دریانیوز// موضوع «نظام محاسباتی غلط ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران» را میتوان در چارچوب گستردهتری از تقابل راهبردی آمریکا با ایران در دهههای اخیر دانست . در این چارچوب، هر رئیسجمهور آمریکایی بر اساس برداشت خود از توانمندیهای ایران، ساختار سیاسی آن، روحیه مردم و وضعیت منطقه، محاسباتی انجام داده و بر پایه آن تصمیماتی گرفته است. تفاوت دوره ترامپ با بسیاری از مقاطع گذشته، اتکای شدید او به جنگ روانی، فضاسازی رسانهای و تلفیق فشار حداکثری اقتصادی با تهدیدهای نمادین نظامی بود؛ رویکردی که بیش از آنکه مبتنی بر شناخت عمیق از جامعه و حاکمیت ایران باشد، بر تصورات ذهنی و برداشتهای غلط از تجربه سایر کشورها استوار بود.ترامپ گمان میکرد الگوی فشار که در برابر برخی دولتهای وابسته یا شکننده نتیجه داده، در مورد ایران نیز قابل تکرار است. از نگاه او، تحریمهای سنگین، نمایش قدرت نظامی، ائتلافسازیهای نمادین و استفاده از ادبیات تند، کافی است تا یک کشور به پای میز مذاکرهای که واشنگتن طراحی کرده، کشانده شود و نهایتاً امتیازات مورد نظر آمریکا را واگذار کند.
این تصور، بهروشنی نشاندهنده نادیده گرفتن چند مؤلفه اساسی بود: ریشهدار بودن ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با فشارهای خارجی، ظرفیتهای منطقهای ایران و نیز پیوند میان قدرت سخت و نرم در سیاست خارجی کشور.همزمان، اتکای ترامپ به فضای مجازی، پیامهای لحظهای و تصمیمگیریهای احساسی، فاصله او را از یک تحلیل دقیق و مبتنی بر واقعیتهای میدانی بیشتر کرد. او بارها کوشید با پیامهای کوتاه، تهدیدآمیز یا متناقض، فضای افکار عمومی جهان و منطقه را تحت تأثیر قرار دهد، بیآنکه به تأثیرات بلندمدت چنین رفتاری بر اعتبار آمریکا و واکنش طرف مقابل توجه کافی داشته باشد.
مجموع این عوامل باعث شد نظام محاسباتی ترامپ در قبال ایران، نه بر پایه شناخت و ارزیابی واقعی، بلکه بر پایه توهم قدرت مطلق آمریکا و دستکم گرفتن اراده و توان ملت ایران شکل بگیرد؛ توهمی که در عمل، خود را بهصورت سلسلهای از شکستهای سیاسی و روانی نشان داد.
خطای محاسباتی ترامپ در برابر ملت ایران
کارشناس مسائل سیاسی استان هرمزگان، در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به «به خطا رفتن نظام محاسباتی ترامپ» گفت: رئیسجمهور آمریکا با تکیه بر شایعه و دروغ تلاش دارد شکستهای خود در برابر اقتدار جمهوری اسلامی ایران را جبران کند، اما در شناخت ملت ایران دچار اشتباه راهبردی شده است. حجتالاسلام والمسلمین احمد غلامی با بیان اینکه «یکی از اهرمهای اصلی دشمن، شایعه و دروغ است»، اظهار داشت: آنچه دین مبین اسلام از آن نهی کرده و همه انسانهای خدامحور آن را ناپسند میدانند، همین شایعهپراکنی و دروغگویی است و امروز نیز این ابزار در دستور کار جریانهای معاند قرار دارد. وی با اشاره به مواضع رئیسجمهور آمریکا تصریح کرد: از ابتدای تحولات اخیر، شاهد صدور سخنان متناقض و بعضاً خلاف واقع از سوی ترامپ بودهایم؛ بهگونهای که یک روز سخن از مذاکره میگوید، روز دیگر از جنگ، و زمانی دیگر ادعای صلحطلبی مطرح میکند. این تناقضها نشان میدهد او در توهم محاسباتی به سر میبرد و تلاش دارد با فضاسازی رسانهای، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.