دریانیوز//صدای اولین گریه نوزاد برای هر خانوادهای نوید آغاز یک زندگی تازه است؛ اما وقتی این گریه چند هفته زودتر از موعد شنیده میشود، نگرانیها نیز از همان لحظه آغاز میشوند. نوزاد نارس، تنها یک نوزاد کوچکتر از حد معمول نیست؛ او در حساسترین دوره رشد مغز و بدن خود وارد دنیایی شده که هنوز برای آن آماده نبوده است. به همین دلیل، مراقبت از این کودکان نباید با ترخیص از بیمارستان پایان یابد، بلکه تازه از همان زمان مرحله مهم دیگری از مسیر رشد آنها آغاز میشود. امروزه حدود ۱۰ درصد از نوزادان جهان پیش از هفته ۳۷ بارداری متولد میشوند. پیشرفتهای چشمگیر پزشکی باعث شده است که بسیاری از این نوزادان زنده بمانند و زندگی سالمی را آغاز کنند؛ اما واقعیت این است که زنده ماندن، تنها بخشی از ماجراست. مطالعات نشان میدهد نزدیک به نیمی از نوزادان نارس ممکن است در سالهای نخست زندگی با مشکلاتی در رشد حرکتی، یادگیری، توجه، رفتار یا مهارتهای شناختی روبهرو شوند.
خوشبختانه بسیاری از این مشکلات، اگر بهموقع شناسایی شوند، قابل پیشگیری یا کنترل هستند. در این میان، نقش کاردرمانگر اهمیت ویژهای پیدا میکند. برخلاف تصور رایج، کاردرمانی تنها برای کودکانی نیست که دچار ناتوانی شدهاند؛ بلکه یکی از مهمترین وظایف کاردرمانگر، پیشگیری از بروز مشکلات و کمک به رشد طبیعی کودک است. به همین دلیل، نوزادان نارس باید از همان ماههای نخست زندگی بهطور منظم تحت ارزیابی و پیگیری قرار گیرند تا کوچکترین نشانههای تأخیر رشدی، پیش از آنکه به یک مشکل جدی تبدیل شوند، شناسایی شوند. برخی نوزادان بیش از دیگران به این مراقبتها نیاز دارند؛ از جمله نوزادانی که با وزن کمتر از ۱۵۰۰ گرم متولد شدهاند، سن بارداری بسیار پایینی داشتهاند، مدت طولانی در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) بستری بودهاند یا با مشکلاتی مانند اختلال در تغذیه، تون عضلانی غیرطبیعی، تشنج یا ناهنجاریهای مادرزادی روبهرو هستند. البته حتی نوزاد نارس که ظاهری کاملاً سالم دارد نیز نباید از برنامههای پیگیری رشد محروم شود؛ زیرا بسیاری از مشکلات تکاملی در ماههای نخست، هنوز نشانه آشکاری ندارند.
یکی از مهمترین دلایل حضور کاردرمانگر، محافظت از مغز در حال رشد نوزاد است. مغز نوزاد نارس در هفتههای پایانی بارداری با سرعتی شگفتانگیز در حال تکامل است. تولد زودرس این روند را به محیط بیمارستان منتقل میکند؛ جایی که نور، صدا، درد، استرس و مراقبتهای درمانی اجتنابناپذیر میتوانند بر روند طبیعی رشد مغز اثر بگذارند. کاردرمانگر با تنظیم وضعیت قرارگیری نوزاد، کاهش محرکهای آزاردهنده و ارائه مراقبتهای رشدمحور، تلاش میکند این تأثیرات منفی را به حداقل برساند و شرایطی فراهم کند که مغز بتواند بهترین مسیر رشد خود را طی کند. نکته مهم دیگر، استفاده از توانایی شگفتانگیز مغز برای سازگاری و یادگیری است. مغز نوزاد در ماههای نخست زندگی انعطافپذیری بسیار بالایی دارد و میتواند با دریافت تجربههای مناسب، مسیرهای سالم رشد را تقویت کند. هرچه مداخلات توانبخشی زودتر آغاز شوند، احتمال دستیابی کودک به تواناییهای طبیعی بیشتر خواهد بود.
به همین دلیل است که متخصصان از «پنجره طلایی رشد» در سالهای نخست زندگی سخن میگویند؛ فرصتی ارزشمند که نباید از دست برود. اما کاردرمانی تنها به نوزاد محدود نمیشود؛ خانواده نیز بخش جداییناپذیر درمان است. تولد نارس معمولاً با اضطراب، نگرانی و احساس ناتوانی برای والدین همراه است. آموزش صحیح به خانواده، کمک میکند والدین با آرامش بیشتری از فرزند خود مراقبت کنند، نیازهای او را بهتر بشناسند و در خانه نیز ادامهدهنده برنامه درمانی باشند. پژوهشهای معتبر نشان دادهاند کودکانی که والدینشان از همان ابتدا در فرآیند درمان مشارکت فعال داشتهاند، رشد بهتری را تجربه کردهاند و خانوادهها نیز اضطراب و افسردگی کمتری را گزارش کردهاند. پیام امروز علم روشن است؛ مراقبت از نوزاد نارس تنها به دستگاههای پیشرفته بخش مراقبتهای ویژه محدود نمیشود. آینده این کودکان به پیگیری منظم رشد، تشخیص زودهنگام مشکلات و همکاری نزدیک خانواده با تیم درمان وابسته است. حضور کاردرمانگر در این مسیر، یک انتخاب نیست؛ بلکه بخشی ضروری از مراقبت استاندارد از نوزاد نارس است. شاید مهمترین هدیهای که بتوان به این کودکان داد، فرصت رشد در بهترین زمان ممکن باشد؛ فرصتی که میتواند آینده آنها را برای همیشه تغییر دهد.







ثبت دیدگاه