حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
مخدرهای نوظهور؛ خطر پنهان
12 خرداد 1405 - 5:56
شناسه : 42092
بازدید 115
1
دریانیوز//بازار موادمخدر، دیگر شبیه گذشته نیست؛ نه در شکل تولید، نه در شیوه توزیع و نه حتی در زبان و نام‌هایی که برای فریب مخاطب ساخته می‌شود.
ارسال توسط : نویسنده : معصومه زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//بازار موادمخدر، دیگر شبیه گذشته نیست؛ نه در شکل تولید، نه در شیوه توزیع و نه حتی در زبان و نام‌هایی که برای فریب مخاطب ساخته می‌شود. هشدار اخیر مدیرکل درمان ستاد مبارزه با موادمخدر درباره مخدرهای جدید با نام‌های عجیب و غریب مثل «غبار میمون» و «کروکودیل»، فقط یک خبر اداری یا یک گفت‌وگوی تخصصی نیست؛ این هشدار، نشانه تغییر جدی در میدان تهدید اجتماعی است. تهدیدی که بیش از همه، جوانان را هدف می‌گیرد؛ همان گروهی که بیشترین سرمایه جامعه و در عین حال، آسیب‌پذیرترین بخش در برابر موج‌های تازه اعتیادند.آنچه امروز در ایران و جهان جریان دارد، صنعتی شدن تولید مواد و سرعت گرفتن « نوآوری » قاچاقچیان است. این نوآوری البته برای درمان و سلامت جامعه نیست؛ برای سود است. مواد صنعتی و ترکیبی، به فضای کمتر و امکانات محدودتری برای تولید نیاز دارند، اما سود بیشتری را به جیب سوداگران مرگ می‌ریزند. نتیجه هم روشن است: هر بار که جامعه و نظام درمان، یک ماده را می‌شناسند، بازار زیرزمینی با فرمول تازه‌ای برمی‌گردد؛ گاهی با ظاهر متفاوت، گاهی با ترکیب ناشناخته‌تر، و اغلب با نامی که قرار است ترس را کم کند و کنجکاوی را جایگزین کند.در همین نقطه است که باید به نقش « نام‌ها » حساس شد. «غبار میمون» یا «کروکودیل» ممکن است در نگاه اول شبیه شوخی یا یک اصطلاح فضای مجازی به نظر برسد، اما واقعیت این است که نام‌گذاری در بازار مواد، بخشی از پروژه فریب است.

نام عجیب، ذهن را از ماهیت خطرناک ماده دور می‌کند؛ آن را تبدیل به یک “چیز جدید” می‌کند که می‌شود درباره‌اش حرف زد، آن را نقل کرد، و حتی با کنجکاوی امتحانش کرد. بسیاری از نوجوانان و جوانان، نه با تصمیم جدی برای معتاد شدن، بلکه با همین کنجکاوی‌ها وارد مسیر می‌شوند؛ مسیری که پایانش می‌تواند وابستگی شدید، بحران روانی، آسیب‌های جسمی و از همه بدتر، از دست رفتن مسیر زندگی باشد.تأکید مدیرکل درمان ستاد مبارزه با موادمخدر بر ضرورت شناسایی مواد نوظهور و تدوین پروتکل‌های درمانی، از یک واقعیت تلخ پرده برمی‌دارد: درمان از تهدید عقب می‌افتد، اگر شناخت به‌روز نشود. مواد نوظهور غالباً با ناخالصی‌های متنوع و ترکیبات متغیر وارد بازار می‌شوند؛ یعنی ممکن است دو بسته با یک نام مشترک، اثرات کاملاً متفاوتی داشته باشند. همین مسئله باعث می‌شود هم مصرف‌کننده در معرض خطر غیرقابل پیش‌بینی قرار گیرد و هم درمانگر با چالش‌های پیچیده‌تری روبه‌رو شود. به زبان ساده، جوانی که فکر می‌کند “یک بار مصرف تفننی” اتفاق خاصی نمی‌افتد، ممکن است با ماده‌ای مواجه شود که شدت اثر و آسیبش چند برابر تصور اوست.در این میان، اشاره عباسی به سیگار به عنوان دریچه ورود به اعتیاد، قابل تأمل است. بسیاری از تجربه‌های مصرف، از نقطه‌ای شروع می‌شود که اصلاً جدی گرفته نمی‌شود: «تفریحی می‌کشم»، «فقط گاهی»، «ترک کردنش راحت است». همین عادی‌سازی، مهم‌ترین فرصت بازار مواد است.

