دریانیوز//گاهی تاریخ فقط در میدان جنگ نوشته نمیشود؛ پشت میز مذاکره هم نوشته میشود، آنجا که توازن قدرت واقعی خودش را نشان میدهد. امروز نیز یکی از همان لحظههاست. جایی که آمریکایی که سالها با تحریم، تهدید و فشار حداکثری سخن میگفت، ناچار شد پای طرح دهمادهای جمهوری اسلامی ایران بنشیند.طرحی که خطوط قرمز ایران را نه به عنوان خواسته، بلکه به عنوان واقعیتهای جدید منطقه تثبیت میکند: تضمین عدم تجاوز، پذیرش حق غنیسازی، رفع کامل تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت به ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و پذیرش استمرار کنترل ایران بر شاهراه راهبردی تنگه هرمز. در کنار آن، توقف جنگها در منطقه، از جمله پایان تجاوز رژیم صهیونیستی علیه مقاومت اسلامی لبنان، به عنوان بخشی از این معادله جدید مطرح شده است.اعزام هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی به پاکستان برای مذاکره با هیئت آمریکایی نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ مذاکرهای که از موضع مطالبهگری آغاز شد.
پیششرطهای تهران روشن بود: پایان جنگ و آتشبس در جبهه لبنان و آزادسازی دارایی ها و منابع مالی بلوکهشده ایران. خبر آزادسازی داراییهای ایران نشان داد که طرف مقابل، پیش از آغاز گفتوگوها، ناچار به دادن اولین امتیاز شده است.با این حال، حافظه سیاسی تهران کوتاه نیست. هنوز خاطره دو دور مذاکره سال گذشته تازه است؛ مذاکراتی که همزمان با آن، حملات علیه ایران صورت گرفت. همین تجربه است که باعث شده این بار ایران با بیاعتمادی کامل، چارچوب خواستههای خود را در قالب ده ماده مشخص اعلام کند و حتی به پیشنهاد پانزدهمادهای آمریکا که چند هفته پیش مطرح شده بود، توجهی نکند.آنچه امروز در حال شکلگیری است، صرفاً یک دور مذاکره نیست؛ آزمونی برای سنجش میزان واقعبینی واشینگتن است. آمریکا ناچار شده است قواعد جدیدی را بپذیرد، اما سؤال اصلی هنوز باقی است: آیا این پذیرش در عمل نیز تکرار خواهد شد یا تنها تاکتیکی برای عبور از یک بحران دیگر است؟ ایران البته پاسخ خود را از پیش آماده کرده است. مذاکره میکند، اما نه از موضع ضعف. گفتوگو میکند، اما با تجربهای که بهای آن را پرداخته است و مهمتر از همه، در حالی که دست دیپلماسی روی میز است، دست بازدارندگی همچنان روی ماشه باقی مانده است.







ثبت دیدگاه