دریانیوز//تشییع میلیونی پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در شهرهای تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، تنها یک تجلی عاطفی نبود؛ بلکه بازتعریف بنیادین «فرهنگ جغرافیایی» منطقه بود. این حضور عظیم که با شعار جانسوز «یالثارات الخامنهای» و انضباطی بیمانند همراه بود، با تکیه بر سرمایه اجتماعیِ مقاومت، معادلات راهبردی غرب را از ریشه دگرگون کرد و روایتهای رسانهای این قدرت را با شکستی بیسابقه روبرو ساخت. نظم حاکم بر این تشییع، که میلیونها نفر را بدون کمترین هرجومرج در کنار هم نگه داشت، ثابت کرد که زیستجهانِ مبتنی بر مکتب حسینی و فرهنگ شهادت، چنان در باورهای جمعی نهادینه شده که میتواند بزرگترین تودههای انسانی را با انضباطی تمدنی مدیریت کند.
این پدیده، مدلهای فردگرایانه و سودمحور علوم سیاسی و جامعهشناسی غرب را به چالش کشید؛ چرا که هیچ الگوی آنها هرگز قادر به تبیین چنین همبستگی فراملی و فراقومی نخواهد بود.شکست گفتمان غرب در این رویداد، لایههای متعددی داشت. از یک سو، تلاشهای سالیانه رسانههای بینالمللی برای ارائه تصویری از جوامعی متفرق و منفعل، در برابر این حماسه از هم گسیخت؛ تصاویر اتحاد و خودآگاهی میلیونی چنان قدرتمند بودند که هیچ روایتسازی خبری نتوانست آنها را تحریف کند. از سوی دیگر، گفتمان لیبرال دموکراسی که خود را برترین الگوی سازماندهی اجتماعی میدانست، در برابر این نظمِ خودجوش و مردمی به حاشیه رانده شد. شکست روایت غرب، به معنای ناتوانی در ترسیم آیندهای بر اساس فهم آنان از قدرت و هویت بود؛ شکستی که مشروعیت گفتمانی آمریکا در غرب آسیا را متزلزل کرد و نشان داد که معادلات جدید منطقه، با معیارهای بومی و هویتی نوشته خواهد شد.
در مقابل این جریان، بنبست راهبردی دونالد ترامپ، جلوهای از این دگرگونیِ فرهنگی-جغرافیایی است. ترامپ که با لفاظیهای تند و سیاست فشار حداکثری میخواست معادلات را به سود خود تغییر دهد، ناگهان با حقیقتی انکارناپذیر روبرو شد: ملتی که آرمانش را از جان خود برتر میبیند و هیچ تهدیدی نمیتواند اراده جمعیاش را فروریزد. این مواجهه، رفتارهای عصبی، متناقض و هیجانی او را تشدید کرد؛ اظهارنظرهایی که نشان از سردرگمی کامل یک رهبر غربی در برابر پدیدهای هویتی و فرهنگی داشت. بنبست ترامپ، فراتر از توقف ابزارهای نظامی و اقتصادی، ریشه در ناتوانی او در درک سرمایه اجتماعی مقاومت دارد؛ سرمایهای که با هر فشار، نه تحلیل، بلکه منسجمتر و متراکمتر میشود. متحدان آمریکا نیز با مشاهده این سرگردانی، دریافتهاند که همراهی با طرحهای واشنگتن، هزینههای سنگینی در افکار عمومی منطقه و حتی در داخل خودشان خواهد داشت.در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از این سرمایه اجتماعی عظیم، راهبرد هوشمندانه «بازدارندگی پسینی» و «هزینهآفرینی اقتصادی» را پیش گرفته است.
این تاکتیک، دقیقاً نقطه ضعف غرب را هدف میگیرد: جایی که اقتصاد شکننده و وابستگی به ثبات انرژی و گذرگاههای حیاتی، بزرگترین فشار علیه آمریکا و متحدانش است. رمز موفقیت این راهبرد در پشتوانه فرهنگی-اجتماعی آن است؛ زمانی که دشمن بداند در برابر ملتی است که هر فشار خارجی را به فرصتی برای انسجام داخلی بدل میکند، هرگونه اقدام ماجراجویانه برای او به معمایی غیرقابل حل تبدیل خواهد شد. از این رو، ایران با این رویکرد، نبرد را به مرکز معادلات اقتصادی کشانده و دشمن را در تلهی هزینههای سرسامآور گرفتار کرده است.در نهایت، ملت ایران و امت مقاومت در یک نقطه حساس از تاریخ قرار دارند؛ گذاری که مستلزم تثبیت دستاوردهای ژئوکالچر و تبدیل آن به نظم نوین منطقهای است. حماسه تشییع رهبر شهید ثابت کرد که این عبور، نه با عقبنشینی، بلکه با ابتکار عمل راهبردی و تکیه بر سرمایههای هویتی میسر است. روایت غرب شکست خورده و ترامپ در بنبست مانده است، زیرا دیگر نمیتوان معادلات جدید را با زورگویی حل کرد. وعده الهی با صابران است و پیروزی از آنِ کسانی است که با اتکا به سرمایه تاریخی خود، از هر مانعی عبور کرده و قلهها را فتح میکنند. این حماسه، آغازگر فصلی تازه در غرب آسیاست؛ فصلی که در آن، اراده جمعی، قدرتهای استکبار را به زانو درخواهد آورد.







ثبت دیدگاه