دریانیوز//رئیس جمهور آمریکا با توئیت زدن های پشت سرهم و موضع گیری های متناقض و دروغ، به دنیا نشان داد که به هیچوجه به حرف ها و پاسخ ها و موضع گیری هایش نمی توان اعتماد کرد و به دروغگوترین و عهدشکن ترین رئیس جمهور دنیا شهرت یافته است.درجنگ تحمیلی سوم هم که دید ایران به تهدیدات و
وعده هایش توجهی ندارد و پیشنهاد ۱۵بندی اش مورد توجه ایران قرار نگرفت، زمانی که پیشنهاد۱۰ بندی ایران از طریق پاکستان دریافت نمود، بازهم طبق معمول علی رغم موافقت با آن ده بند ، اما در مذاکره به اصلاح دبه کرد و موافقت و قول و قرارش را فراموش کرد و حتی پیش شرط های مذاکره نیز عملیاتی نشد و مذاکرات در پاکستان بی نتیجه خاتمه یافت. به همین دلیل اینرئیس جمهور بدعهد وعهدشکنی که عهدشکنی اش را درگذشته و بارها از جمله در برجام به دنیا ثابت شده است، قابل اعتماد و اعتنا نیست و به هیچ وجه نباید به وی اطمینان داشت و سیاست مداران و مذاکره کنندگان هم بایستی به این موضوع توجه کنند . به رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار نباید اعتماد کرد.باید دانست که ریشه بیاعتمادی به آمریکا، نه یک سوءتفاهم سیاسی، بلکه یک «شناسایی ساختاری» است. ساختار قدرت در ایالات متحده، بر پایه غلبه بر «دیگری» بنا شده است.
برای آنها، هر قدرت نوظهور و هر ملت مستقلی که از زنجیرهای سلطه خارج شود، یک تهدید است. بنابراین، آنها نمیتوانند بر سر توافقی بمانند که در آن، قدرت مطلق آنها به چالش کشیده شود. آنها با «وعده دادن» راه را برای امتیازگیری باز میکنند و با «نقض عهد»، راه را برای خروج از مسیر باز میسازند. این چرخه باطل، هویت سیاسی آنها را تعریف میکند.در این میان، آنچه امروز بیش از هر چیز بر جهان سایه افکنده، رفتارهای بیثبات و غیرقابل پیشبینی این رژیم است. آنها از یک سو از مذاکره سخن میگویند و از سوی دیگر، از طریق بازارهای مالی، سلاح و تحریمهای اقتصادی، کمر ملتها را میشکنند. این تناقض، نه از ضعف است و نه از بیدقتی؛ بلکه از ماهیت اصلی آنهاست. آنها میدانند که تنها راه حفظ برتری، یعنی ایجاد آشوب و بیاعتمادی میان ملتها و نهادهای بینالمللی است.بنابراین، هرگونه تلاش برای نزدیک شدن به این جریان، بدون در نظر گرفتن این واقعیت که «اعتماد به استکبار، خود نوعی بیدفاعی است»، تنها به معنای خودکشی سیاسی و استراتژیک خواهد بود. ملتها و دولتهای پیشرو باید بر پایه «خودباوری» و «استقلال عملی» حرکت کنند، نه بر پایه امید به حسن نیت رژیمی که از دیرباز، ثبات را با آشوب و صلح را با جنگ معامله کرده است.تاریخ نشان داده و نشان خواهد داد که صورتکهای دروغین، دیر یا زود فرو میریزد. در روزگاری که حقیقت بر صدر نشسته است، تنها کسانی میتوانند بایستند که بر پایه ارزشهای اصیل و ارادهی مستقل خود حرکت کردهاند، نه کسانی که در سایه وعدههای پوچ و بیاعتبار استکبار، به دنبال امنیت میگردند. حقیقتِ تلخ برای واشینگتن این است: اعتماد، هدایتی است که آنها هرگز لیاقت دریافت آن را نداشتهاند.







ثبت دیدگاه