دریانیوز // در روز نهم اسفند ماه سال ۱۴۰۴، ایران شاهد یک حملهای بود که توسط ائتلافی از قدرتهای جهانی با محوریت آمریکا و رژیم صهیونیستی، و با همکاری و میزبانی کشورهای منطقه صورت گرفت. این اقدام نظامی، نه تنها تلاشی برای تضعیف توان دفاعی و نظامی ایران بود، بلکه ابعاد گستردهتری از جنگ روانی و رسانهای را نیز شامل میشد. مهاجمان با محاسبات دقیقی که بر پایه برهم زدن انسجام اجتماعی و روانی جامعه ایران استوار بود، انتظار داشتند که در مدت زمانی کوتاه، کنترل اوضاع را از دست نیروهای مسلح کشور خارج کنند. اما واقعیت میدانی و مقاومت مثالزدنی نیروهای مسلح و ملت ایران، تمامی این پیشبینیها را نقش بر آب کرد. موسی جاودان عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه هرمزگان و پژوهشگر عرصه فرهنگی و اجتماعی، در گفتگو با خبرنگار دریا، به تحلیل عمیق ابعاد مختلف این حمله، استراتژی مهاجمان، عوامل کلیدی مقاومت ایران، و چشمانداز پیش رو برای دستیابی به صلحی پایدار میپردازد.
دریا: هدف اصلی حمله دشمنان در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ چه بود و این حمله توسط چه بازیگرانی هدایت میشد؟
حملهای که در تاریخ نهم اسفند ماه سال ۱۴۰۴ بر ایران تحمیل شد، یک عملیات نظامی پیچیده و چندوجهی بود که اهداف استراتژیک مشخصی را دنبال میکرد. بازیگران اصلی این تهاجم، قدرتهای جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند. این دو، با همراهی و میزبانی برخی کشورهای منطقه که در حوزه خلیج فارس واقع شدهاند، تلاش کردند تا جبههای متحد علیه ایران شکل دهند. هدف اعلام شده و درونی این حمله، در ابتدا شکستن اراده پولادین و انسجام اجتماعی-نظامی ایران بود.مهاجمان بر این باور بودند که با وارد کردن ضربهای قاطع و غافلگیرکننده، به ویژه با هدف قرار دادن جمعی از سران نظام، میتوانند شوک بزرگی به ساختار فرماندهی و روحیه عمومی وارد کنند. فراتر از ضربات نظامی، بخش عمدهای از استراتژی مهاجمان بر پایه جنگ روانی و رسانهای استوار بود.آنها قصد داشتند با بهرهگیری از ظرفیت رسانههای خود و رسانههایی که در اختیار نیروهای متخاصم قرار داشت، روایتی را بسازند که منجر به ایجاد شکاف و آشفتگی در جامعه ایران شود. این همراهی بین اقدام نظامی و عملیات روانی-رسانهای، نشاندهنده درک عمیق مهاجمان از اهمیت جنگ ترکیبی در عصر حاضر بود.
دریا: مفهوم آشفتگی روانی در استراتژی مهاجمان چه جایگاهی داشت و چرا این عنصر برای آنها از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بود؟
مفهوم آشفتگی روانی به عنوان هسته اصلی و ستون فقرات استراتژی مهاجمان در این حمله تعریف شده بود. آنها به درستی تشخیص داده بودند که در شرایط یک حمله برقآسا و غیرمنتظره، مهمترین عاملی که میتواند یک جامعه و نیروهای مسلح آن را دچار بحران کند، فروپاشی روانی و از دست دادن انسجام اجتماعی است.از دیدگاه آنها، آشفتگی روانی نه تنها روحیه دفاعی را تضعیف میکند، بلکه میتواند منجر به ایجاد شکافهای داخلی، بیاعتمادی و در نهایت از هم گسیختگی اجتماعی و نظامی شود. مهاجمان به شدت بر این باور بودند که با ایجاد شوک اولیه و سپس بمباران تبلیغاتی از طریق رسانههایی که ادعا میشد روایتساز و متخاصم هستند، میتوانند جامعه ایران را به سمت سردرگمی، ترس و انفعال سوق دهند.این رویکرد، نشاندهنده درک آنها از آسیبپذیری جوامع در برابر فشارهای روانی و تبلیغاتی در عصر اطلاعات بود. آنها تصور میکردند که این آشفتگی روانی، به خودی خود، میتواند به فروپاشی جامعه منجر شود، حتی بدون نیاز به درگیری نظامی تمام عیار.
