دریانیوز//کمی سهمیه بنزین در کارت سوخت ها وکمبود تعداد جایگاه های سوخت در هرمزگان آنقدر شرایط را بر مردم هرمزگانسخت کرده که حتی برای تشییع جنازه اموات شان، صله رحم ، رفتن به روستا وشهرهای دیگر استان ، سفردرمانی و حتی تنفس باخاطری آسوده و با آرامش با چالش مواجهند و زندگی شان بسیار سخت شده و برخی آرزوی مرگ می کنند.
بنزین نیست؛ اما صبر مردم هم تمامشدنی است. در هرمزگان، گرما فقط از آسمان نمیبارد؛ از باک خالی خودروها، از صفهای فرساینده جایگاههای سوخت، از کولرهای خاموش در خیابانهای داغ بندرعباس و از صورت شرمنده پدری که با اسنپ و مسافرکشی نان خانهاش را درمیآورد نیز زبانه میکشد. مردم هرمزگان امروز فقط از کمبود بنزین گلایه ندارند؛ از نوعی بیعدالتی آشکار و فرساینده سخن میگویند.
از این میگویند که چرا در بسیاری از استانهای کشور، کارت سوخت آزاد در جایگاهها در دسترس است و مردم میتوانند بنزین ۵ هزار تومانی را به راحتی وبدون معطلی بزنند، اما در بندرعباس و شهرهای هرمزگان، همین امکان ساده به یک آرزو تبدیل شده است؟ مردمچرا باید برای ۲۰لیتر بنزین سه تا چهار ساعت هم در صف معطل شوند وبخش زیادی از سوخت شان در صف های طولانی بنزین سوخت شود؟ مگر مردم این استان شهروند درجه دو هستند؟ مگر گرمای ۴۵ تا ۵۰ درجه بندرعباس با گرمای شهرهای دیگر یکی است؟ مگر خودرو در هرمزگان وسیله تجمل است یا وسیله بقا، کار، رفتوآمد، درمان، نانآوری و نفس کشیدن در شهری که بدون کولر خودرو، آدم در تابستان واقعاً میپزد؟ سهمیه ۱۳۰ لیتری بنزین، آنهم ترکیبی از نرخهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی، شاید روی کاغذ عددی قابل ارائه باشد؛ اما در زندگی واقعی بسیاری از مردم هرمزگان، این عدد به سختی یک هفته تا ده روز دوام میآورد. برای کسی که با خودرو کار میکند، برای راننده اسنپ، برای مسافرکش، برای کارگر، برای خانوادهای که باید بیمار را به درمانگاه و مراکز درمانی برساند، برای کسی که باید به روستا برود، به شهرستان سر بزند، در تشییع جنازه عزیزی شرکت کند، صله رحم کند یا حتی امور ضروری زندگیاش را انجام دهد، ۱۳۰ لیتر نه امتیاز است و نه لطف؛ فقط مُسکّنی کوتاهاثر است که قبل از تمام شدن ماه، تمام میشود. بلایی برسر مردم آورده اند که حتی برای تشییع جنازه اموات هم باید با ترس و لرز رفت که اگر بنزین خودرو تمام شود، چه باید کرد؟چندین ساعت باید در صف بنزین معطل شوند. کاری کرده اند که ما رسانه ای ها هم بنزین کم می آوریم و یا برخی جاها باید پیاده برویم و یا نرویم. عرصه بنزینی بر رسانه ها هم سخت است.
تلختر آنکه بسیاری از این مردم، اصلاً از بنزین برای تفریح و سفرهای غیرضروری استفاده نمیکنند. بنزین برای آنان یعنی نان. یعنی کرایه خانه. یعنی شیرخشک بچه. یعنی قسط عقبافتاده. یعنی اجارهای که صاحبخانه آخر ماه مطالبه میکند و رانندهای که باید به جای کار کردن، سه یا چهار ساعت در صف جایگاه بایستد؛ آنهم در گرمایی که خودش بخشی از سوخت و جان آدم را میسوزاند. این دیگر مدیریت مصرف نیست؛ این، مصرف کردن اعصاب و عزت مردم است. وقتی یک خانواده اجارهنشین میگوید شوهرم با اسنپ کار میکند و سهمیه بنزین حتی ده روز هم جواب نمیدهد، این فقط یک گلایه شخصی نیست؛ یک گزارش میدانی از فروپاشی آرام معیشت بخشی از جامعه است. رانندهای که باید میان کار کردن و بنزین زدن یکی را انتخاب کند، عملاً در یک دور باطل گرفتار شده است: اگر کار کند، سوختش تمام میشود؛ اگر در صف بنزین بایستد، از کار و درآمد میماند. در هر دو حالت، بازنده مردماند.مسئولان سالهاست وقتی حرف سوخت در هرمزگان به میان میآید، سایه سنگین قاچاق را روی سر همه مردم میاندازند.
