حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
همگرایی سنت و مدرنیته، کلید پیشرفت پایدار جوامع
02 اردیبهشت 1405 - 6:22
شناسه : 41125
بازدید 121
2
یک پژوهشگر و نویسنده در گفتگو با دریا مطرح کرد دریانیوز // در این مصاحبه، با قاسم امینی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، درباره عوامل مؤثر بر رشد و توسعه جوامع، اهمیت ارزش‌های بنیادین، چالش تلفیق سنت و مدرنیته و نقش آثار ادبی در انتقال این ارزش‌ها به نسل‌های آینده گفتگو کرده‌ایم.
ارسال توسط : نویسنده : زینب شکوه منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز // در این مصاحبه، با قاسم امینی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، درباره عوامل مؤثر بر رشد و توسعه جوامع، اهمیت ارزش‌های بنیادین، چالش تلفیق سنت و مدرنیته و نقش آثار ادبی در انتقال این ارزش‌ها به نسل‌های آینده گفتگو کرده‌ایم. این مدرس دانشگاه معتقد است که توسعه پایدار زمانی حاصل می‌شود که جامعه بتواند میان ارزش‌های ریشه‌دار فرهنگی و تاریخی خود با هنجارهای نوین جهانی، همگرایی سازنده‌ای ایجاد کند.
دریا : با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید. به عنوان اولین سوال بفرمایید چه عواملی باعث رشد و توسعه جوامع می‌شوند؟
در واقع، ریشه‌های اصلی رشد و توسعه پایدار جوامع، در ارزش‌های بنیادین آن جامعه نهفته است. این ارزش‌ها که به صورت ارگانیک در تار و پود فرهنگی، اخلاقی، تمدنی و تاریخی یک ملت تنیده شده‌اند، نه تنها هویت آن جامعه را تعریف می‌کنند، بلکه به عنوان یک سرمایه اجتماعی و فرهنگی عمل کرده و منبعی غنی از قدرت و پویایی محسوب می‌شوند. این ارزش‌ها، چارچوبی را فراهم می‌آورند که در پرتو آن، جامعه می‌تواند مسیر تحول و پیشرفت خود را به درستی پیدا کند.
دریا : این ارزش‌ها چه قابلیتی برای جامعه ایجاد می‌کنند؟
این ظرفیت‌های ارزشی، همانند ستون‌های یک بنا، استحکام و انسجام لازم را به جامعه می‌بخشند. آن‌ها به عنوان منابع قدرت درونی عمل می‌کنند؛ قدرتی که از دل تاریخ، فرهنگ و باورهای مشترک برمی‌خیزد. این قدرت، توانایی جامعه را برای مقابله با چالش‌ها، پذیرش نوآوری‌ها و در نهایت، دستیابی به پیشرفت‌های پایدار، تقویت می‌کند. در واقع، این ارزش‌ها، لنگرگاهی هستند که جامعه را در دریای پرتلاطم تحولات جهانی، ثابت و استوار نگه می‌دارند.
دریا : نکته کلیدی برای پیشرفت یک کشور از نظر شما چیست؟
نکته کلیدی و حیاتی برای پیشرفت واقعی و پایدار هر کشوری، در توانایی آن جامعه برای ایجاد یک همگرایی سازنده میان ارزش‌های سنتی و ریشه‌دار آن با ارزش‌های مدرن و جهان‌شمولی است که امروزه در قالب‌هایی مانند مفاهیم دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و نظام‌های پارلمانی شناخته می‌شوند. این همگرایی، به معنای پذیرش کورکورانه یا طرد کامل هیچ‌کدام نیست، بلکه یافتن یک نقطه تعادل هوشمندانه است که در آن، اصالت‌ها حفظ شده و نوآوری‌ها به صورت هدفمند جذب شوند، و این خود زمینه‌ساز تحولات مثبت خواهد بود.
دریا : آیا کشورهای پیشرفته معیار خاصی برای سنجش این همگرایی دارند؟
بله، در جوامع پیشرفته و پویای جهان، یکی از معیارهای مهم برای سنجش سلامت و انسجام اجتماعی، میزان موفقیت در ایجاد این همگرایی سازنده میان ارزش‌های ریشه‌دار فرهنگی و تاریخی با جریان‌های فکری و هنجارهای نوین جهانی است. این سنجش معمولاً از طریق شاخص‌هایی مانند ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی، سطح رضایت عمومی، توانایی در نوآوری و انطباق با تغییرات جهانی، و همچنین حفظ هویت فرهنگی در عین پذیرش پیشرفت‌های علمی و فناورانه صورت می‌پذیرد.
