دریانیوز//در آموزش مجازی والدین نه تنها باید محیط مناسبی را فراهم کنند، بلکه در طول کلاسها کنار کودک بنشینند، مشکلات فنی را حل کنند، تکالیف را بررسی کنند و انگیزه کودک را حفظ کنند. این موضوع برای والدینی که شاغل هستند، بسیار دشوار و استرسزا است. بسیاری از والدین احساس میکنند که نمیتوانند همزمان کار کنند و از کودک مراقبت کنند. این فشار میتواند منجر به تنش در روابط خانوادگی، خستگی والدین و در نهایت کاهش کیفیت آموزش شود.علاوه بر این، سطح سواد دیجیتال و آموزشی والدین بسیار متفاوت است. برخی والدین توانایی تدریس مفاهیم درسی را ندارند و این موضوع باعث میشود کودک احساس ناتوانی کند. در آموزش حضوری، معلم متخصص وظیفه تدریس را بر عهده دارد و والدین فقط نقش پشتیبان را دارند. بنابراین، آموزش مجازی بار سنگینی بر دوش خانوادهها میگذارد و میتواند به سلامت روان والدین و کودکان آسیب بزند.کودکان در سنین رشد نیاز به تحرک بدنی، بازیهای فیزیکی و استراحت کافی دارند. آموزش حضوری معمولاً با زنگهای تفریح، ورزش و بازیهای گروهی همراه است که به رشد عضلات، هماهنگی عصب و عضله و سلامت جسمی کمک میکند.در آموزش مجازی، کودکان ساعتها در یک حالت ثابت (نشسته) و در مقابل صفحه نمایش قرار میگیرند. این موضوع منجر به مشکلاتی مانند کمردرد، گردندرد، چاقی و کاهش تحرک میشود.
همچنین، نور آبی ساطع شده از صفحات نمایش میتواند به بینایی کودکان آسیب برساند و باعث خستگی چشم، سردرد و اختلال در خواب شود. خواب شبانه کودکان نیز به دلیل استفاده از دستگاههای الکترونیکی و استرس ناشی از کلاسهای مجازی مختل میشود.در مقابل، در کلاس حضوری، کودکان بین کلاسها حرکت میکنند، در حیاط بازی میکنند و از نور طبیعی استفاده میکنند. این تفاوت در سبک زندگی، تأثیر عمیقی بر سلامت جسمانی کودکان دارد. آموزش مجازی، اگرچه آسایش فیزیکی را در خانه فراهم میکند، اما در درازمدت به سلامت جسمی کودکان آسیب میزند و نیاز به برنامهریزی دقیق برای جبران تحرکهای از دست رفته دارد.یکی از نگرانکنندهترین جنبههای آموزش مجازی، تشدید شکاف طبقاتی و نابرابری آموزشی است. در آموزش حضوری، همه دانشآموزان در یک محیط یکسان (مدرسه) قرار میگیرند و به امکانات پایهای مانند کتاب، تخته و معلم دسترسی دارند. اما در آموزش مجازی، کیفیت آموزش به شدت به امکانات خانوادگی وابسته است.
خانوادههای ثروتمندتر میتوانند برای کودکان خود لپتاپهای پیشرفته، اینترنت پرسرعت، کلاسهای خصوصی آنلاین و محیطهای آرام فراهم کنند. اما خانوادههای کمدرآمد ممکن است تنها به یک گوشی موبایل قدیمی یا حتی بدون اینترنت دسترسی داشته باشند. این تفاوت باعث میشود که دانشآموزان فقیرتر از آموزش عقب بمانند و شکاف آموزشی بین آنها و دانشآموزان ثروتمند بیشتر شود.علاوه بر این، در مناطق روستایی و محروم، زیرساختهای اینترنتی ضعیف است و بسیاری از کودکان نمیتوانند به کلاسها متصل شوند. این موضوع باعث میشود که آموزش مجازی به جای یک فرصت برابر، به یک عامل تبعیضآمیز تبدیل شود. در آموزش حضوری، مدرسه سعی میکند این شکاف را با ارائه امکانات برابر جبران کند، اما در آموزش مجازی، این شکاف عمیقتر میشود. بنابراین، از نظر عدالت آموزشی، آموزش حضوری برتری دارد و آموزش مجازی نیازمند مداخلات دولتی جدی برای جبران نابرابریها است. با توجه به مزایا و معایب هر دو روش، به نظر میرسد که آموزش مجازی نمیتواند به طور کامل جایگزین آموزش حضوری برای دانشآموزان ابتدایی شود.
کودکان در این سنین نیاز به تعاملات انسانی، بازی، تحرک و نظارت مستقیم دارند که تنها در محیط مدرسه قابل تأمین است. با این حال، آموزش مجازی نیز مزایایی دارد که نمیتوان آنها را نادیده گرفت؛ مانند دسترسی به منابع آموزشی متنوع، انعطافپذیری زمانی و امکان یادگیری در هر مکان.آینده آموزش ابتدایی احتمالاً در ترکیبی از هر دو روش (آموزش ترکیبی یا Blended Learning) نهفته است. در این مدل، کلاسهای حضوری برای تعاملات اجتماعی، فعالیتهای گروهی، آزمایشگاهها و ورزش استفاده میشوند و آموزش مجازی برای تکمیل درسها، مرور مطالب و ارائه محتوای ویدیویی به کار میرود. این ترکیب میتواند بهترین بهرهوری را داشته باشد و همزمان نیازهای آموزشی و اجتماعی کودکان را برآورده کند.برای موفقیت این مدل، نیاز به بازنگری در سیستم آموزشی، آموزش معلمان برای استفاده از تکنولوژی، فراهم کردن زیرساختهای مناسب برای همه دانشآموزان و تغییر نگرش والدین است. باید با سیاستگذاریهای هوشمند، از شکاف دیجیتالی جلوگیری کنند و به مدارس کمک کنند تا از تکنولوژی به عنوان یک ابزار کمکی استفاده کنند، نه جایگزین معلم.







ثبت دیدگاه