دریانیوز// خودکشی نوجوان، واژهای سنگین و تلخ است؛ واژهای که بسیاری ترجیح میدهند آن را نشنوند، دربارهاش حرف نزنند و حتی وجودش را انکار کنند. اما پنهان کردن یک زخم، درمانش نمیکند. در سالهایی که نوجوانان بیش از هر زمان دیگری در معرض فشارهای تحصیلی، اجتماعی و فضای مجازی قرار گرفتهاند، مسئله سلامت روان آنها دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت فوری است. برای واکاوی این موضوع، پای صحبتهای ثریا پرمایه نشستیم؛ روانشناس و مشاور خانوادهای که سالهاست با نوجوانان و خانوادههایشان کار میکند و از نزدیک با افکار و بحرانهای پنهان آنها روبهرو شده است.
دریا:خانم پرمایه، برخی معتقدند پرداختن رسانهای به موضوع خودکشی باعث ترویج آن میشود. شما چه نظری دارید؟
پنهان کردن هیچ دردی، آن را درمان نمیکند. اگر ما درباره یک مسئله حرف نزنیم، به این معنا نیست که وجود ندارد. شاید در گذشته هم این مشکلات بوده، اما چون دیده نمیشده و دربارهاش صحبت نمیکردند، فکر میکنیم امروز بیشتر شده است. در حالی که امروز فقط لایههای پنهان، آشکارتر شدهاند. نوجوان امروز با حجم بالایی از اطلاعات، مقایسهها و فشارهای اجتماعی مواجه است؛ دسترسی به فضای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و اخبار، بار روانی سنگینی ایجاد میکند. اگر در کنار این فشارها، راهنما و همراه آگاهی هم نباشد، نوجوان احساس تنهایی میکند و ممکن است به تصمیمهای جبرانناپذیر فکر کند.
دریا:به نظر شما مهمترین عامل گرایش نوجوان به افکار خودآسیبرسان چیست؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، در بسیاری از موارد ریشه در نوع ارتباط دارد. ارتباط در خانواده، در مدرسه و در محیطهای اجتماعی. وقتی نوجوان در خانه با تحقیر، سرزنش، بیتوجهی یا دیده نشدن روبهرو میشود، احساس ارزشمندیاش آسیب میبیند. این احساس که «من مهم نیستم» یا «صدایم شنیده نمیشود» به مرور در ذهن او تثبیت میشود. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند و او راهی برای بیان دردهایش نداشته باشد، ممکن است به رفتارهای خطرناک فکر کند.من بارها دیدهام که نوجوان میگوید: «من حتی نمیتوانم با پدرم حرف بزنم. وقتی از اداره میآید خسته است، حوصله ندارد، میترسم نزدیکش شوم.» یا دختر ۱۸ سالهای که میگفت: «یادم نمیآید پدرم آخرین بار کی مرا بوسیده.» اینها جزئیات سادهای به نظر میرسند، اما برای نوجوان بسیار عمیقاند.
دریا:یعنی مسائل اقتصادی در اولویت دوم قرار میگیرند؟
خیلیها وقتی از آرامش حرف میزنیم، اولین چیزی که میگویند پول است. اما تجربه حرفهای من چیز دیگری نشان میدهد. من با خانوادههایی کار کردهام که از نظر مالی در وضعیت خوبی هستند، اما فرزندشان آرامش ندارد. در مقابل، نوجوانانی را دیدهام که امکانات زیادی ندارند، اما در خانه احساس محبت و امنیت میکنند و حالشان بهتر است.تحقیقات طولانیمدتی در دنیا انجام شده که نشان میدهد عامل اصلی آرامش انسان، کیفیت ارتباطات اوست. نوجوان به آغوش، توجه، گفتوگو و شنیده شدن نیاز دارد. یکی از مراجعان نوجوانم میگفت: «من نمیخواهم یخچال خانهمان پر باشد؛ میخواهم پدرم از من بپرسد حالت چطور است.» این جمله را باید با طلا نوشت.