دریا: دلیل اصلی انتظارات مهاجمان مبنی بر کنترل سریع جنگ توسط نیروهای ایرانی، چه بود و این پیشبینیها تا چه حد واقعبینانه بود؟
مهاجمان، به ویژه رهبران سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی، انتظارات بلندپروازانهای را در مورد سرعت فروپاشی احتمالی دفاع ایران در سر میپروراندند. این انتظارات عمدتاً بر دو پایه استوار بود: اول، تصور واهی از تأثیرگذاری سریع و گسترده آشفتگی روانی-اجتماعی که قرار بود از طریق حملات نظامی و تبلیغات رسانهای ایجاد شود. آنها گمان میکردند که این وضعیت، نیروهای مسلح ایران را در کمتر از یک هفته، یعنی بازهای بین دو تا چهار روز، از توانایی مدیریت بحران و کنترل جنگ ناتوان خواهد ساخت.دوم، اتکای بیش از حد به عواملی چون نیروهای وطنفروش و خودفروخته داخلی که تصور میکردند میتوانند به فروپاشی داخلی کمک کنند. این پیشبینیها، در نهایت، تصویری نادرست و غیرواقعبینانه از تواناییها، انسجام و روحیه مقاومت جامعه ایران ارائه میداد. این برداشت، ناشی از عدم درک عمیق از فرهنگ، تاریخ و اراده ملی ایرانیان بود و در عمل، با مقاومت قاطع نیروهای مسلح و حمایت مردمی مواجه شد.
دریا: چه عواملی باعث شد تا مقاومت نیروهای مسلح ایران و ملت ایران، فراتر از انتظارات و محاسبات اولیه مهاجمان قرار گیرد؟
موفقیت ایران در دفع حمله و مقاومت شگفتانگیز نیروهای مسلح، نتیجه مجموعهای از عوامل در هم تنیده بود که فراتر از محاسبات ساده نظامی و روانی مهاجمان قرار داشت. نخست، تعهد و باور عمیق و قلبی نیروهای مسلح کشور به آرمانها و دفاع از وطن، عاملی تعیینکننده بود، این باور، انگیزهای فراتر از دستورات نظامی صرف ایجاد میکرد.دوم، حمایت عاطفی-روانی و اجتماعی مردم نقشی حیاتی ایفا کرد. مردم ایران با حضور فعال خود در صحنه، از نیروهای مسلح حمایت کرده و با ایجاد یک جبهه متحد، روحیه آنها را تقویت نمودند. این حمایت اجتماعی، سپر محکمی در برابر جنگ روانی دشمن بود.سوم، امید و اعتماد به نفس که در میان نیروهای مسلح و مردم موج میزد، عاملی کلیدی بود. این امید، به ویژه در مواجهه با حملات هوایی سنگین دشمن، باعث شد تا از همان روز اول، مقاومت فعال و جسورانهای شکل گیرد.در نهایت، مدیریت قاطع تنگه حیاتی هرمز توسط نیروهای مسلح، توانمندی استراتژیک و عملیاتی ایران را به نمایش گذاشت و ضربهای مهلک به برنامهریزیهای مهاجمان وارد کرد. این عوامل در کنار هم، تصویری متفاوت از آنچه مهاجمان انتظار داشتند، خلق کرد.
