حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 1 November , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 8198 تعداد نوشته های امروز : 7 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
کابوس تونل وحشت گرانی
10 آبان 1405 - 5:52
شناسه : 47450
بازدید 135
♥3
دریانیوز//افزایش قیمت ها، هر روز دریغ از دیروز! گرانی دیگر به یک خبر اقتصادی در صفحه روزنامه‌ها محدود نمی‌شود؛ به کابوسی تکراری در زندگی خانواده‌هایی تبدیل شده که هر صبح با نگرانی از قیمت‌های تازه بیدار می‌شوند و هر شب با حساب‌وکتاب‌های ناتمام به خواب می‌روند.
ارسال توسط : نویسنده : علی زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//افزایش قیمت ها، هر روز دریغ از دیروز! گرانی دیگر به یک خبر اقتصادی در صفحه روزنامه‌ها محدود نمی‌شود؛ به کابوسی تکراری در زندگی خانواده‌هایی تبدیل شده که هر صبح با نگرانی از قیمت‌های تازه بیدار می‌شوند و هر شب با حساب‌وکتاب‌های ناتمام به خواب می‌روند. گویی جامعه در تونلی از گرانی گرفتار شده که نه انتهای آن پیداست و نه کسی مسئولیت روشن کردن چراغی در آن را برعهده می‌گیرد. قیمت‌ها بی‌وقفه بالا می‌روند، اما درآمدها همچنان درجا می‌زنند و سفره مردم هر روز کوچک‌تر از دیروز می‌شود.آنچه نگران‌کننده‌تر است، نه فقط موج گرانی‌ها، بلکه فقدان چشم‌اندازی روشن برای مهار آن است. مردم از دولت انتظار دارند برای کنترل تورم، ساماندهی بازار و حفظ قدرت خرید خانوارها برنامه داشته باشد، اما آنچه در عمل احساس می‌کنند، افزایش پی‌درپی هزینه‌ها و شنیدن زمزمه گرانی‌های تازه است. حالا نیز در روزهای اخیر بار دیگر موضوع افزایش قیمت سوخت مطرح شده؛ موضوعی که اگر بدون بررسی آثار معیشتی و بدون پیش‌بینی سازوکارهای حمایتی دنبال شود، می‌تواند موج تازه‌ای از افزایش هزینه حمل‌ونقل، تولید، توزیع کالا و خدمات را به راه بیندازد. پرسش جدی این است که آیا قرار است باز هم مردم هزینه ناکارآمدی‌ها و ناترازی‌ها را از جیب خالی خود بپردازند؟
در استانی مانند هرمزگان، این نگرانی ابعاد تلخ‌تری دارد.

استانی که با وجود برخورداری از ظرفیت‌های بزرگ بندری، نفتی، گازی، صنعتی، معدنی و تجاری، همچنان با معضل بیکاری و محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کند و بر اساس آمارهای مورد اشاره در گزارش‌های استانی وکشوری، در زمره استان‌های دارای بالاترین نرخ بیکاری و شاخص‌های نامطلوب فقر و فلاکت قرار دارد. در چنین شرایطی، خانواده‌ای که نه‌تنها افزایش درآمدی ندارد، بلکه گاهی با کاهش درآمد، بیکاری یا از دست دادن شغل مواجه است، چگونه باید خود را با موج بی‌پایان افزایش قیمت‌ها هماهنگ کند؟ گرانی دیگر فقط به مواد غذایی و کالاهای مصرفی محدود نیست. مسکن و خودرو، دو نیاز اساسی زندگی، برای بسیاری از خانوارها به آرزوهایی دور از دسترس تبدیل شده‌اند. زوج‌های جوانی که زمانی با امید خانه‌دار شدن پس‌انداز می‌کردند، امروز حتی به خرید نخستین خانه خود نیز امید چندانی ندارند. قیمت مسکن چنان از توان اقتصادی خانوارها فاصله گرفته که مستأجران بسیاری، رؤیای خانه‌دار شدن را کنار گذاشته‌اند و نگران تمدید قرارداد و تأمین اجاره‌بها هستند.بازار خودرو نیز وضعیت بهتری ندارد. خودرو برای بسیاری از خانواده‌ها دیگر کالایی برای رفاه و آسایش نیست، بلکه وسیله‌ای ضروری برای رفت‌وآمد و کسب درآمد است. با این حال، افزایش قیمت خودرو، لوازم یدکی و هزینه تعمیرات، شرایطی ایجاد کرده که برخی شهروندان حتی توان تعمیر خودروی معیوب خود را ندارند.

