دریانیوز // بهزیستی؛ کلمهای که بارها و بارها به گوشمان خورده، اما تاکنون به معنی دقیق آن توجه نکردهایم. همانطور که از نامش پیداست؛ بهزیستی جایی است برای بهتر زندگی کردن. بهتر زندگی کردن برای کسانی که زیستِ مناسبی نداشتهاند و رفتار درستی ندیدهاند. عموم مردم جامعه فکر میکنند که بهزیستی تنها جایی است برای نگهداریِ بچههای بیسرپرست و هرگاه نام این موسسه به گوششان میخورد خیلی زود تصویر یک کودک بیسرپرست در ذهنشان تداعی میشود. در حالی که سازمان بهزیستی بیش از 60 وظیفه به عهده دارد که نگهداری از کودکان بیسرپرست تنها یکی از آنهاست. در ادامه با وظایف این سازمان بهتر آشنا میشویم اما در حال حاضر یکی از وظایف بهزیستی؛ نگهداری و کمک به بیماران روانی است. کسانی که خواسته و ناخواسته به مشکلات روحی و روانی دچار شدهاند و حالا از طرف خانواده و جامعه طرد شدهاند و زیر نظر این سازمان قرار گرفتهاند. در این راستا به سراغ مرکز نگهداری از بیماران روانی ساحل آرامش ماندگار در بندرعباس رفتیم و با آقای حسین شجاعی مدیر این مرکز هم صحبت شدیم.

دریا: آقای شجاعی لطفاً به ما بگویید که این مرگز چگونه جایی است؟
ضمن عرض تشکر از حضور شما باید بگویم که ما مرکز بیماران روانی زنان را از سال 1393 تحویل گرفتهایم و الان 12 سال است که به این بچهها خدمت میکنیم. در حال حاضر حدود 88 نفر معلول اعصاب و روان که همگی خانم هستند در اینجا حضور دارند که عدهای مجهولالهویهاند و هیچ کس را ندارند. ما حتی نمیدانیم اهل کجا هستند و از کجا آمدهاند!. عدهای هم بدسرپرست هستند، اما عدهای هم که سرپرستِ خوب دارند خانوادههایشان توان نگهداری از آنها را ندارند؛ چرا که یک بیمار اعصاب و روان حداقل سه نفر باید مواظب او باشند تا هر آن، کار دست خودش یا دیگران ندهد یا از خانه فرار نکند. یا ممکن است از نظر مالی توان نگهداری از او را نداشته باشند چون اکثراً از قشر فقیر و ضعیف جامعه هستند که بیشترشان هم ساکن روستا هستند.

دریا: نحوۀ پذیرش آنها به چه صورت است؟ؤ
نحوۀ پذیرش آنها به این صورت است که آنها باید حداقل دو بار سابقۀ بستری در بخش اعصاب و روان بیمارستان شهید محمدی را داشته باشند و بعد از آن اگر باز هم حالشان خوب نشد و نتوانستند در خانه نگهداری شوند، در آن صورت با آن مشخصات به سازمان بهزیستی مراجعه میکنند. سازمان بهزیستی هم بعد از تأیید کمیسیون پزشکی آنها را به اینجا ارجاع میدهد. خیلیهایشان هم از طریق دادگاه به اینجا اعزام شدهاند که آنها هم همین مراحل را طی کردهاند منتهی با حکم قضایی. مثلاً بیمار روانیای در شهر دیده شده، ابتدا او را به نزد قاضی بردهاند، سپس ابن سینا و دادگاه. دادگاه هم او را به بهزیستی ارجاع داده و
بهزیستی هم او را به ما ارجاع داده که ما از او نگهداری میکنیم.
دریا: آیا در این مدت کسی بوده که حالش به طور کامل خوب شده باشد؟
بله در این 12 سال حدود 60 الی 70 نفر حالشان کاملاً خوب شده و اکنون در خانههای خودشان زندگی میکنند.
