگیر جنگ شده است و در آمادگی قرار داشتیم.
قبل از اتفاق، شرایط چطور بود؟ چه لحظهای فهمیدید اوضاع عادی نیست؟
در عرشه و در رسته خودم بودم، ما بر اساس پروتکلها رفتار میکنیم. بنده چون سنواتم بالاتر بود، پنج یا شش نفر با من بودند و فردی دیگر که از من ارشدتر بود نیز گروه دیگری داشت. هر کسی شرح وظایف خودش را داشت. نفر مسئول برق، برق را کنترل میکرد؛ نفر توپخانه، سلاحها را چک میکرد هر کسی وظایف خاص خودش را داشت. همه میدانستیم وظایفمان چیست اما …
اما چی؟
فکر نمیکردیم اینگونه ناجوانمردانه به ما حمله کنند، آن هم با زیردریایی. ساعت حدود ۳:۲۰ بامداد در آبهای جنوب سریلانکا بودیم که اولین اژدر توسط زیردریایی آمریکایی به سمت پروانه ناوشکن دنا اصابت کرد و حرکت ناو را گرفت.
بعد چه شد؟
بعد از این اصابت، بنده به همراه فرمانده دوم و چند نفر دیگر به سمت بخشهای خوابگاهی رفتیم تا مطمئن شویم کسی جا نمانده است. بخش جلو، وسط و سایر قسمتها را بررسی کردیم. در مسیر بازگشت، فکر نمیکردیم اژدر دوم شلیک شود، چون اولی هم میتوانست ناو را غرق کند.
و اژدر دوم شلیک شد؟
اژدر دوم به پاشنه ناوشکن، همان جایی که پرسنل حضور داشتند، اصابت کرد. مشخص بود اژدر دوم با هدف تلفات انسانی شلیک شد، این حمله باعث شهادت ۱۰۴ نفر از همرزمانم شد. ما که در راهرو بودیم، حدود ۱۰ تا ۱۵ متر به جلو پرتاب شدیم. دوباره بلند شدم یکی از بچهها زیر وسایل گیر کرده بود که او را بیرون کشیدم. برخی هنوز زنده بودند، با دوستان نبض میگرفتیم و اولویت با آنهایی بود که جان داشتند، مصدومان را به بیرون هدایت کردیم.لحظات ویژهای بود، لحظاتی که حتی فکر کردنش هم سخت است. لحظات عجیبی بود؛ برخی از همرزمانمان شهید شده بودند، برخی مصدوم بودند و نیاز به کمک داشتند. بدون اغراق، کربلای واقعی را آنجا دیدیم و با پوست و استخوان لمس کردیم. از ۳۲ نفر که زنده ماندیم، چند نفر را از زیر وسایل بیرون کشیدیم. یکی دندههایش شکسته بود، صورت و سر و ترقوهاش آسیب دیده بود. هر کدام درد زیادی داشتیم اما نمیتوانستیم جا بزنیم، باید ادامه میدادیم، مصدومان را به آب انداختیم و سپس دنبال پیکر شهدا رفتیم تا در صورت غرق شدن ناو، در آن نمانند.
در آن لحظات به چه چیزی فکر میکردید؟
ما فقط به همرزمانمان فکر میکردیم. آنها برادران ما بودند. بیشتر از خانواده با آنها زندگی کرده بودیم. دنبال نجات خودمان نبودیم، دنبال نجات دیگران بودیم. هر کسی وظیفهاش را میدانست و با کمک خدا توانستیم ۳۲ نفر را نجات دهیم.
لحظهای بود که احساس کنید امیدی باقی نمانده؟
ترس و اضطراب نداشتیم، اما شرایط بسیار سخت بود. ما سالها با هم بودیم، مأموریتهای زیادی را با یکدیگر پشت سر گذاشته بودیم، بیشتر از آنکه در کنار خانوادههایمان باشیم با یکدیگر بودیم، تمام این خاطرات مثل فیلم جلوی چشمم آمد. هر پیکر، خاطرات روزهای مشترک را زنده میکرد. بغض داشتیم، اما باید کارمان را انجام میدادیم.
