دریانیوز//در سیمایش، آرامشی عمیق موج میزد که ریشه در ژرفای ایمان و یقین به نصرت الهی داشت؛ آرامشی که ثمرهی بیتفاوتی نبود، بلکه برخاسته از اطمینان به وعدههای حق بود. امام خامنهای رهبری بود که در عین زیستن در میان مردم و در بطن جامعه، گویی از فراسوی زمان و تاریخ، با ما سخن میگفت. نوای صدایش، پژواک واژگانی بود که آمیخته با تجربهی سالیان درد، عبادت و ژرفنگری بود. آنگاه که به سخن درمیآمد، گویی از سرچشمهی عرفان و خرد، زمزمهای جاری میشد؛ نه برای برانگیختن شور و هیاهو که برای بیداری دلها و هدایت نفوس. در کلامش، ظرایف شاعری رخ مینمود که با سطور تقدیر به گفتوگو نشسته و از میان زخمهای تاریخ، گلهای معنا و حکمت را برچیده بود.
امام خامنهای را نمیتوان تنها در قابی سیاسی محصور کرد؛ جایگاه او بسی فراتر از این عناوین بود. در نگاه نافذش، سیاست رنگ و بوی عبودیت به خود گرفته بود و قدرت، تنها ابزاری در جهت برپایی عدالت و پاسداری از کرامت انسان بود. دلش با ذکر تسبیح گره خورده بود و اندیشهاش در عمق شبهای سکوت، میان نیایش و اندوه جهانی که در مسیر حق، جهاد میکرد، سیراب میشد. گاه در خطوط چهرهاش، خستگی قرنها رنج نمایان بود و در تبسمی از سر مهر، امید طلوع روزی را میتوان دید که زمین آکنده از عدل و داد گردد.او نه صرفاً یک رهبر، که معلمی بود در مکتب تقوا و تدبر؛ مردی که واژگانش چراغ راه بسیاری شده بودند، حتی برای آنان که شاید در مسیر و نظر با او همعقیده نبودند. ادب، در سکنات و حرکاتش معنا یافته بود؛ تواضع و سادهزیستی، در سیره و منش او تجسم یافته و ایمان در قامتش، صلابت و استواری بخشیده بود.او به معنای واقعی، ولی فقیه زمان بود؛ همان جایگاه بیبدیلی که امام خمینی (ره) فرمودند: “پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشورتان آسیبی نرسد.” ایشان فقیهی جامعالشرایط بودند که به تمامی مسائل روز، از ریزترین مسائل فرهنگی تا پیچیدگیهای اقتصادی و سیاسی، آگاهی کامل داشتند. از همین رو بود که ایران را در سالهای پرتلاطم، از بسیاری از التهابات و تهدیدات مصون داشتند و عبور دادند.هرگاه از او سخن به میان میآمد، برخی از تدبیر هوشمندانهاش، برخی از شجاعت بیبدیلش و برخی دیگر از معنویتی که بیصدا در جان کلامش جاری بود، یاد میکردند.
اما شاید راز ماندگاری و تأثیرگذاری او در همان جمع اضداد نهفته بود؛ عالمی بود که روح شاعرانهاش را در خود حفظ کرده بود، زاهدی بود که سیاست را عبادت میشمرد و رهبری بود که پیش از هر چیز، بنده مخلص خداوند بود.در وجود او، شکوه ایمان و صلابت اندیشه در هم آمیخته بود و در دورانهایی که اضطراب و تردید، دلها را به تلاطم میانداخت، یاد او برای بسیاری، تمثیلی از ثبات، پایداری و امید بود. شاید از همین روست که نام او نه تنها در تاریخ سیاسی معاصر، بلکه در ضمیر جمعی ایمان و مقاومت، همچون نشانهای برجسته از ایستادگی و یقین، جاودانه باقی ماند.از نشانههای انسانهای بزرگ این است که حتی مرگشان نیز موجب عزت ملت میگردد. او با شهادتش، عظمت را به دین، ملک و مملکت بازگرداند و شهادتش موجب ذلت دشمنان شد و آنان را از تبلیغات اغواگرانه و دروغین، خلع سلاح کرد. در گرامیداشت چهلمین روز شهادتش، بار دیگر ملت نستوه ایران با مقام ولایت فقیه و با خلف صالحش پیمان وفاداری تجدید میکنند تا با هدایت ایشان، از این بحرانها عبور کرده و عزت را برای ملت به ارمغان آورند.







ثبت دیدگاه