دریا: آنها وقتی از اینجا رفتند؛ آیا احتمال اینکه دوباره به این بیماری یا سایر بیماریهای روانی دچار شوند وجود دارد؟
بله. آنهایی که مرخص میشوند باید حتماً داروهایشان را برابر با چیزی که پزشک متخصص توصیه کرده مصرف کنند زیرا که آنها همیشه باید تحت نظر پزشک باشند. خیلی از آنها اگر دارو بخورند قابل نگهداری در خانه هستند اما اگر داروهایشان را مصرف نکنند ممکن است دوباره به این بیماریها دچار شوند. بعضی از آنها که در اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر دچار اینگونه بیماریها شدهاند اگر دوباره به سمت مواد بروند و بیمار شوند، ابتدا به کمپ فرستاده میشوند، اگر باز خوب نشدند دوباره به اینجا بازگردانده میشوند.
دریا: آیا مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی میتواند باعث بروز بیماریهای اعصاب و روان شود؟
بله مصرف شیشه، ماریجوانا، گل و از این دست موارد میتواند باعث بروز اینگونه بیماریها شود. بعضی از آنها هر چه دم دستشان بیاید مصرف میکنند که این باعث به وجود آمدن مشکلات اعصاب و روان در آنها شده است. اینها بعد از 20 روز که در کمپ ماندند و سمزدایی شدند، به اینجا ارجاع داده میشوند و ما از آنها نگهداری میکنیم. حالا این فرد بعد از چند ماه نگهداری و مصرف دارو حالش خوب میشود و به خانه بازمیگردد. اگر دوباره مصرف مواد داشته باشد احتمال برگشت وجود دارد. به احتمال زیاد هم آنها داروهایشان را مصرف نمیکنند و به سراغ مواد مخدر میروند که دوباره این مشکل تکرار میشود.

دریا: داروهای آنها باید تا آخر عمر مصرف شوند؟
معمولاً داروها باید تحت نظر پزشک مصرف شوند. آنهایی هم که دیگر نیازی به مصرف دارو ندارند باید تحت نظر پزشک متخصص و به صورت آرامآرام داروهایشان را ابتدا کم و سپس ترک کنند تا مشکلی پیش نیاید. در واقع آنها نباید به صورت خودسرانه داروهایشان را ترک کنند؛ بلکه باید مرتب تحت نظر روانپزشک باشند.
دریا: به طور کل طریقۀ نگهداری از یک بیمار روانی چگونه است و کارکنان شما چگونه کار میکنند؟
نیروهای ما شبانه روزی و به صورت سه شیفت کار میکنند. اینجا با مراکز روزانه متفاوت است. مراکز روزانه صبحانه و ناهار و شام نمیدهند، نیازی به تعویض لباس بیمار و شستن آنها ندارند، نه آشپز نیاز دارند و نه خیلی چیزهای دیگر. ولی اینجا بیمار مانند کودک خردسالی که در خانه زندگی میکند باید تمام نیازهایش برآورده شود، بهخصوص که بیمار روان خیلی مشکلات دیگر هم دارد؛ مثلاً یک معلول جسمی مغز و حواس سالمی دارد و میداند خیلی کارها را نباید انجام دهد، اما اینها اینگونه نیستند؛ به طور مثال هر بار که این بیماران غذا میخورند اکثرشان لباس خود را کثیف میکنند چرا که حواسشان نیست. بعضی از آنها حتی کنترل ادرار خود را نیز ندارند و باید مرتب تعویض لباس شوند. برخی از آنها به سرویس بهداشتی میروند و یادشان میرود شیر آب را ببندند چرا که نمیدانند، اما بیمار جسمی این چیزها را میداند و مشکلی ایجاد نمیکند. کارکنانِ ما در اینجا به معنای واقعی ایثار میکنند؛ چرا که گاهی پیش آمده بیمار مراقب را در حین انجام کار سیلی زده است.