چند ساعت در آب بودید؟
۳۲ نفر در آب شناور بودیم. طبق پروتکل دور هم جمع شدیم. همگی مجروح بودیم. قایقهای نجات را باز کردیم و افراد دارای مجروحیت بیشتر ابتدا سوار قایق شدند. از ساعت ۳:۲۰ تا ۱۱ صبح در اقیانوس بودیم تا نیروی دریایی سریلانکا رسید.
در لحظات غرق شدن دنا چه حسی داشتید؟
ناوشکن به شکل عمودی غرق شد. این صحنه غرور، افتخار و اصالت ایرانی را نشان داد. مطمئن باشید انتقام خون شهدا گرفته خواهد شد، مطمئن باشید بچه های نیروی دریایی و نیروهای مسلح انتقام سختی از دشمن خواهند گرفت که تا ابد فراموش نکنند.
رئیسجمهور آمریکا در روزها و هفته های اخیر بارها ادعا کرده نیروی دریایی ایران نابود شده است، نظرتان درباره این اظهارات چیست؟
ترامپ آدمی است که حرفهایش بی اهمیت است، دروغگوی جنایتکار است، اگر نیروی دریایی از بین رفته، پس چگونه تنگه هرمز را کنترل میکنیم؟ این حرفها برای فرار از شکست است. مطمئن باشید کار غیر انسانی و سخیف وی بی پاسخ نخواهد ماند و دلاورمردان و سربازان وطن به خصوص نیروی دریایی ارتش انتقام سختی از او خواهند گرفت تا در تاریخ و یادها ماندگار خواهد بماند.
با این توصیف خانواده ۲۰ شهید جاویدالاثر دنا که گفته بودند عزیزانشان همچنان سرپستشان مشغول خدمت هستند موافقید؟
نظر شخصی خودم را بگویم؟
هر طور که دوست دارید.
اینکه خانوادههای شهدای جاویدالاثر دنا که گفته بودند عزیزانشان همچنان سرپستشان مشغول خدمت هستند الهام بخش است، یعنی اینکه ماموریت سربازان وطن چه در زمان حیات و چه در بعد از شهادت ادامه دارد و ایثار فداکاری و غیرت ایرانی تمام نمیشود.
ذهن شما امروز درگیر چیست؟
فکر من هنوز درگیر آن روز است و نمیدانم چطور بگویم و چطور از آن روز حرف بزنم، آن شرایط با هیچ کلمهای قابل توصیف نیست. تصویر چهرههای پر از غرور و شجاعت همرزمانم جلوی چشمانم است؛ چهرههایی که با غرور و تا لحظه شهادت ایستادند. نفری داشتیم که کمرش به شدت آسیب دیده بود، نشسته بود تا بار را از دوش ما بردارد، پارو میزد و آب خالی میکرد. صادقانه میگویم، مخصوصا برای ما ۳۲ نفر که زنده ماندیم. از ۸۴ پیکری که به آغوش وطن بازگشتند، خودمان ۲۵ پیکر مطهر همرزمانمان را گرفتیم، بنده حقیر و دوستانم توفیق داشتیم که عملیات نجات را به درستی انجام دهیم. دوست دارم در مصاحبه این جمله را بگویم.
این جمله چیست؟
بعد از این حادثه ما را بازمانده مینامند، ما جامانده از شهادت هستیم. هیچ افتخاری بالاتر از شهادت نیست. به قول یکی از دوستان، باید راوی درست شهدا باشیم و از مقاومت و استواری همرزمان خود بگوییم. آمریکای جنایتکار بداند اگر ناو ما را بزند، نمیتواند مغزهای ما را بزند. ما دوباره ناوشکنی خواهیم ساخت مجهزتر، به روز تر و نامش را «دنا» میگذاریم، با تمثال تمام شهدای عزیزمان.
پیام شما به مردم ایران؟
اینکه مردم ایران همیشه لطف داشتهاند، دعا و محبت این عزیزان تکیهگاه ما بوده است، میدانها و خیابانها را در تمام این روزها ترک نکردند و امید همرزمان ما در جبهههای حق علیه باطل بودند و ما باید قدرشناس شهدایی باشیم که جانشان را فدای وطن کردند.
در این مصاحبه بارها از پیشوند شهید برای ناوشکن دنا استفاده کردی، موضوعی که حتما جوابش جذابش است.
ناو دنا به اقیانوس پیوست و شهید شد و غرق نشد. به زودی ناوشکنی قویتری ساخته خواهد شد.







ثبت دیدگاه