غلامی ادامه داد: ترامپ تصور میکرد با لفاظی، تهدید، جابهجایی ناوها و اعزام تجهیزات به غرب آسیا و حتی همسو کردن برخی کشورهای ضعیف منطقه میتواند جمهوری اسلامی ایران را به زانو درآورد، اما در کمتر از چند روز متوجه خطای محاسباتی خود شد و دریافت که ایران کشوری مقتدر است؛ اقتداری که ناگزیر شد در سخنان خود به آن اذعان کند.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: آمریکا برای پیشبرد اهداف خود، به دنبال جلب همراهی کشورهای اروپایی و اعضای ناتو رفت، اما همراهی گستردهای شکل نگرفت و بسیاری از کشورها با جنگ و تنش علیه ایران اسلامی مخالفت کردند. در این میان، تنها برخی دولتهای محدود منطقهای با سیاستهای واشنگتن همسو شدند. وی با اشاره به تغییر رویکرد آمریکا از فشار نظامی به طرح مذاکره گفت: پس از آنکه اهداف مورد نظر از مسیر تهدید و جنگ محقق نشد، موضوع مذاکره را مطرح کردند تا آنچه در میدان به دست نیاوردند، پشت میز گفتوگو دنبال کنند؛ اما جهان دید که ایران نه در جنگ و نه در مذاکره، تسلیم نمیشود.غلامی یکی دیگر از محاسبات غلط ترامپ را القای اختلاف میان مسئولان و مردم ایران دانست و خاطرنشان کرد: تلاش برای ایجاد دوگانگی و تفرقه، از دیگر سناریوهای رسانهای آنان بود، اما انتشار مواضع هماهنگ از سوی مسئولان و حضور بهموقع و گسترده مردم در صحنه، نشان داد که وحدت و همدلی در کشور وجود دارد و این پروژه نیز با شکست مواجه شده است. وی در پایان تأکید کرد: دشمنان پس از ناکامی در عرصههای نظامی و سیاسی، بیش از گذشته بر جنگ روانی، شایعه و دروغ تمرکز خواهند کرد؛ از این رو لازم است مردم با هوشیاری، مراقب فضاسازیها باشند و اجازه ندهند ناامیدی و تفرقه که از اهداف اصلی جریانهای معاند است، در جامعه گسترش یابد.
مردم، مراقب فریبکاریهای ترامپ باشند
حجت صادقی، فعال سیاسی برجسته استان هرمزگان، در گفتگو با خبرنگار ما، با اشاره به جنایات دونالد ترامپ در ایران و تلاشهای وی برای ایجاد تفرقه میان مسئولان کشور، اظهار داشت: رئیسجمهور آمریکا با اتخاذ سیاستهای خصمانه و تلاش برای ایجاد شکاف در صفوف متحد مسئولان کشورمان، در محاسبات خود دچار اشتباهی فاحش شد.وی این رویکرد را بخشی از جنگ روانی دشمنان علیه ملت ایران دانست که با هدف تضعیف انسجام داخلی صورت میگیرد. صادقی با بیان اینکه «شایعهپراکنی و دروغپردازی از ابزارهای اصلی دشمنان در جنگ نرم است»، تأکید کرد: ترامپ نیز از این تاکتیکها برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند.وی به مواضع متناقض و خلاف واقع ترامپ اشاره کرد و گفت: «به جای اتکا به استدلال منطقی، شاهد فضاسازی رسانهای و انتشار اخبار متضاد بودیم که تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر ناکامیهای سیاستهایش در قبال ایران بود. این فعال سیاسی هرمزگانی، خطای محاسباتی ترامپ در شناخت ملت ایران را یکی از دلایل اصلی شکست سیاستهایش برشمرد و افزود: رئیس جمهور جنایتکار آمریکا تصور میکرد با تهدید و فشار میتواند ملت ایران را به زانو درآورد، اما غافل از اینکه ملت ایران ملتی مقاوم و متحد هستند که در برابر زیادهخواهیهای بیگانگان، یکپارچگی خود را حفظ میکنند.