حالا جالب است که همین بیمار چند دقیقه بعد از او تقاضای کاری را کرده! علت این است که نمیداند چند دقیقه قبل چه اتفاقی افتاده است. حتی گاهی نسبت به کارکنان نفرین و فحاشی هم کردهاند که خیلی زود رفتار دیگری نشان دادهاند.یکی از علتها هم این است که آنها دوست دارند از اینجا بیرون بروند اما ما نمیتوانیم؛ بلکه باید صبر کنیم تا خانوادههایشان بیایند. گاهی قاضی حکم میدهد که این بیمار را که خانواده هم ندارد رها کنید تا بتواند به بیرون برود. در واقع ما فقط با حکم قضایی میتوانیم این کار را انجام دهیم. ولی بقیه را نمیتوانیم رها کنیم؛ آنها اکثراً جوان و جای دختران ما هستند. در هر صورت، کارکنان باید رعایت حال اینگونه بیماران را بکنند. ما در اینجا نیروهایی داشتهایم که بعد از 20 روز، دیگر تحمل نداشته و استعفا دادهاند؛ چون که آنها حق ندارند با بیماران تند برخورد کنند؛ بلکه باید آرام باشند، صبور باشند و حوصلۀ زیادی داشته باشند. کار با بیمار اعصاب و روان صبوری زیادی میطلبد که این کارکنان باید داشته باشند.
دریا: آیا خانوادههای این بیماران به اینجا سر میزنند؟
بله خانوادهها یک هفته در میان به اینجا سر میزنند و جویای احوال بیمارشان میشوند. برخی از این بیماران به دلیل شرایط جنگی به نزد خانوادههایشان برگشتند اما خیلی زود؛ مثلاً یک هفته، به اینجا برگردانده شدند؛ چرا که خانوادههایشان توان نگهداری از آنها را نداشتهاند.
دریا: به طورکل این بیماران به چه نوع بیماریهای روانیای دچار هستند؟
بیماریهایی مثل دوقطبی، اسکیزوفرنی و امثال اینها. اما بسیاری از اینها در اثر مصرف مواد مخدر به این بحران دچار شدهاند. برخی هم وراثت؛ که باعث شده فرد از کودکی دچار بیماری اعصاب و روان بشود. بعضی هم به دلیل ضربههای روحی و روانی سنگینی که در اثر مشکلات شدید خانوادگی بر آنها قالب شده به این مشکل دچار شدهاند.
دریا: این بیمارها از چه طیف سنیای هستند؟
ما اینجا از بیمار 16 ساله داریم تا 70 ساله. بیمار 16 سالۀ ما در اثر طلاق و جدایی والدین و مشکلاتِ پس از آن به این بحران دچار شده است. به جز بیماران مجهولالهویه، بقیه بیشتر به خاطر مسائل بدسرپرستی و رفتار نادرست والدین دچار این بیماری شدهاند. در اینجا توصیهای که به والدین دارم این است که خانواده باید از کودکی حواسش به روح و روان فرزندش باشد. بچهها، چه دختر و چه پسر، نباید خیلی تحت فشار باشند و برایشان محدودیت ایجاد کرد. کودک باید کودکیاش را بکند و انرژی نهفتۀ درونش را تخلیه کند تا در نوجوانی و جوانی با مشکلات روحی و روانی دستوپنجه نرم نکند. بچهها گناهی ندارند. آنها انسانهای ضعیفی هستند که تاب و توان هضم خیلی از مسائل را ندارند. تابآوری آنها پایین است؛ در نتیجه در مواجهه با مشکلات خانوادگی سنگین، ممکن است به این وضعیت دچار شوند. ما در اینجا بیماری داریم که مادرش او را در سنین خیلی پایین باردار شده و به همین علت، طرز برخورد با فرزندش را نمیدانسته و ندانسته او را دچار بیماریهای روحی و روانی کرده است.مشکلات مالی و اقتصادی و عدم توانایی در برآورده ساختن نیازهای کودکان نیز باعث تحت فشار قرار گرفتن برخی از آنها شده و عملکرد سیستم عصبی اینان را دچار مشکل کرده است. در بعضی موارد هم دیده شده که نوجوان در اثر فشارهای زیادی که در خانواده متحمل شده است به سمت دوستان ناباب و مواد مخدر کشیده شده و در نهایت اعتیاد او را به اینجاها کشانیده است.
