حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
مینـاب چشـم انتظـار یـادمـان
03 خرداد 1405 - 11:21
شناسه : 41699
بازدید 14
1
دریانیوز//هفتاد روز است که از آن صبحِ خونین گذشته، اما انگار زمان در میناب متوقف شده است. انگار هنوز ساعت ۱۱:۲۰ صبحِ شنبه، نهم اسفندماه، در میان همهمه‌ی دهم رمضان، آن صدای کرکننده و وحشتناک، سکوتِ زندگی را در هم شکست.
ارسال توسط : نویسنده : علی زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//هفتاد روز است که از آن صبحِ خونین گذشته، اما انگار زمان در میناب متوقف شده است. انگار هنوز ساعت ۱۱:۲۰ صبحِ شنبه، نهم اسفندماه، در میان همهمه‌ی دهم رمضان، آن صدای کرکننده و وحشتناک، سکوتِ زندگی را در هم شکست. آن لحظه‌ای که موشک‌های بی‌رحم آمریکایی-صهیونیستی، نه یک ساختمان، بلکه قلبِ بی‌گناهیِ یک نسل را هدف گرفتند؛ مدرسه‌ی «شجره طیبه» میناب را، جایی که بوی جوهر و کتاب، با بوی باروت و مرگ گره خورد.آن روز، که آسمان تهران هم با شهادت رهبر معظم انقلاب و فرماندهان بزرگ، سیاه و سوگوار بود، آسمان میناب با خونِ کودکان، سرخ شد.

در آن لحظاتِ هولناک، وقتی اولین موشک فرود آمد، مسئولان مدرسه با اضطراب با والدین تماس گرفتند: «بیایید، فرزندانتان را ببرید!» اما تقدیر، نقشه‌ای تلخ‌تر داشت. در حالی که والدین با دلهره به سمت مدرسه می‌دویدند، دومین موشک، پهنایِ مرگ را گستراند. موشک دوم، نه فقط دیوارها، بلکه امید، رویاها و پیکرهای کوچک و معصوم را تکه‌تکه، ذوب و پودر کرد.در این گلزارِ بی‌کران، اکنون دانش‌آموزان ۶ تا ۱۳ ساله در کنار معلمانشان آرام گرفته‌اند. ۲۶ معلم که در آخرین لحظات، نه کتاب، بلکه بدن‌های لرزان دانش‌آموزانشان را در آغوش گرفتند تا محافظ شان باشند و با هم به آسمان پرواز کردند.

چشم‌های ما از دیدن این صحنه می‌سوزد؛ جایی که خواهر و برادر یا دوبرادر ویا دو خواهر کنار هم به خاک سپرده شده‌اند، و مادرانی که در میان خونِ فرزندانشان، خود نیز جاودانه گشته‌اند و اما آن پیکرِ گمشده… آن دانش‌آموزِ جاودان که حتی ذره‌ای از وجودش برای آغوشِ زمین باقی نماند، اما نامش در تمامِ کرانه‌های هستی، حک شده است؛ ماکان.امروز، گلزار شهدای میناب، غوغایِ اشک است. شب و روز، جمعیت از هر سو به اینجا می‌آیند؛ از دورترین نقاط ایران و حتی از فرای مرزها، خبرنگارانی از کشورهای دیگر آمده‌اند تا با دیدن این مصیبتِ عظیم، در برابر شکوهِ این مظلومیت، اشک بریزند. اما در میان این همه سوگ، گرمای طاقت‌فرسای جنوب، که به ۵۰ درجه می‌رسد، بر پیکرهای بی‌جانِ این گل‌های تازه شکفته، بی‌رحم است.در حالی که مردم در گرمای سوزان، در کنار مزارِ جگرگوشه‌هایشان ایستاده‌اند، سایه‌ای بر سرشان نیست. خواسته این است: سایه‌بان‌های موقتی بر سر این گل‌های بهشت بگذارید! ما منتظرِ یک یادمانِ باشکوه هستیم؛ یادمانی که این زخمِ عمیق را التیام بخشد.

ما نمی‌خواهیم تاریخ، این فاجعه را به فراموشی بسپارد. خواهشمندیم، اجازه ندهید سرنوشتِ یادمان این شهیدانِ عزیز، مانند «شهدای ایرباس» یا «باغ موزه دفاع مقدس» در بندرعباس شود؛ پروژه‌هایی که دو دهه از وعده‌ی ساختشان می‌گذرد و هنوز تنها در رویای ما هستند.مسئولان استانی و کشوری، نمایندگان مجلس ،نائب رئیس مجلس، اعضای کمیسیون آموزش مجلس ، وزیر ارشاد و مسئولان زیادی به این گلزار شهدا آمده اند وانتظار می رود یادمان شهدای مدرسه شجره طیبه زودتر ساخته شود و مشکلات موجود در این گلزار و شهرمیناب برطرف شود.شهدای شجره طیبه، اگرچه پودر شدند، اما خاکسترشان در یاد ما، شعله‌ای است که هرگز خاموش نخواهد شد. میناب، امروز فقط یک شهر نیست؛ میناب، مزارِ بزرگِ مظلومیتی است که جهان را به لرزه درآورده است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.