اما این منطق، اگر قرار باشد به محرومیت عمومی مردم از حق طبیعیشان منجر شود، نه عادلانه است و نه قابل دفاع. قاچاقچی را باید شناخت، ردیابی کرد، برخورد کرد و شبکههای اصلی را زد؛ نه اینکه هزینه ضعف نظارت و ناکارآمدی سامانهها را از جیب مردم عادی، راننده اسنپ، کارمند، کارگر، کشاورز و خانوادههای بندرعباسی گرفت. این نکته وقتی مهمتر میشود که رئیس کل دادگستری هرمزگان نیز در نشست خبری هفته قوه قضاییه، بر اساس پیمایشهای انجامشده تأکید کرده است که مردم بندرعباس قاچاق سوخت نمیکنند و میزان سوخت شارژشده در کارتها نیز ناکافی است. این سخن اگر جدی گرفته شود، باید نقطه پایان یک سوءظن عمومی نسبت به مردم باشد. مردم بندرعباس متهم نیستند؛ گرفتارند. مردم هرمزگان قاچاقچی نیستند؛ مطالبهگرند. مردم این استان حق دارند مانند سایر استانها به سوخت دسترسی داشته باشند و در صفهای طولانی و فرساینده تحقیر نشوند. سؤال روشن است: چرا باید تفاوتی میان هرمزگان و استانهای دیگر وجود داشته باشد؟ اگر کارت آزاد سوخت در جایگاههای دیگر استانها فعال است، چرا در هرمزگان نباشد؟ اینتبعیض ها تاکی ادامه دارد؟ شهری که خودش بنزین کشور را تولید می کند، اما رانندگان در این شهر با بحران بنزین مواجهند.
اگر دولت میداند سهمیه ۱۳۰ لیتر برای اقلیم، جغرافیا، گرما، پراکندگی روستاها، فاصله شهرها و وضعیت معیشتی مردم این استان کافی نیست، چرا اصلاح نمیکند؟ اگر دستگاههای نظارتی میدانند مشکل اصلی مردم نیستند، پس چرا مردم همچنان مجازات میشوند؟هرمزگان استانی استراتژیک است؛ بندر، دریا، گمرک، پالایشگاه، صنایع، حملونقل و بخش بزرگی از درآمدهای ملی در همین جغرافیا جریان دارد. اما سهم مردم این استان از این ثروت و موقعیت، نباید صف بنزین، کولر خاموش، باک خالی و درآمد ازدسترفته باشد. این مردم کنار دریا زندگی میکنند، اما نباید تشنه عدالت بمانند. وقت آن رسیده که مسئولان به جای گزارشهای اداری و وعدههای تکراری، تصمیم روشن بگیرند. حداقل انتظار مردم این است:- کارت سوخت آزاد در جایگاههای هرمزگان مانند سایر استانها فعال و قابل دسترس باشد.- سهمیه سوخت رانندگان فعال در اسنپ، تاکسیهای اینترنتی و مسافرکشهای واقعی متناسب با کارکرد آنان افزایش یابد.- برای استانهای گرمسیری مانند هرمزگان، سهمیه سوخت با توجه به شرایط اقلیمی و ضرورت استفاده از کولر خودرو بازنگری شود. – صفهای طولانی سوخت با مدیریت توزیع، افزایش کارتهای آزاد و نظارت میدانی واقعی کاهش یابد.- مردم عادی به بهانه مقابله با قاچاق، گرفتار محدودیتهای کور و بیاثر نشوند.
هیچ مدیری حق ندارد از اتاق خنک، برای مردمی نسخه بپیچد که در گرمای بندرعباس، ساعتها در صف بنزین میایستند. هیچ مسئولی حق ندارد درد مردمی را کوچک بشمارد که خودرویشان ابزار نانآوری است، نه تفریح. هیچ نهادی حق ندارد با بیتدبیری، زندگی خانوادههایی را که با روزیِ روزانه میچرخد، سختتر کند. بنزین در هرمزگان فقط سوخت خودرو نیست؛ سوخت معیشت، کرامت و آرامش مردم است. اگر این مسئله حل نشود، باید صریح گفت: آنچه در باک خودروها خالی میشود، فقط بنزین نیست؛ اعتماد مردم هم قطرهقطره کم میشود. و این، از هر کمبود سوختی خطرناکتر است.مردم و حتی صیادان از میزان سوخت شان ناراضی هستند و مدیران هم فقط به خبردرمانی می پردازند و تاکنون هیچ اقدام ملموسی برای رفع مشکلات مردم استان در این بخش انجام نشده است.
رئیس کل دادگستری در نشست مطبوعاتی تاکید داشت که رانندگان نباید بیشتر از ۱۰تا۱۵دقیقه در صف های بنزین معطل شوند. اما این زمان در صف های بنزین در هرمزگان گاهی تا ۲۰برابر این زمان است و میلیون ها لیتر بنزین در همین صف های سوخت هدر می رود؛ موضوعی که به آن توجه نمی شود. جنگ اعصاب را دولتی ها بدلیل سوء مدیریت شان برای مردم بندرعباس و هرمزگان ایجاد کرده اند. مدیران استانی و کشوری اگر فقط یک بار سه تا چهارساعت در اوج گرما در پراید در صف های سوختگیری معطل بمانند، آنگاه نسخه درمانگری برای بنزین هرمزگان می پیچند. مولا امیرالمومنین(ع) فرموده اند: آنچه برای خود می پسندی، برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی ،برای دیگران هم مپسند. مدیران اگر همین یک فرمایش آن حضرت را در سیستم مدیریتی شان مدنظر قرار دهند، مدیریت شان اصلاح می شود و مردم رنج نمی کشند. کاری کرده اند که بنزین دغدغه تمام اقشار در هرمزگان شده است و دولت بایستی به این اجحاف و بی عدالتی و تبعیض در حق هرمزگانی پایان دهد. در استانی که سیستم حمل ونقل عمومی مناسب و کافی هم ندارد، نباید مردم را اینقدر در رنج و عذاب قرار داد و زندگی شان را کهسخت هست، سخت تر کرد.







ثبت دیدگاه