دریا: وقتی متوجه میشوید نوجوانی افکار خودکشی دارد، واکنش خانوادهها چگونه است؟
من طبق وظیفه اخلاقی و حرفهای، حتما خانواده را در جریان میگذارم. برخی خانوادهها بسیار مسئولانه برخورد میکنند؛ میآیند، گوش میدهند، تغییر میکنند و نتیجه هم میگیرند. نوجوان به تدریج از آن افکار فاصله میگیرد و به زندگی برمیگردد. من نمونههای زیادی از این بازگشت دارم.اما متأسفانه گروهی هم هستند که انکار میکنند. نمیپذیرند که شاید نوع ارتباطشان نیاز به اصلاح دارد. میگویند «بچه ما همچین فکری نمیکند» یا «شما بزرگش میکنید». این انکار، خطرناک است. چون زمان طلایی مداخله را از دست میدهیم.
دریا:نقش مدرسه را در این میان چطور میبینید؟
مدرسه بعد از خانواده مهمترین محیط زندگی نوجوان است. اگر مسئولان مدرسه، بهویژه مشاوران، دانشآموزان پرخطر را بهموقع شناسایی نکنند یا نوع برخوردشان تحقیرآمیز باشد، وضعیت تشدید میشود. یک جمله نادرست از سوی معلم یا مدیر میتواند ضربه عمیقی بزند. برعکس، یک گفتوگوی حمایتی و محترمانه میتواند مسیر یک نوجوان را تغییر دهد.
دریا:آیا آماری از میزان شیوع افکار خودکشی در میان نوجوانان دارید؟
آمار رسمی دقیقی در اختیار ندارم که بخواهم اعلام کنم. اما بر اساس تجربه شخصیام، وقتی با گروههای ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفری دانشآموزان کار میکنم و حدود ۳۰۰ نفرشان مراجعه میکنند، ممکن است بین ۵۰ تا ۶۰ نفرشان افکار خودکشی داشته باشند یا قبلاً رفتارهای خطرناک انجام داده باشند. این عدد، زنگ خطر است.البته تأکید میکنم که در بسیاری از موارد، با مداخله بهموقع و اصلاح ارتباط خانوادگی، میتوان شرایط را بهبود داد. من معتقدم شاید ۸۰ تا ۹۰ درصد ماجرا به خانواده برمیگردد و ۱۰ درصد به محیط بیرون. اگر خانواده مهارت ارتباطی را یاد بگیرد، فاصلهها را با محبت و درک پر کند و نیازهای فرزندش را بشناسد، احتمال بروز بحران بسیار کاهش مییابد.
دریا: اگر خانوادهای متوجه شد فرزندش چنین افکاری دارد، چه باید بکند؟
اولین قدم این است که موضوع را جدی بگیرد و انکار نکند. در مرحله بعد، حتما باید به متخصص مراجعه شود. مراجعه به روانپزشک و مشاور در کنار هم بسیار مهم است؛ این دو مکمل یکدیگرند. خانواده باید دستورالعملهای تخصصی را اجرا کند و از رفتارهای هیجانی یا تنبیهی پرهیز کند. گاهی والدین فکر میکنند سختگیری یا سرزنش باعث اصلاح میشود، در حالی که ممکن است وضعیت را بدتر کند.مهمتر از همه، باید فضای امنی در خانه ایجاد شود؛ فضایی که نوجوان بتواند بدون ترس از قضاوت حرف بزند.
سؤال سادهای مثل «حالت چطوره؟» اگر از سر توجه واقعی باشد، میتواند دریچه گفتوگو را باز کند.گفتوگو با ثریا پرمایه یادآور یک حقیقت ساده اما فراموششده است: نوجوان بیش از هر چیز به دیده شدن و دوست داشته شدن نیاز دارد. شاید راه پیشگیری از بسیاری از بحرانها، از همان آغوش صبحگاهی و بوسه شبانه آغاز شود؛ از همان لحظهای که پدر یا مادر، گوشی تلفن را کنار میگذارد و با تمام وجود به فرزندش میگوید: «من هستم، صدایت را میشنوم.» خودکشی نوجوان، مسئلهای برای پنهان کردن نیست؛ مسئلهای برای فهمیدن، شنیدن و تغییر دادن است.







ثبت دیدگاه