دریانیوز//نظام سلامت، برخلاف بسیاری از حوزهها، با «وعده» اداره نمیشود. بیمارستان را نمیتوان با قول و قرار گرم نگه داشت، داروخانه با «بعداً تسویه میکنیم» دارو نمیدهد و شرکتهای تأمینکننده تجهیزات پزشکی با «انشاءالله ماه بعد» دستگاه و قطعه تحویل نمیدهند. پرداخت هزینه ها نقدی است.در چنین واقعیتی، خبر مطالبه ۲.۵ تا ۳ هزار میلیارد تومانی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان از سازمان تأمین اجتماعی ـ آنگونه که رئیس دانشگاه، دکتر پژمان شاهرخی اعلام کرده ـ فقط یک اختلاف حساب اداری نیست؛ این یک زنگ خطر برای تداوم خدمات درمانی در استانی است که هم بار بیماری دارد، هم پراکندگی جغرافیایی، هم فشار مضاعف ناشی از گرما، مهاجرت، حوادث جادهای و نیازهای رو به رشد درمان تخصصی.این بدهی، اگرچه روی کاغذ عدد است، اما در میدان عمل به «کمبود» تبدیل میشود: کمبود نقدینگی برای خرید دارو و تجهیزات، تأخیر در پرداخت مطالبات کادر درمان، عقب افتادن تعمیرات و نگهداشت دستگاهها، سختتر شدن جذب و ماندگاری نیروهای متخصص و در نهایت کاهش ظرفیت پاسخگویی بیمارستانها. وقتی رئیس دانشگاه میگوید بخشی از پرداختها با جابهجایی منابع دیگر انجام شده، یعنی مجموعهای که باید تمام تمرکزش بر ارتقای کیفیت درمان باشد، ناچار است دائماً درگیر مدیریت بحران مالی و وصلهپینه کردن هزینهها شود؛ آن هم در شرایطی که تعرفههای دولتی ـ به گفته او ـ از هزینه واقعی فاصله معناداری دارد.اما مسئله اینجا تمام نمیشود. تأخیر بیمهها در ایفای تعهدات، مثل دومینو به بیرون از بخش دولتی هم ضربه میزند. امروز در بسیاری از مراکز خصوصی درمانی، مطبها، آزمایشگاهها و مراکز تصویربرداری از جمله سونوگرافی، یک رفتار اقتصادی قابل پیشبینی در حال گسترش است: وقتی بیمهها دیر میپردازند یا پرداختشان نامطمئن است، ارائهدهنده خدمت ترجیح میدهد پول را «آزاد» و مستقیم از بیمار بگیرد. نتیجه روشن است؛ سهم پرداخت از جیب مردم بالا میرود، فشار مالی به خانوادهها منتقل میشود و بیمه، که قرار بود سپر هزینههای درمان باشد، به تدریج در ذهن شهروندان به یک «کارت کماثر» تبدیل میشود.در این میان، بیمهشدهای که هر ماه حق بیمه پرداخت میکند، با یک تناقض تلخ روبهروست: همه خدمات مورد نیاز در مراکز ملکی تأمین اجتماعی در استان ارائه نمیشود. یعنی فرد برای دریافت خدمت تخصصی، تشخیصی یا درمانی ناچار است به بیمارستانها و مراکز دانشگاهی یا بخش خصوصی مراجعه کند؛ همان جاهایی که یا باید فرانشیز بدهد یا به علت بدحسابی بیمهها، هزینه را آزاد پرداخت کند.
اینجا مسئله فقط پول نیست؛ مسئله «اعتماد» است. وقتی بیمهشده میبیند حق بیمه از حقوقش کم میشود اما در نقطه نیاز، یا خدمت کامل در دسترس نیست یا باید هزینه سنگینتری بپردازد، احساس بیعدالتی شکل میگیرد. و بیعدالتی در سلامت، سریعتر از هر حوزه دیگری به نارضایتی عمومی تبدیل میشود؛ چون با جان و زندگی مردم سروکار دارد.از سوی دیگر، بیمارستانهای دانشگاهی هرمزگان تنها «یک ارائهدهنده خدمت» نیستند؛ ستون اصلی درمان استاناند. همانطور که دکترشاهرخی اشاره کرده، خدمات تخصصی مانند آنژیوگرافی و درمان بیماریهای قلبی نیازمند تجهیزات گرانقیمت، قطعات مصرفی حساس و حضور فوق تخصصهاست. اینها با تأخیرهای چندماهه در پرداخت مطالبات قابل مدیریت نیست. شرکتهای دارویی و تأمینکنندگان تجهیزات، مطالبات را نقد و بهموقع طلب میکنند و با نوسان قیمتها، هر روز تأخیر هزینه را بالاتر میبرد. وقتی منابع بهموقع نرسد، دانشگاه مجبور میشود خرید را عقب بیندازد، موجودی انبار را با سختگیری مصرف کند یا برای تأمین اعتبار، از جاهای دیگر بزند. حاصل این چرخه، کاهش انعطاف سیستم در برابر بحرانهاست: یک موج بیماری، یک حادثه بزرگ، یا حتی افزایش معمول مراجعه در فصلهای پرتردد میتواند ظرفیت را قفل کند.با این حال، باید منصف بود: مسئله صرفاً «تقصیر یک طرف» نیست؛ مسئله یک ساختار مالی و تسویهای است که زمانبندیاش با واقعیت درمان همخوانی ندارد. قانون میگوید مطالبات مراکز درمانی باید در بازه مشخص پرداخت شود، اما در عمل، تأخیر به قاعده تبدیل شده است. ادامه این روند، به معنای عادیسازی بحران است؛ یعنی بیمارستانها همیشه در حالت کمبود کار کنند، نیروها همیشه با نگرانی از مطالبات معوق ادامه دهند و مردم همیشه با ترس از افزایش هزینههای درمان تصمیم بگیرند.راهحل چیست؟ قبل از هر چیز، شفافیت و زمانبندی.
اگر بیمهها توان پرداخت یکجای بدهی را ندارند، باید برنامه پرداخت مرحلهای با ضمانت اجرایی، زمان مشخص و گزارش عمومی ارائه شود. دوم، ایجاد سازوکار تسویه منظم و کوتاهمدت است؛ درمان با دورههای تسویه چندماهه سازگار نیست. سوم، خرید خدمت از دانشگاهها ـ که رئیس دانشگاه هم به آن اشاره کرده ـ باید همراه با تعهد مالی دقیق باشد؛ اگر مراکز ملکی تأمین اجتماعی زیرساخت برخی خدمات را ندارند و از دانشگاه خدمت میخرند، پرداخت آن نباید به بدهی انباشته تبدیل شود. چهارم، نشستهای مشترک دانشگاه، بیمهها و نظام پزشکی که دکتر شاهرخی پیشنهاد داده، باید از «جلسه» به «سازوکار حل مسئله» تبدیل شود؛ با خروجی مشخص، نه صرفاً گفتوگو.و نهایتاً باید گفت: در سلامت، بدهیها فقط در حسابداری نمیمانند؛ به تختهای بیمارستان، به صف انتظار، به خستگی پرستار، به فرسودگی دستگاه و به نگرانی خانوادهها منتقل میشوند. امروز مطالبه ۳ همتی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان از تأمین اجتماعی، یک عدد خشک نیست؛ متر و معیار تابآوری نظام درمان استان است. اگر این هشدار جدی گرفته نشود، فردا ممکن است هزینهای پرداخت شود که دیگر با پول جبرانپذیر نباشد.







ثبت دیدگاه