عده‌ای ناچار می‌شوند خودروی خود را بفروشند و با دشواری بیشتری امور روزمره‌شان را بگذرانند. آیا مسئولان از خود پرسیده‌اند خانواده‌ای که برای تعمیر یک خودرو درمانده است، چگونه باید هزینه‌های سنگین دیگر زندگی را تأمین کند؟ در بازار مواد غذایی نیز اوضاع نگران‌کننده است. قیمت میوه، گوشت، مرغ و ماهی چنان افزایش یافته که بسیاری از این اقلام به‌تدریج از سفره خانواده‌های کم‌درآمد حذف شده‌اند. در هرمزگان، استانی که در کنار خلیج فارس زندگی می‌کند و باید آبزیان از مهم‌ترین اقلام غذایی در دسترس مردم آن باشد، گرانی ماهی به اندازه‌ای است که بسیاری از شهروندان توان خرید آن را ندارند. شرکت های تن ماهی هم اگر در راستای ایفای نقش مسئولیت های اجتماعی شان بخشی از تولیدات شان را به خانواده های محروم اختصاص می دادند، حداقل ماهی هم از سفره محرومان در هرمزگان حذف نمی شد.نظارت بر بازار، برخورد با گران‌فروشی و کنترل زنجیره توزیع نباید فقط به صدور اطلاعیه و برگزاری جلسات محدود شود. مردم نتیجه نظارت را باید در قیمت‌های واقعی بازار احساس کنند، نه در گزارش‌های اداری.نان نیز که آخرین پناه سفره‌های کم‌درآمد است، از نگرانی‌های تازه در امان نمانده است.

زمزمه‌های افزایش قیمت نان آزادپز در شرایطی شنیده می‌شود که برخی خانواده‌ها برای تأمین همین قوت غالب نیز با دشواری مواجه‌اند. وقتی گوشت و مرغ و میوه از سفره حذف شده، وقتی خرید ماهی به یک هزینه سنگین تبدیل شده و وقتی خانواده‌ها برای تهیه مواد غذایی اولیه حساب‌وکتاب می‌کنند، دیگر چه چیزی برای حذف از سفره باقی می‌ماند؟ آیا باید به جایی برسیم که خرید نان خالی هم برای بخشی از مردم به یک دغدغه جدی تبدیل شود؟ در این میان، خانواده‌های چندفرزندی و کم‌درآمد بیش از دیگران زیر بار این فشارها خم شده‌اند. سیاست‌های تشویقی فرزندآوری زمانی معنا پیدا می‌کند که خانواده‌ها از حداقل امکانات معیشتی، آموزشی، درمانی و رفاهی برخوردار باشند. نمی‌توان از خانواده‌ها انتظار فرزندآوری بیشتر داشت، اما در مقابل، برای تأمین نیازهای اولیه فرزندانشان حمایت مؤثر و پایداری فراهم نکرد. حمایت از فرزندآوری نباید فقط در شعار و مشوق‌های مقطعی خلاصه شود؛ کودکی که به دنیا می‌آید، حق برخورداری از تغذیه مناسب، آموزش باکیفیت، درمان و آینده‌ای امیدوارکننده دارد.نگرانی از گسترش آسیب‌های اجتماعی در محلات محروم نیز باید جدی گرفته شود. وقتی فقر، بیکاری، محرومیت آموزشی و ناامیدی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، کودکان و نوجوانان بیش از دیگران در معرض آسیب قرار می‌گیرند. خبرهای تلخ و گاه شنیده‌شده از بحران‌های روحی و حوادث ناگوار مانند خودکشی در میان نوجوانان برخی مناطق محروم، زنگ خطری برای همه دستگاه‌های مسئول است. نباید منتظر وقوع اتفاقات تلخ ماند و سپس به فکر برگزاری جلسه و صدور دستورالعمل افتاد. حمایت روانی و اجتماعی از نوجوانان، تقویت مدارس، دسترسی به خدمات مشاوره‌ای و کاهش فشارهای معیشتی خانواده‌ها باید در اولویت قرار گیرد.

