دریانیوز// در انبوه نخلستانهای تناور و استوار میناب،کودکی معصوم زاده شد و چون اختری تابناک در آسمان مقاومت درخشید بنام:ماکان.«ماکان»دانشآموزی ساده در دبستان شجره طیبه بود؛فرشتهای کوچک با چشمانی آکنده از ستارگان جستجو و پرسشگری،لبخندی که حیاط دبستان را به باغی از نور و شادابی،به بوستانی سرشار از حیات و آرزوهای رنگین بدل میکرد و دستان لطیفش که برای بنا نهادن آیندهای روشن،پربار و سربلند آفریده شده بودند.او نماد وجودی ناب،بیپیرایه و پاکیزه بود؛کودکی که حق فطریاش خندیدن،بالیدن،دانشآموختن و پرواز در قلمرو خیال و رؤیاهای آسمانی بود.گامهای کوچکش میبایست راههای عزت،معرفت و ترقی را میگشودند،تسخیر میکردند و افقهای امید را برای نسلهای آینده ترسیم مینمودند. اما در نخستین روزهای جنگ تحمیلی سوم؛متجاوزان و جنایتکاران آمریکایی-صهیونیستی،نقاب اهریمنی خود را برافکندند.موشکهای هدایتشونده با دقت شیطانی و ویرانگر،بر دبستان شجره طیبه فرود آمدند.در یک چشمبرهمزدنی،آن پناهگاه معصومیت و دانش به تلی از خاکستر مبدل گشت.همکلاسیهای«ماکان»به سوی بهشت پر گشودند و کالبد آن کودک معصوم بر اثر اصابت مستقیم موشک چنان محو شد که آزمایشهای متعدد DNA نیز تاکنون نتوانسته حتی ذرهای از پیکر نحیفش را باز یابد.از او هیچ اثری برای خاکسپاری باقی نماند؛نه قبری،نه مزاری و نه حتی شمهای از خاکستر وجودش؛و حالا تنها سند ماندگار مظلومیت«ماکان»یک لنگه کفش است؛نمادی ابدی از نابودی ناگهانی زندگی یک کودک بیگناه. این فاجعه دهشتناک،جنایت جنگی آشکار علیه مقدسترین حریم هستی است بنام:
«معصومیت کودکی»
همان قدرتهای استکباری که در رسواییهای اخلاقی همچون پرونده اپستین،معصومیت کودکان را در تاریکخانههای هوس،به بردگی و ابزار شهوت تبدیل کرده بودند،اینبار با بمبهای هوشمند و موشکهای نقطهزن،آن معصومیت را به خاک و خون کشاندند.تناقضی نفرتانگیز که چهره حقیقی مدعیان حقوق بشر را برای همیشه رسوا ساخت. «ماکان»نه نیروی نظامی بود و نه سیاستمدار؛او کودکی معصوم بود که قربانی وحشیانهترین جلوه خشونت سازمانیافته و جنگافروزانه در جنگ تحمیلی سوم گردید.این فاجعه هولناک،حلقه خونین دیگری از زنجیره سیاه کودککشی سیستماتیک و آینهای تمامنما از ماهیت ددمنشانه نظام سلطه جهانی است.امروز پدر و مادر«ماکان»با زخمی ژرف و ابدی در عمق جانشان،هر شب و روز نام او را با بغضی سنگین و اشکی سوزان زمزمه میکنند.دردی جانسوز که تنها عدالت الهی،وجدان بیدار بشریت و انتقام تاریخ و ملتهای آزاده میتواند مرهمی بر آن نهد.این جنایت چنان عظیم بود که از مرزهای ایران فراتر رفت و طوفان خشم و بیداری جهانی را برانگیخت.و حالا«ماکان»تجسمی تابناک و جاودان از همه معصومیتهای لگدمال شده در تاریخ خونین و پرتلاطم بشر به شمار میرود.«ماکان»اکنون همردیف با هزاران کودک شهید فلسطینی،لبنانی و دیگر نقاط جغرافیای مقاومت،به نمادی ماندگار از مظلومیت کودکان در برابر وحشیگری مدرن استکبار مبدل شده است. کودک هرگز هدف تعریفشده جنگی نبوده و نیست!کودک آینده است،امید است،وجدان بیدار بشریت و آینهای شفاف که تمدنها و ادعاهای دروغین مدعیان انسانیت را در آن میسنجند و رسوا می سازند.خون پاک«ماکان»فریادی حماسی در عمق تاریخ را برانگیخت که سکوت در برابر این جنایت را خیانتی بزرگ به وجدان مشترک انسانی قلمداد مینماید.
ای«ماکان»ای کودک شهید!
نام تو در میان نخلهای تنومند و درختان انبه و لیمو و در جریان آتشبادهای میناب و هُرم آفتاب جنوب و در قلب میلیاردها انسان آزاده و آزادیخواه جاودانه خواهد تابید.تو پروانهای بودی که در شعلههای آتش دشمنان سوختی،اما نور و حماسهات شعلهورتر از هر آتشی،تا ابد فروزان،طوفانی و الهامبخش خواهد ماند.تو پیکری برای خاکسپاری نداشتی،ولی در عمق قلبهای همه کسانی که به انسانیت،عدالت،مقاومت و آزادی ایمان دارند،زنده،جاوید و مشعلوار ماندهای. و اینک؛نام تو فریاد رسای همه کودکانی است که قربانی جنگهای نابرابر می شوند،مشعلی برای بیداری وجدانهای خفته و پرچمی برافراشته برای آیندهای است که در آن معصومیت کودکان دیگر هرگز به خاکستر بدل نشود؛آیندهای که در آن خونخواران و زورگویان عالم بر زانوی عدالت فرود آیند،صدای کودکان مظلوم، طنینانداز تاریخ گردد و بشریت به سوی افقهای صلح،عدالت و انسانیت راستین گام بردارد.این خونهای پاک،بذر مقاومت و پیروزی نهاییاند. اکنون«ماکان»به سند روشن مظلومیت و حقانیت مردم ایران بدل شده است:پروانهای که سوخت،اما با شعلههایش تاریکی جنگافروزان را در هم شکافت،راه را برای نسلهای مقاوم و آزاده هموار ساخت و فریاد ایستادگی را در رگهای مردم ایران جاری کرد.خون او در شریانهای تاریخ مقاومت جریان یافته و فریاد میزند:
«ما هنوز ایستادهایم و خواهیم ایستاد!»







ثبت دیدگاه