دریا: نقش حمایتی مردم ایران در موفقیت مقاومت در برابر حمله چگونه تحلیل میشود؟
نقش مردم ایران در این رویارویی، فراتر از یک تماشاگر صرف بود و در ابعاد مختلف، ستون فقرات مقاومت را تشکیل داد. حمایت عاطفی-روانی و اجتماعی که متن به آن اشاره میکند، در واقع به معنای ایجاد یک همبستگی عمیق بین ملت و نیروهای مسلح بود.این حمایت، به صورتهای گوناگون خود را نشان داد: از ابراز همبستگی عمومی و روانی، تا پشتیبانیهای معنوی و در برخی موارد، لجستیکی. در شرایطی که دشمن تلاش داشت تا با ایجاد آشفتگی روانی، انسجام جامعه را بر هم زند، حضور پررنگ و حمایت قاطع مردم، این تلاشها را خنثی کرد.این پشتیبانی مردمی، به نیروهای مسلح اطمینان داد که در این نبرد تنها نیستند و از حمایت یک ملت یکپارچه برخوردارند. این حس تعلق و همبستگی، اعتماد به نفس و امید را در میان رزمندگان تقویت کرد و آنها را برای رویارویی با دشواریهای جنگ آمادهتر ساخت. در واقع، مردم ایران با حفظ آرامش، اتحاد و ابراز وفاداری، نقش مهمی در خنثیسازی بخش عمدهای از جنگ روانی دشمن ایفا کردند.
دریا: اقدام ایران در مدیریت قاطع تنگه هرمز چه پیامدها و دستاوردهای استراتژیکی را به همراه داشت؟
مدیریت قاطع تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران، یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین دستاوردهای این رویارویی بود. این اقدام، صرفاً یک مانور نظامی نبود، بلکه پیامی قاطع به جهان ارسال کرد مبنی بر اینکه ایران توانایی کنترل و مدیریت یکی از حیاتیترین شاهراههای استراتژیک جهان را داراست.این عمل، فرمول افسانههای ترامپ روانی و نتانیاهو دیوانه را که بر اساس برتری نظامی و روانی بنا شده بود، باطل کرد. توانایی ایران در جلوگیری از عبور کشتیها و ناوهای کشورهای متخاصم از این تنگه، نشاندهنده سطح بالایی از آمادگی عملیاتی، اقتدار نظامی و اراده سیاسی بود.این دستاورد، قدرت بازدارندگی ایران را به طور چشمگیری افزایش داد و محاسبات استراتژیک قدرتهای جهانی را در منطقه با چالش جدی مواجه ساخت. این اقدام، ثابت کرد که ایران میتواند در برابر فشارهای شدید، نه تنها مقاومت کند، بلکه ابتکار عمل را نیز به دست گیرد.
دریا: چرا مدیریت تنگه هرمز در شرایط جنگی، نیازمند دست برتر در جبهه جنگ و اعتماد به نفس بالا بود؟
کنترل و مدیریت تنگه هرمز در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ تمام عیار است، یک عملیات فوقالعاده پیچیده و پرمخاطره محسوب میشود. این امر مستلزم داشتن دست برتر در جبهه جنگ و میدان رزم است؛ به این معنی که نیروهای مسلح باید از نظر تجهیزات، تاکتیک، اطلاعات و فرماندهی، در وضعیتی برتر نسبت به دشمن باشند تا بتوانند چنین منطقهای را با موفقیت مدیریت کنند.علاوه بر تواناییهای نظامی، اعتماد به نفس و باور به توانایی انجام این کار، از اهمیت حیاتی برخوردار است. این اعتماد به نفس، ناشی از سالها آموزش، آمادگی، روحیه بالا و باور به درستی مسیر و هدف است. نظامیان، سیاستمداران و رؤسای جهان که شاهد این اقدام بودند، از جسارت، قاطعیت و توانمندی نیروهای مسلح ایران شگفتزده شدند، زیرا این سطح از اعتماد به نفس و توانمندی عملیاتی، در چنین شرایط پرفشاری، تنها از یک اراده ملی قوی و انسجام نیروهای مسلح نشأت میگیرد.