دریا : با توجه به تاریخ ایران، چگونه این ارزش‌ها منتقل شده‌اند؟
ایران، با پیشینه‌ای کهن و تمدنی چند هزار ساله، گنجینه‌ای از ارزش‌های غنی فرهنگی، اخلاقی و معنوی را در خود جای داده است. این میراث گران‌بها، نه تنها از طریق نهادهای رسمی، بلکه به طور گسترده‌تر، سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است. بخش عظیمی از این انتقال، مدیون آثار ماندگار ادبی و هنری است؛ آثاری که روح زمانه خود را در بر دارند و مفاهیم عمیق انسانی را با زبانی فاخر بیان می‌کنند.
دریا : لطفاً چند نمونه از آثار ادبی که این ارزش‌ها را منتقل می‌کنند، نام ببرید.
آثار فاخر ادبی فارسی، سرشار از حکمت، اخلاق و ارزش‌های انسانی هستند. شاهنامه فردوسی، حماسه‌ ملی ما، سرشار از مفاهیم پهلوانی، عدالت‌خواهی و هویت ملی است. دیوان حافظ، با اشعار عرفانی و اجتماعی خود، اندیشه‌های عمیق اخلاقی و معنوی را بازتاب می‌دهد. مثنوی معنوی مولانا، راهنمایی بی‌نظیر در مسیر سلوک عرفانی و خودشناسی است و آثار سعدی، مانند بوستان و گلستان، درس‌های عملی اخلاق اجتماعی و انسانیت را به زیباترین شکل ارائه می‌دهند. این آثار، صرفاً داستان یا شعر نیستند، بلکه تجلی‌گاه ارزش‌های پایدار یک ملت هستند.
دریا : از حدود ۱۵۰ سال پیش، ایران با چه ارزش‌های جدیدی مواجه شد و دغدغه اصلی چه بود؟
از حدود یک قرن و نیم پیش، ایران با ارزش‌های جدیدی مواجه شد که این ارزش‌ها، خود را در قالب دموکراسی، مشروطیت، نظام‌های انتخاباتی جدید، نظام‌ پارلمانی جدید، خود را نمایان کرد، این مواجهه، یک چالش بزرگ و یک دغدغه اصلی را برای جامعه فکری و سیاسی ایران پدید آورد که چگونه می‌توان این ارزش‌های مدرن را که نویدبخش پیشرفت و تحول بودند، با ارزش‌های سنتی، دینی و بومی که ریشه‌های عمیق تاریخی و فرهنگی جامعه را تشکیل می‌دادند، به گونه‌ای سازگار کرد که نه اصالت‌ها از دست برود و نه از قافله تحولات جهانی عقب بمانیم.
دریا : آیا نمونه بارزی از این تلفیق را در ایران امروز مشاهده می‌کنیم؟
بله، به گواهی تاریخ معاصر، نظام جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک ساختار سیاسی نوظهور، تلاش کرده است تا پاسخی عملی به این دغدغه دیرین بدهد.
قانون اساسی این نظام، به عنوان میثاق ملی، تلاشی است برای ایجاد همبستگی و تلفیق میان ارزش‌های الهی و معنوی که در تاروپود فرهنگی جامعه ریشه دارند، با ارزش‌های مدرن سیاسی و اجتماعی که لازمه اداره یک جامعه در دنیای امروز هستند این تلاش، در عمل، منجر به شکل‌گیری یک الگوی سیاسی شده است که سعی در ادغام این دو حوزه دارد.
دریا : آیا انسجام اجتماعی و پیشرفت یک جامعه، نتیجه همگرایی ارزش‌های مدرن و سنتی آن است؟
انسجام اجتماعی و پیشرفت واقعی، تنها زمانی حاصل می‌شود که ارزش‌های مدرن و سنتی نه تنها در کنار هم قرار گیرند،بلکه به صورت فعالانه در یکدیگر تنیده شده و یکدیگر را تکمیل کنند. جامعه‌ای که بتواند این همگرایی را به درستی برقرار سازد، قادر خواهد بود از تجربیات گذشته خود درس گرفته و در عین حال، پذیرای نوآوری‌ها و تحولات مثبت باشد. این تلفیق، نه تنها به جامعه قدرت بقا می‌بخشد، بلکه توانایی آن را برای ارائه حرفی نو و تأثیرگذار در سطح جهانی افزایش می‌دهد.
دریا : آیا دیدگاه‌های متفاوتی در مورد رابطه ارزش‌های سنتی و مدرن وجود دارد؟
بله، در طول تاریخ اندیشه بشری و به خصوص در مواجهه با پدیده‌هایی مانند مدرنیته، دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به رابطه ارزش‌های سنتی و مدرن شکل گرفته است. ما می‌توانیم این دیدگاه‌ها را در سه دسته کلی طبقه‌بندی کنیم: اول، نگاه تفکیک‌گرا که به شدت بر جدایی این دو حوزه تأکید دارد. دوم، نگاه تناقض‌گرا که این دو را نه تنها جدا، بلکه در تقابل و تضاد با یکدیگر می‌بیند و معتقد است یکی باید دیگری را طرد کند. و سوم، نگاه تکامل‌گرا.
