
دریانیوز//در روزگاری به سر میبریم که «دیدن» دیگر دلیلی بر «باور کردن» نیست. با پیشرفت شتابان ابزارهای هوش مصنوعی مولد، مرز میان واقعیتِ ملموس و خیالِ پردازششده به مویی بند شده است. اما ریشه اصلی چالش در کجاست؟ در ماهیت این ابزارهای نوین یا در الگوهای مصرف اطلاعات میان مخاطبان و رسانهها؟ این نوشتار، گزارشی از یک تجربه عینی در استان هرمزگان است؛ روایتی از چگونگی تبدیل یک تصویرسازی آموزشی به موجی از نگرانی عمومی و صدور بیانیههای رسمی اداری. مدتی پیش در صفحه اینستاگرام نگارنده، ویدیویی کوتاه با هدف آموزش و بازنمایی توان پردازش تصویری هوش مصنوعی تولید و بارگذاری شد. در این نماهای متحرک، با استفاده از شبیهسازی رایانهای، صحنهای واقعگرایانه از ترکخوردگی و آسیب به سقف اثر تاریخی «معبد هندوهای بندرعباس» به تصویر درآمد. هرچند در متن توضیحات همان مطلب بهروشنی و با صراحت تأکید شده بود که این محتوا صرفاً نمونهای آموزشی و غیرواقعی حاصل از فناوریهای نوین است و بنا در سلامت کامل قرار دارد، اما مسیر بازنشر آن کاملاً دگرگون شد.
این ویدیو بهسرعت و بدون درج توضیحات یا پیوست متن، در کانالها و گروههای مختلف بازنشر یافت؛ محتوایی که تنها بر پایه جاذبه بصری و اثر هیجانی تخریبِ یک اثر تاریخی دستبهدست میشد. شدت بازتاب این موضوع بهگونهای رقم خورد که کارشناسان و مدیریت ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان هرمزگان ملزم به بازدید میدانی، بررسی سازهای و صدور تکذیبیه رسمی در خبرگزاریها شدند تا سلامت بنا و ساختگی بودن تصاویر منتشرشده را اعلام کنند.
کالبدشکافی یک شایعه؛ درسهایی از یک رخداد واقعی
این رویداد، هشداری روشن درباره وضعیت ادراک و سنجش اطلاعات در جامعه امروز است:
کاهش دقت مخاطب و غلبه تصویر بر متن
بخش قابلتوجهی از کاربران شبکههای اجتماعی، توضیحات متنی را نمیخوانند و محتوای بصری را بیواسطه میپذیرند. در نتیجه، تصمیمگیری برای بازنشر بر پایه هیجان اولیه شکل میگیرد.
* شتابزدگی در رقابت بازدید
صفحات غیررسمی و حتی برخی فعالان خبری، برای جلب توجه زودهنگام، دادههای تاییدنشده را بدون کوچکترین راستیآزمایی یا بررسی صحت میدانی تکثیر میکنند.
جدایی تصویر از زمینه و پیام
حتی اگر تولیدکننده محتوا بر ساختگی بودن آن پافشاری کند، در زنجیره بازنشر پیدرپی، «زمینه» و «هدف متن» حذف شده و تنها محتوای شبیهسازیشده دستمایه قضاوت قرار میگیرد.
مصونیت در برابر جعل واقعیت
اگر یک شبیهسازی ساده معماری میتواند نهادهای اجرایی را به واکنش و صدور تکذیبیه وادارد، آشکار است که دستکاریهای پیچیدهتر در عرصههای اجتماعی، اقتصادی یا حیثیتی چه تبعات گستردهای در پی خواهد داشت لذا در عصر پیشرفت روزافزون فناوریهای تولید تصویر، باید پذیرفت که هر سند بصری لزوماً روایتی از واقعیت نیست؛ از این رو در مواجهه با محتواهای تکاندهنده، مکث تحلیلی پیش از انتشار، بررسی دقیق منبع اصلی، سوابق پدیدآورنده و پیگیری مراجع رسمی، به همراه تجهیز اتاقهای خبر به ابزارهای سنجش اصالت، یک ضرورت انکارناپذیر است. در چنین بستری، سواد رسانهای، تفکر نقادانه و شک روشمند دیگر یک فضیلت حاشیهای به شمار نمیرود، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ سلامت روانی جامعه و مصونیت افکار عمومی در برابر جعل واقعیت است.







ثبت دیدگاه