دریا: با گذشت بیش از یک ماه از آغاز جنگ، ارزیابی کلی از وضعیت میدانی و رویکرد نیروهای مسلح ایران چگونه است؟
با ورود جنگ به دومین ماه خود، تصویری که از میدان نبرد ارائه میشود، حکایت از استقامت و پایداری بینظیر نیروهای مسلح ایران دارد. نیروهای مسلح کشور، جانانه و با تمام وجود در حال نبرد با دشمن هستند. این مقاومت، حتی در مواجهه با حملات سنگین و پیوسته دشمن، ادامه یافته است. دشمنی که در ابتدا با ادعای پیروزی سریع وارد میدان شده بود، اکنون در وضعیتی درمانده توصیف میشود. این وضعیت، نشاندهنده موفقیت نیروهای ایرانی در خنثیسازی طرحهای اولیه مهاجمان و وارد کردن خسارات قابل توجه به آنهاست.ارزیابی کلی این است که ایران توانسته است ابتکار عمل را حفظ کرده و دشمن را در موضع دفاعی قرار دهد. این پایداری، نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر روحی و روانی نیز یک پیروزی مهم برای ملت ایران محسوب میشود.
دریا: با وجود دست برتر ایران در نبرد، چرا بر لزوم پیگیری گفتگو و دیپلماسی برای دستیابی به صلح پایدار تاکید شده است؟
تاکید بر پیگیری گفتگو و دیپلماسی در کنار ادامه نبرد، نشاندهنده یک رویکرد هوشمندانه و جامعنگرانه به مدیریت بحران است. اگرچه نیروهای مسلح ایران در میدان نبرد دارای دست برتر هستند و دشمن در وضعیت درماندگی قرار گرفته است، اما هیچ جنگی به طور نامحدود ادامه نمییابد.در نهایت، پایان جنگ نیازمند یک توافق سیاسی است. بنابراین، ضمن حفظ اقتدار نظامی و ادامه مقاومت پیروزمندانه تا زمان لزوم، فعالسازی کانالهای دیپلماتیک برای دستیابی به صلح پایدار ضروری است. این رویکرد چندوجهی تضمین میکند که ایران هم در میدان نبرد حرف اول را بزند و هم در عرصه سیاسی، منافع خود را تأمین کرده و از ایجاد درگیریهای مجدد در آینده جلوگیری نماید.این دیپلماسی قوی، مکمل اقتدار نظامی است و به ایران امکان میدهد تا با پیروزی، صحنه را ترک کند و دستاوردهای نظامی خود را به نتایج سیاسی پایدار تبدیل نماید.
دریا: پیام نهایی شما در مورد چشمانداز آینده نبرد، رویکرد ایران و انتظارات از جامعه جهانی چیست؟
پیام نهایی شما، ترکیبی از اقتدار، مقاومت، امید و فراخوان به صلح پایدار است. ایران با تکیه بر انسجام ملی، اراده پولادین نیروهای مسلح و حمایت مردمی، توانسته است تهدید بزرگ مهاجمان را خنثی کند و دشمن را در موضع ضعف قرار دهد.این مقاومت، نه تنها دفاع از تمامیت ارضی، بلکه نمایشگر عظمت و اقتدار یک ملت کهن است. انتظار از جامعه جهانی این است که این واقعیت را درک کرده و شاهد شکست تاریخی دشمنان ضد بشر باشند.در عین حال، ایران با رویکردی واقعبینانه، بر لزوم استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای دستیابی به صلحی پایدار تاکید دارد. این بدان معناست که ایران به دنبال پایان دادن به درگیریها از طریق مذاکره و توافق است، اما این کار را از موضع قدرت و با حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی خود انجام خواهد داد.پیام نهایی، امید به پیروزی بر خصم درمانده و ایجاد جهانی امنتر و پایدارتر از طریق ترکیبی از اقتدار نظامی و دیپلماسی خردمندانه است.







ثبت دیدگاه