دریا: شما در این مرکز چه مشکلات و خواستههایی دارید؟ آیا بودجۀ شما کافی است و دولت به شما رسیدگی میکند؟
حقیقت این است که سازمان بهزیستی؛ سازمان ضعیفی از لحاظ بودجه است در حالی که طیف وسیعی از جامعه را تحت پوشش خود دارد. از زنان بیسرپرست و بدسرپرست گرفته تا مراکز توانبخشی و ترک اعتیاد و دختران و پسران فراری و شیرخوارگاه. این سازمان بودجهای که میگیرد را بین مراکز خود توزیع میکند. متأسفانه مردم گمان میکنند وظیفۀ بهزیستی صرفاً فقط نگهداری و مراقبت از بچههای بیسرپرست است، اما در واقعیت این سازمان بیش از 60 وظیفه بر عهده دارد که تازه با این وضعیتِ بودجهای خیلی خوب هم زحمت کشیده و توانسته از پس مدیریتِ آن برآید. برخلاف ادارههایی مثل آب یا برق که فقط وظایف مربوط به آب یا برق را دارند، این سازمان وظایف زیادی را دارد. به نظر من تنها کاری که میشود برای ما انجام داد این است که سازمان برنامه ریزی و بودجه، بودجۀ بیشتری را به ما اختصاص دهد. بهزیستی تنها 30 درصد از هزینههای ما را پرداخت میکند که انصافاً به موقع هم پرداخت میکند، اما مابقی هزینهها بستگی به تلاش مدیریت اینجا دارد که بتواند از مردم مشارکت بگیرد و آنها را جذب کند. ما با مردم و شرکتهای مختلف صحبت میکنیم تا بتوانیم جذب مشارکت بگیریم و آن 70 درصد باقیمانده را فراهم کنیم.
دریا: در نهایت درخواست شما از مردم و مسئولین چیست؟
بیشترین درخواست ما این است که بتوانند ما را به خیّرین معرفی کنند یا خیّری که قصد کمک به سازمان بهزیستی را دارد به اینجا بیاورند تا هم معلولین را ببینند و هم از نظر مالی به آنها کمک کنند. خیلی از این معلولین مشکل قلبی دارند و نمیتوانند بدون برق و کولر دوام بیاورند. ما اینجا یک روز در میان آب نداریم و با وجود منبع کوچکی که داریم به شدت به مشکلات آبی دچاریم، در حالی که 88 نفر معلول داریم که بدون آب نمیتوانند زندگی کنند و لباسها و وسایل آنها باید هر روز و هر ساعت شسته شود. ساختمان اینجا بسیار قدیمی است. درخواستم این است که سازمان بهزیستی یا خیّرین در تعمیر و نو کردن این ساختمان به ما کمک کنند. درخواست دیگر من این است که حقوق کارکنان ما را افزایش دهند و مانند سایر کارمندان حداقل حقوق را بگیرند؛ چرا که کار آنان بسیار سخت و بهنوعی ایثار است اما متأسفانه حقوق آنها نسبت به کاری که انجام میدهند بسیار پایین است و آنها از این وضعیت راضی نیستند. اگر سازمان بهزیستی بودجۀ ما را بیشتر کند ما میتوانیم حقوق کارکنان خود را افزایش دهیم.







ثبت دیدگاه