دریانیوز//مدیریت بحران فرایندی هدفمند و چند بعدی است که برای رویارویی با حوادث ناگهانی، تهدیدات فراگیر و شرایط پیش بینی ناپذیر طراحی می گردد. هدف این فرایند شناسایی و پیش بینی خطرات، پیشگیری از گسترش آسیبها، آمادگی برای واکنشهای مؤثر، مقابله سریع و در نهایت بازسازی و باز گرداندن جامعه به وضعیت پایدار است. در حقیقت مدیریت بحران از مرحله شناخت تهدیدات آغاز و تا ترمیم پیامدها و تقویت تاب آوری اجتماعی ادامه مییابد.
در این میان تصمیم گیری عقلانی، هماهنگی میان ارگانها و حفظ آرامش عمومی سه رکن بنیادی و کلیدی موفقیت به شمار میروند؛ زیرا هر اندازه تصمیمات دقیق تر، شفاف تر و مبتنی بر داده های معتبر باشند خسارتهای انسانی، اجتماعی و اقتصادی کمتر خواهد بود.
اقدامات مدیریت بحران در قالب چرخه ای پیوسته و بهم پیوسته است مرحله پیشگیری مرحله ای است که با شناسایی آسیب پذیریها، مقاوم سازی زیر ساختها، اصلاح فرایند ها و کاهش عوامل خطر تلاش میشود احتمال بروز بحران یا شدت آن کاهش یابد.در مرحله آمادگی سازمانها و نیروهای مسئول با تدوین سناریوهای احتمالی، آموزش نیروهای انسانی، تمرین مداوم، تأمین تجهیزات و ذخیره سازی منابع توان پاسخگویی خود را افزایش میدهند.
مرحله مقابله زمانی که بحران رخ داده و جامعه نیازمند واکنشی فوری، دقیق و هماهنگ است که امداد رسانی، مدیریت عملیات میدانی و اطلاع رسانی درست، نقش تعیین کننده ای در مهار آشفتگی و کاهش خسارتها دارند. مرحله بازسازی نیز زمانی است که پس از عبور از وضعیت بحرانی آغاز و در کنار ترمیم خسارتهای فیزیکی جبران آسیبهای روانی و اجتماعی، باز آفرینی اعتماد عمومی و اصلاح ساختارها را نیز دربر میگیرد.
گروه های دخیل در مدیریت بحران نیز گستره ای متنوع از نهادهای حاکمیتی، عملیاتی، تخصصی و مدنی را شامل میشود. در سطح حاکمیتی دولت، ستاد های مدیریت بحران، استانداریها و فرمانداریها وظیفه سیاست گذاری کلان، هماهنگی میان دستگاهها، تعیین اولویتها و تخصیص منابع را بر عهده دارند. در سطح عملیاتی اصولاً سازمانهایی مانند هلال احمر، اورژانس، آتشنشانی، فرماندهی انتظامی و نیروهای نظامی در خط مقدم حضور دارند و مسئولیت نجات، امداد رسانی، حفظ امنیت و کنترل شرایط را بر دوش میکشند.
همچنین نهادهای تخصصی و خدماتی مانند شهرداریها، مراکز درمانی، شرکتهای آب، برق، گاز و مخابرات، و نیز مراکز علمی و پایشی مانند هوا شناسی و زمین شناسی در استمرار خدمات حیاتی و ارائه اطلاعات دقیق نقشی اساسی دارند. افزون بر این رسانه ها و جراید، سازمانهای مردم نهاد، داوطلبان و خیرین نیز با اطلاع رسانی درست، جلب مشارکت عمومی، کاهش شایعات و حمایت از آسیب دیدگان به ترمیم اجتماعی پس از بحران کمک می نمایند.
رسالت اساسی مدیران در چنین شرایطی صیانت از جان انسانها و حفظ انسجام اجتماعی است. مدیر بحران مدار باید در فضای ابهام و فشار روانی تصمیماتی قاطع، شفاف و مبتنی بر خرد جمعی اتخاذ نماید و از رفتارهای شتابزده، سلیقه ای و جزیره ای بپرهیزند. مدیران باید منابع انسانی و مادی را بدرستی سازماندهی و هماهنگی نموده و مسیر خدمت رسانی را چنان هدایت نمایند که بیشترین اثر گذاری و کمترین اتلاف حاصل گردد.
نکته مهم دیگر مدیریت افکار عمومی نیز بخشی جدایی ناپذیر از این رسالت است زیرا اطلاع رسانی صادقانه، بموقع و مسئولانه از گسترش ترس، شایعه و بی اعتمادی جلوگیری و زمینه مشارکت داوطلبانه مردم را فراهم میسازد.در نهایت آشنایی با مدیریت بحران برای فرد و جامعه فوایدی بنیادی دارد که از آن جمله افزایش تاب آوری، کاهش خسارات، تقویت مسئولیت پذیری، بهبود مهارت تصمیم گیری و تحکیم همبستگی اجتماعی می باشند. چنین دانش ومدیریتی جامعه را از واکنشهای هیجانی به سوی رفتارهای آگاهانه، پیشگیرانه و سازنده هدایت می نماید و امکان عبور کم هزینه تر از بحرانها را فراهم میآورد.







ثبت دیدگاه