دریا : این دیدگاه‌ها چه تفاوتی با هم دارند؟
همانطور که اشاره شد، نگاه تفکیک‌گرا به ارزش‌های سنتی و مدرن به عنوان دو مقوله کاملاً مجزا و بی‌ارتباط با هم می‌نگرد و بر حفظ مرزهای روشن بین آن‌ها اصرار دارد. در مقابل، نگاه تناقض‌گرا این دو را در یک جدال دائمی و غیرقابل حل می‌بیند؛ یعنی باور دارد که پذیرش ارزش‌های مدرن مستلزم نفی ارزش‌های سنتی است و بالعکس. این دیدگاه، غالباً منجر به افراط و تفریط در یکی از دو سو می‌شود و امکان ایجاد یک تعادل سازنده را از بین می‌برد.
دریا : نگاه تکامل‌گرا که به نظر می‌رسد دیدگاه شماست، چگونه است؟
نگاه تکامل‌گرا، رویکردی جامع‌تر و واقع‌بینانه‌تر را ارائه می‌دهد. این دیدگاه بر این باور است که ارزش‌های سنتی و مدرن، هرچند ممکن است در ظاهر متفاوت باشند، اما می‌توانند در یک فرآیند پویا و تکاملی، با یکدیگر ترکیب شده و یکدیگر را غنی سازند. ارزش‌های سنتی، ریشه‌ها و هویت را فراهم می‌آورند و ارزش‌های مدرن، ابزارها و جهت‌گیری‌های لازم برای انطباق با دنیای امروز و پیشرفت را ارائه می‌دهند. این تلفیق، نه تنها امکان‌پذیر است، بلکه برای ایجاد یک تمدن پویا و پایدار، ضروری است.
دریا : جمهوری اسلامی ایران از کدام یک از این نگاه‌ها پیروی می‌کند؟
جمهوری اسلامی ایران، در مبانی نظری و ساختار عملی خود، به وضوح از نگاه تکامل‌گرا پیروی می‌کند. این نظام تلاش کرده است تا با تلفیق هوشمندانه ارزش‌های مدرن سیاسی و اجتماعی (مانند جمهوریت، انتخابات، و حقوق شهروندی) با ارزش‌های بنیادین هویتی، ملی، بومی و دینی که در تار و پود فرهنگ ایرانی-اسلامی ریشه دارند، یکپارچگی و انسجام لازم را در جامعه ایجاد کند. این رویکرد، به دنبال پر کردن شکاف میان سنت و مدرنیته بوده است.
دریا : این تلفیق در عمل به چه نتایجی منجر شده است؟
ثمرات این تلفیق تکامل‌گرا در ابعاد مختلف نظام سیاسی ایران قابل مشاهده است. در حوزه سیاسی، این رویکرد را در مبنای نظری ولایت فقیه می‌بینیم که تلاش دارد اصل امامت و رهبری دینی را با ساختار جمهوریت و انتخاب مردمی پیوند زند. در عرصه سیاست خارجی، این تلفیق به استقلال ایران در برابر قدرت‌های جهانی و حفظ هویت ملی-مذهبی منجر شده است. و در چشم‌انداز کلان، این نگاه، مبنای ادعای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تلاش برای ساخت تمدن نوین اسلامی-ایرانی قرار گرفته است؛ تمدنی که برآمده از هویت تاریخی و دینی و در عین حال، رو به آینده و پیشرفت
دارد.
دریا : آیا انقلاب اسلامی ویژگی تلفیق ارزش‌ها را به شکلی برجسته‌تر از تحولات قبلی مانند انقلاب مشروطیت داشته است؟
بله، مقایسه انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ با تحولات پیشین، مانند انقلاب مشروطیت در اوایل قرن بیستم، نشان‌دهنده تفاوت‌های قابل توجهی در عمق و ماهیت تلفیق ارزش‌هاست در حالی که انقلاب مشروطیت بیشتر در چارچوب مفاهیم مدرن غربی مانند قانون‌گرایی و پارلمانتاریسم تعریف می‌شد و تا حدی در پی ایجاد یک تعادل بود، انقلاب اسلامی با دست پرتری وارد شد. این انقلاب توانست ارزش‌های عمیق دینی و هویتی جامعه ایران را با مطالبات مدرن عدالت‌خواهی، استقلال و کرامت انسانی، به‌گونه‌ای ادغام کند که یک گفتمان جدید و یک هویت سیاسی منسجم‌تر را پدید آورد، این ویژگی، انقلاب اسلامی را از بسیاری از تحولات صرفاً سیاسی یا اجتماعی متمایز می‌سازد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.