وقتی نوجوان یا جوان یاد بگیرد که می‌شود برای هیجان، برای فرار از اضطراب، برای پذیرفته شدن در جمع یا برای پر کردن خلأهای روانی، به یک ماده تکیه کند، قدم بعدی بسیار نزدیک‌تر از چیزی است که خانواده‌ها تصور می‌کنند. آنچه خطر را بیشتر می‌کند این است که مواد جدید، گاهی با بسته‌بندی جذاب‌تر، نام فریبنده‌تر و روایت‌های گول‌زننده‌تر عرضه می‌شوند؛ انگار که «کم‌خطرتر» یا «مدرن‌تر» هستند.اما فقط مسأله مواد جدید نیست؛ مدیریت چرخه اعتیاد هم هست. عباسی از ارتقای سامانه «قوام» می‌گوید؛ سامانه‌ای که با چهره‌نگاری و به‌روزرسانی داده‌ها، قرار است امکان سوءاستفاده از چرخه‌های تکرار را کم کند. در روایت او، برخی خرده‌فروشان پس از بازداشت، ادعای مصرف شخصی می‌کنند و وارد مراکز ماده ۱۶ می‌شوند؛ چرخه‌ای که اگر اصلاح نشود، هم منابع درمانی را فرسوده می‌کند و هم اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد. اینکه برای تکرارکنندگان، مسیر سخت‌گیرانه‌تری مانند انتقال به اردوگاه‌های ماده ۴۲ پیش‌بینی شده، نشان می‌دهد سیاست‌گذار به یک دغدغه اجتماعی پاسخ می‌دهد: منابع دولت و ظرفیت درمانی باید به سمت کسانی برود که واقعاً در مسیر درمان و بازگشت‌اند، نه کسانی که از روزنه‌های موجود برای تداوم جرم استفاده می‌کنند.در کنار این، طرح «مدیریت مورد» پس از ترخیص، یک نکته کلیدی دارد که معمولاً کمتر دیده می‌شود: فرد پس از ترک یا درمان اولیه، اگر بدون حمایت رها شود، احتمال بازگشت بالا می‌رود. پیگیری چندساله، ارتباط با خانواده و مراقبت اجتماعی، یعنی پذیرش این واقعیت که اعتیاد فقط یک مسئله جسمی نیست؛ مسئله‌ای است روانی، خانوادگی و اجتماعی.

بسیاری از بازگشت‌ها نه به دلیل « ضعف اراده » ، بلکه به دلیل طردشدگی، بیکاری، روابط آسیب‌زا و نبود شبکه حمایتی رخ می‌دهد. اگر جامعه به جای بازگشت دادن فرد به زندگی، او را به حاشیه براند، چرخه اعتیاد دوباره خود را بازتولید می‌کند.از سوی دیگر، اشاره به «مدیریت مصرف» برای برخی مددجویان خاص، بحث کاهش آسیب را برجسته می‌کند؛ یعنی در مواردی که ترک کامل به دلایل جسمی یا شرایط ویژه ممکن نیست، هدف این است که مصرف تحت نظارت و کنترل قرار گیرد تا فرد نتواند به خود یا دیگران آسیب جدی بزند. این نگاه، اگر درست اجرا شود، به جای پاک کردن صورت مسئله، از گسترش آسیب در جامعه جلوگیری می‌کند.با این همه، نقطه مرکزی ماجرا همان جایی است که باید جدی گرفته شود: جوانان و مخدرهای نوظهور. خانواده‌ها، مدارس و رسانه‌ها باید نسبت به « اسم‌های جدید » و « روندهای جدید » حساس باشند. خطر امروز فقط یک ماده خاص نیست؛ خطر، سرعت تغییر بازار و عقب‌ماندن آگاهی عمومی است. اگر نام‌های عجیب را دست‌کم بگیریم، اگر مصرف تفننی را شوخی بدانیم و اگر آموزش پیشگیری را به چند شعار کلی محدود کنیم، دیر یا زود این موج تازه قربانی می‌گیرد.مبارزه با مخدرهای نوظهور، قبل از هر چیز به شناخت و حساسیت اجتماعی نیاز دارد: شناختی که به‌روز باشد، و حساسیتی که هم خانواده‌ها را بیدار کند و هم سیاست‌گذاری را دقیق‌تر سازد. اسم‌ها شاید عجیب باشند، اما خطرشان واقعی است و جامعه‌ای که زودتر این واقعیت را بپذیرد، شانس بیشتری برای حفاظت از جوانانش خواهد داشت.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.