نقشهای که باید شناخت
دریانیوز//در روزهای اخیر، همزمان با تداوم تجاوز دشمن به مناطق مختلف کشور، در ادبیات برخی رسانهها و شبکههای خبری بیگانه، تعابیری نظیر «جنوب ایران» بهکار میرود؛ عباراتی که در ظاهر خنثی به نظر میرسند، اما در واقع بخشی از یک پروژه رسانهای هدفمند هستند. این شیوه بازنمایی، پیشتر درباره «جنوب لبنان» نیز تجربه شده است؛ منطقهای که سالها با تکرار اینگونه ادبیات، در ذهن مخاطب جهانی بهعنوان حوزهای جدا از پیکره یکپارچه لبنان جا افتاد. هدف از این نوع چارچوبسازی روشن است: القای حس انزوا، بیگانگی و جدایی یک منطقه از کلیت سرزمینی کشور، تا در صورت تشدید تنشها، افکار عمومی داخلی و جهانی آن منطقه را «جدا» از باقی کشور تصور کند و همبستگی ملی حول دفاع از آن تضعیف شود. بندرعباس و استان هرمزگان، اما، در عمل چیزی جز قلب تپنده وحدت سرزمینی ایران نیستند.
سربازانی از تمام ایران، برای یک وجب از خاک جنوب
آنچه در میدان واقعیت جریان دارد، دقیقاً نقطه مقابل روایتی است که دشمن تلاش میکند بسازد. نیروهای مسلح مستقر در بندرعباس و سواحل جنوبی کشور، متشکل از جوانانی از آذربایجان تا خراسان، از کردستان تا خوزستان، از تهران تا سیستان و بلوچستان هستند؛ کسانی که خانوادههای خود را نیز به این منطقه آوردهاند و سالهاست در کنار مردم بومی این خطه زندگی میکنند، در محلههای آن ساکن شدهاند، فرزندانشان در مدارس بندرعباس درس میخوانند و بخشی از بافت اجتماعی این شهر شدهاند.
این حضور، تصادفی یا نمادین نیست. جنوب کشور و بهویژه تنگه هرمز و سواحل هرمزگان، از دیرباز یکی از حساسترین و راهبردیترین نقاط دفاعی ایران بوده و همین جایگاه، همواره در کانون توجه و برنامهریزی نیروهای مسلح کشور از سراسر ایران قرار داشته است. و بهای این حضور، تنها اقامت و خدمت نبوده است؛ این خاک، شهیدانی از اقصینقاط ایران را در دل خود جای داده است. خون پاک رزمندگانی که از هزاران کیلومتر دورتر آمدند تا از این نوار ساحلی دفاع کنند، پیوندی است که هیچ روایت رسانهای بیگانهای توان گسستن آن را ندارد. کسی که جانش را برای دفاع از سرزمینی میدهد، آن سرزمین را به بخشی جدانشدنی از هویت و وجود خویش بدل کرده است.
بندرعباس، متن است نه حاشیه
روایت «جدا افتادگی» تنها زمانی میگیرد که یک منطقه در ذهن مردمش نیز حاشیهای و دورافتاده تصور شود. اما بندرعباس و هرمزگان، در ساختار امنیتی، اقتصادی و راهبردی ایران، حاشیه نیستند؛ دروازه دریایی کشور، محور اصلی تجارت خلیجفارس و یکی از مهمترین خطوط دفاعی ایران در برابر تهدیدات منطقهایاند.
مردم این استان نیز، همانگونه که همیشه ثابت کردهاند، در کنار نیروهای مسلح، یکپارچه و استوار ایستادهاند. این پیوند دوسویه میان مردم بومی و نیروهایی که از سراسر کشور به این منطقه آمدهاند، دقیقاً همان چیزی است که دشمن مایل است دیده نشود.
کلیدواژهای که باید افشا شود: «صورتحساب تنهایی»
یکی از ظریفترین لایههای این روایتسازی دشمن، القای این تصور است که گویی جنوب کشور و بندرعباس، بهتنهایی دارند هزینه و «صورتحساب» این تجاوز و مقاومت را میپردازند؛ تصویری که این منطقه را در انزوای هزینهای نیز نشان میدهد، گویی بار این دفاع تنها بر دوش مردم همین خطه است. اما واقعیت میدانی، این روایت را بهکلی باطل میکند. صورتحساب دفاع از این خاک، هرگز بهتنهایی توسط جنوب پرداخت نشده است؛ شهدایی که برای حفاظت از این منطقه جان باختهاند، هم از میان فرزندان بومی همین سرزمین بودهاند و هم از میان رزمندگانی غیربومی که از دورترین نقاط ایران به این خاک آمدند. بومی و غیربومی، در کنار هم، مشترکاً بهای این ایستادگی را با خون خود پرداختهاند.
این همپرداختی، دقیقاً همان چیزی است که تصویر «تنهایی جنوب» را از اساس بیاعتبار میکند؛ وقتی خون جوانی از تهران یا تبریز یا مشهد، در کنار خون فرزند بومی بندرعباس، بر یک خاک ریخته میشود، دیگر نمیتوان از «حساب جداگانه» یا «هزینه منطقهای» سخن گفت. این صورتحساب، ملی است، نه محلی؛ و سراسر ایران در پرداخت آن سهیم بوده است.
مسئولیت رسانهها
در چنین شرایطی، وظیفه رسانههای استان و کشور، فراتر از صرفاً پرهیز از عباراتی مانند «جنوب ایران» است؛ رسانهها باید فعالانه این روایت واقعی را بازتاب دهند: روایت پیوند، نه جدایی؛ روایت مرکزیت، نه حاشیه؛ روایت شهدایی از سراسر ایران که خون خود را با خاک این منطقه یکی کردهاند. بندرعباس تنها نیست، چون کسانی که برایش خون داده اند، هرگز او را تنها نمیگذارند.







ثبت دیدگاه