صادقی، مقاومت و اتحاد مردم را عامل اصلی خنثیسازی توطئههای دشمن دانست.وی همچنین به تلاشهای آمریکا برای جلب حمایت بینالمللی اشاره کرد و بیان داشت: واشنگتن در پی ایجاد اجماع جهانی علیه ایران بود، اما بسیاری از کشورها با گسترش تنش و همراهی با سیاستهای تهاجمی آمریکا مخالف بودند، که این امر نشاندهنده انزوای نسبی راهبرد خصمانه آمریکا بود.صادقی در خصوص موضوع مذاکره، که پس از ناکامی فشارها مطرح شد، موضع قاطع ایران را یادآور شد و گفت: جمهوری اسلامی ایران در هرگونه مذاکرهای، چه در شرایط عادی و چه در چارچوب دیپلماسی فعال، بر اصول و منافع ملی خود پایبند است و هیچگونه عقبنشینی از مواضع اصولی را نمیپذیرد.این فعال سیاسی برجسته، با تأکید بر ضرورت هوشیاری مردم در برابر جنگ روانی دشمن، افزود: دشمنان با استفاده از ابزارهای رسانهای و تبلیغاتی، به دنبال ایجاد شکاف و تفرقه در جامعه هستند.
هوشیاری، بصیرت و انسجام ملی، بهترین سلاح ما در برابر این توطئههاست.دبیر حزب نگاه نو استان هرمزگان از مردم خواست تا با اتکا به اخبار موثق و تحلیلهای صحیح، فریب تبلیغات دشمن را نخورند و همواره حافظ وحدت و اقتدار کشور باشند.نتیجهگیری در مورد خطای محاسباتی ترامپ در قبال ایران، نشان میدهد که سیاست خارجی آمریکا در دوره او بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات فردی و هیجانی وابسته بود و از منطق راهبردی دور شد. ترامپ، با تکیه بر برداشتهای سطحی از قدرت ایران، تصور میکرد با فشارهای اقتصادی، تهدید نظامی و عملیات رسانهای گسترده، میتواند ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را دچار فروپاشی یا تسلیم کند. اما آنچه در واقع رخ داد، دقیقاً عکس این پیشبینی بود: ایران نهتنها در برابر فشارها عقبنشینی نکرد، بلکه توانست با اتکا به ظرفیتهای داخلی و حمایت مردمی، بر شدت اقتدار خود بیفزاید و تصویر جدیدی از مقاومت فعال در برابر قدرتهای بزرگ ارائه دهد.این تجربه، برای آمریکا درسهای مهمی داشت. نخست، اینکه شناخت غلط از روحیه ملتها میتواند هزینههای سنگینی برای سیاست خارجی یک کشور داشته باشد.
دوم، اینکه ابزارهایی مانند تحریم، تهدید و شایعه اگر بدون پشتوانه واقعی و درک عمیق از جامعه هدف اجرا شوند، نهتنها اثرگذار نیستند بلکه موجب همبستگی بیشتر درون آن ملت خواهند شد. در همین چارچوب، ترامپ که میخواست ایران را در میدانهای سیاسی و روانی منزوی کند، خود به عامل همگرایی داخلی و منطقهای علیه سیاستهای تجاوزکارانهاش تبدیل شد.از سوی دیگر، خطاهای ترامپ صرفاً ناشی از بیتجربگی یا رفتارهای احساسی نبود، بلکه ریشه در ساختار ذهنی مبتنی بر «برتری مطلق آمریکا» داشت؛ ذهنیتی که سالهاست جهانِ متحول و متکثر امروز، آن را به چالش کشیده است. ایران توانست با دیپلماسی هوشمند، مقاومت مردمی و حفظ وحدت مسئولان، چهرهای مقتدر از خود در برابر این سیاستها نشان دهد. در نتیجه، دوره ترامپ را میتوان نماد آشکار شکست محاسباتی آمریکا دانست؛ شکستی که بار دیگر ثابت کرد قدرت نه در تهدید و دروغ، بلکه در شناخت واقعی و احترام به اراده ملتهاست.







ثبت دیدگاه