تلخ‌تر آنکه آثار گرانی به حوزه تحصیل و سلامت فرزندان نیز رسیده است. خانواده‌هایی هستند که در تأمین هزینه درمان فرزند خود درمانده‌اند؛ والدینی که میان خرید دارو، پرداخت هزینه‌های درمانی و تأمین مخارج روزمره گرفتار شده‌اند. در حوزه آموزش نیز هزینه لوازم‌التحریر، پوشاک، رفت‌وآمد و سایر نیازهای تحصیلی، فشار مضاعفی بر خانواده‌ها وارد می‌کند. وقتی دانش‌آموزی از تغذیه مناسب و حتی سه وعده غذایی کافی محروم است، چگونه می‌توان از او انتظار تمرکز، نشاط، یادگیری و موفقیت تحصیلی داشت؟ گرسنگی و سوءتغذیه کودکان مسئله‌ای نیس که بتوان آن را با آمارهای کلی و وعده‌های حمایتی نادیده گرفت.دولت باید بپذیرد که اقتصاد فقط مجموعه‌ای از شاخص‌ها، نمودارها و گزارش‌های رسمی نیست؛ اقتصاد در کیفیت زندگی مردم، در سفره خانواده‌ها، در توان پرداخت اجاره‌خانه، در امکان خرید دارو و در تغذیه و تحصیل کودکان معنا پیدا می‌کند. نمی‌توان از رشد اقتصادی و ظرفیت‌های بزرگ کشور سخن گفت، اما نسبت به کوچک شدن سفره مردم و کاهش قدرت خرید خانوارها بی‌تفاوت بود.انتظار از دولت، صرفاً پرهیز از افزایش قیمت‌ها نیست؛ بلکه تدوین برنامه‌ای روشن، شفاف و زمان‌بندی‌شده برای مهار تورم، کنترل بازار، جلوگیری از افزایش بی‌ضابطه قیمت‌ها، حمایت واقعی از اقشار کم‌درآمد و ایجاد اشتغال پایدار است. هرگونه تصمیم درباره افزایش قیمت سوخت، نان یا سایر کالاهای اساسی نیز باید پیش از اجرا، با بررسی دقیق آثار آن بر زندگی مردم و ارائه راهکارهای جبرانی همراه باشد.

نمی‌توان ابتدا قیمت‌ها را افزایش داد و سپس به فکر حمایت از خانوارهایی افتاد که دیگر توان تحمل فشار تازه‌ای ندارند.هرمزگان با این همه ظرفیت و ثروت، نباید به استانی تبدیل شود که مردمش در کنار بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کشور، برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی با مشکل مواجه باشند. سهم مردم این استان از توسعه و تولید ثروت نباید فقط آلودگی، ترافیک، گرانی مسکن و فشار معیشتی باشد. اشتغال پایدار، دستمزد متناسب، مسئولیت‌پذیری صنایع و حمایت هدفمند از خانواده‌های محروم باید در اولویت قرار گیرد. املاک فرسوده محرومان در حال ریزش است وسقف و دیوار برخی فروریخته اند وبیم آن می رود که در پدیده ال نینو و بارش های شدید پاییز امسال ، بسیاری از این املاک تخریب شود. دولت و صنایع و نهادهای انقلابی بایستی برای حمایت از این محرومان و بازسازی سرپناه های فرسوده شان اقدام کنند.مردم دیگر به وعده‌های تکراری و توصیه به صرفه‌جویی نیاز ندارند؛ آنها می‌خواهند بدانند چه کسی قرار است جلوی این قطار بی‌مهار گرانی را بگیرد. نمی‌توان هم‌زمان از مردم انتظار تحمل، همراهی و صرفه‌جویی داشت، اما هر روز هزینه تازه‌ای بر دوش آنان گذاشت.تونل وحشت گرانی را باید جدی گرفت؛ چراکه در انتهای این تونل فقط کاهش قدرت خرید و کوچک شدن سفره‌ها قرار ندارد، بلکه سلامت، آموزش، امید و آینده نسل بعدی نیز در معرض تهدید است. پیش از آنکه فقر به بحرانی عمیق‌تر و آسیب‌های اجتماعی به زخمی گسترده‌تر تبدیل شود، دولت باید به جای افزودن بر هزینه‌های زندگی مردم، برای نجات معیشت آنان چاره‌ای اساسی بیندیشد. مردم بیش از این توان تاختن در مسابقه‌ای را ندارند که در آن قیمت‌ها می‌دوند و درآمدها از حرکت بازمانده‌اند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.