دریانیوز//هرمزگان امروز بر پیشانی اقتصاد ایران ایستاده است؛ استانی که بندر، معدن، فولاد، پالایشگاه، پتروشیمی، شیلات، تجارت دریایی و بنگاههای بزرگ اقتصادی را یکجا در خود جای داده و بهدرستی یکی از کانونهای اصلی تولید ثروت ملی شناخته میشود. اما تلخترین تناقض توسعه در همینجاست: استانی که بار اقتصاد کشور را بر دوش میکشد، خود در رنج فقر، محرومیت و نابرابری فرسوده شده است.این پرسش ساده اما سنگین، سالهاست بیپاسخ مانده است: سهم مردم هرمزگان از این همه ثروت چیست؟ وقتی دود صنایع، ترافیک بنادر، فشار زیستمحیطی، گرانی مسکن، حاشیهنشینی و هزینههای زندگی بر دوش مردم این استان مینشیند، طبیعی است که انتظار داشته باشند بخشی از منافع این اقتصاد عظیم نیز به سفره، سلامت، آموزش و رفاه آنان بازگردد.
توسعهای که از کنار خانههای فقیرانه عبور کند و چراغی در آن خانهها روشن نکند، نامش توسعه نیست؛ ویترین است.امروز دهها هزار خانواده در هرمزگان تحت پوشش نهادهای حمایتی همچون کمیته امداد و بهزیستی قرار دارند و بخشی از محرومان نیز، با وجود نیاز واقعی، همچنان پشت نوبت ماندهاند. این یعنی فقر در استان نه یک ادعا، بلکه یک واقعیت عریان اجتماعی است. از سوی دیگر، همین نهادهای حمایتی نیز برای خدمترسانی شایسته به مددجویان خود با کمبود اعتبار، امکانات و ظرفیت مواجهاند. در چنین شرایطی، حمایت از این نهادها نه لطف، بلکه تکلیف اجتماعی و انسانی است؛ تکلیفی که باید هم از سوی دولت و هم از سوی صنایع و بنگاههای بزرگ اقتصادی جدی گرفته شود.بهویژه برخی صنایع بزرگ که وابسته به نهادهای انقلابی هستند، در برابر این وضعیت مسئولیتی مضاعف دارند.
انتظار افکار عمومی از این مجموعهها آن است که در حوزه مسئولیت اجتماعی، حضوری پررنگتر، هدفمندتر و ملموستر داشته باشند. مسئولیت اجتماعی نباید به چند بنر، مراسم مناسبتی یا کمکهای پراکنده تقلیل یابد. هرمزگان نیازمند برنامههای پایدار، شفاف و اثرگذار است؛ برنامههایی که بتواند بخشی از شکاف عمیق میان ثروت تولیدشده و فقر تحمیلشده را ترمیم کند.یکی از فوریترین حوزهها، بهداشت و درمان است. کمبود برخی مراکز تخصصی و تجهیزات درمانی، بیماران هرمزگانی را ناچار میکند برای درمان به استانهای دیگر سفر کنند؛ سفری پرهزینه، فرساینده و گاه غیرممکن برای خانوادههای کمدرآمد. مشارکت صنایع در ساخت مراکزی مانند مرکز تکامل و رشد کودکان، کلینیک تخصصی چشم، تامین دستگاه ها وتجهیزات فیزیوتراپی و نیز خرید تجهیزاتی همچون دستگاه براکیتراپی برای بیماران سرطانی و تجهیزات پیشرفته درمان چشم، دستگاه
درمان گر با نور قرمز (ردلایت تراپی) و…، میتواند بخشی از این رنج را کاهش دهد.
این مشارکت، پشتوانهای جدی برای دانشگاه علوم پزشکی و استانداری هرمزگان در اجرای «نهضت سلامت» خواهد بود.همچنین ماندگاری پزشکان، پرستاران و کادر درمان در استان بدون تأمین زیرساختهای زیستی ممکن نیست. ساخت مسکن، پانسیون و فضاهای اقامتی برای نیروهای درمانی باید به یکی از اولویتهای مسئولیت اجتماعی صنایع تبدیل شود. نمیتوان از کادر درمان انتظار ماندن داشت، اما برای زندگی آنان در استان چارهای نیندیشید.هرمزگان فقط محل استقرار صنایع نیست؛ خانه مردم است. اگر ثروت این سرزمین در خدمت کرامت مردمش قرار نگیرد، این قطب اقتصادی بر پایهای لرزان بنا شده است. امروز زمان شعار نیست؛ زمان بازگشت سهم مردم از ثروتی است که در کنار آنان تولید میشود.







ثبت دیدگاه