دریانیوز//اشتغال زنان در جامعه ی امروز پدیده ای چند بعدی است که باید آن را همزمان از منظر اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مدیریتی بررسی نمود. اشتغال زنان با ساختار خانواده، تربیت نسل آینده، ارزشهای فرهنگی، عدالت اجتماعی و مسیر توسعه اقتصادی جامعه پیوندی عمیق دارد. زن در هر جامعه افزون بر نقش اجتماعی در کانون خانواده جایگاهی بنیادین داشته و در مقام مادر، همسر و نخستین آموزگار زندگی سهمی تعیین کننده در شکل گیری شخصیت فرزندان، انتقال هنجارها و ارزشها، حفظ پیوندهای عاطفی و ایجاد آرامش روانی خانواده ایفا می نماید.
از منظر جامعه شناسی گسترش اشتغال زنان نتیجه تحولات اساسی و ساختاری در جوامع معاصر است. افزایش سطح تحصیلات، رشد آگاهی، شهرنشینی، تغییر سبک زندگی، فشارهای اقتصادی و دگرگونی نیازهای خانواده حضور زنان در عرصه کار را به ضرورتی اجتماعی تبدیل نموده است. کما اینکه در حال حاضر در بسیاری از خانواده ها، اشتغال زنان راهکاری برای حفظ تعادل اقتصادی، افزایش رفاه و فراهم ساختن آیندهای بهتر برای فرزندان است. آنچه مسلم است که هیچ جامعه ای بدون بهره گیری از استعداد، دانش، تخصص، مهارت و توانایی نیمی از جمعیت خود که زنان هستند نمیتواند به توسعه پایدار دست یابد. نادیده گرفتن ظرفیت اشتغال زنان در مناسبات اجتماعی به معنای محروم کردن جامعه از بخشی مهم از منابع فکری، علمی، فرهنگی و مدیریتی آن است. به همین دلیل حضور زنان در عرصه های شغلی میتواند به افزایش سرمایه اجتماعی، رشد اقتصادی، کاهش فقر، ارتقای بهره وری و گسترش عدالت اجتماعی کمک قابل توجهی نماید.
حضور و اشتغال زنان در محیط کار زمینه رشد شخصیت، خودباوری، عزتنفس، استقلال اقتصادی و احساس مفید بودن را فراهم می آورد. همچنین زنان از طریق تجربه، مسئولیت پذیری، تصمیم گیری، نظم، برنامهریزی و تعامل اجتماعی، به بلوغ فکری و توسعه مهارتهای فردی دست مییابند. این حضور فعالانه زنان در حوزه اجتماعی و اقتصادی می تواند افق دید آنها را نسبت به خود، خانواده و جامعه گسترش و احساس اثر گذاری بیشتری در زندگی ببخشد. در سطح خانوادگی نیز اشتغال زنان در صورت وجود تفاهم، تقسیم مسئولیت و حمایت متقابل میتواند نتایج سازنده ای در بر داشته باشد. بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش فشارهای معیشتی، افزایش فرصتهای آموزشی و فرهنگی برای فرزندان و تقویت روحیه مشارکت از جمله این پیامدهاست. همچنین زنان شاغل میتوانند الگوی تلاش، نظم، تعهد و مسئولیت پذیری برای فرزندان باشند و نگاه آنان را نسبت به جایگاه زن بهسوی نقشی فعال، آگاه و اثرگذار سوق دهد.
با این حال اشتغال زنان بدون فراهم بودن بسترهای حمایتی میتواند با چالشهایی همراه شود. مهمترین این چالشها تعارض میان نقشهای شغلی و خانوادگی است. بسیاری از زنان شاغل همزمان مسئولیتهای حرفهای، مادری، همسری و مدیریت خانه را برعهده دارند و در نبود حمایت کافی این چند گانگی نقش میتواند به فرسودگی جسمی و روانی، خستگی مزمن، کاهش فرصت ارتباط عاطفی با فرزندان و تنش در روابط خانوادگی منجر شود. بنابراین مسئله اصلی در اشتغال زنان ماهیت شغلی نبوده و چالش اساسی عدم تعادل خانواده و کار و همچنین ضعف حمایتهای فرهنگی، اجتماعی و بی برنامگی سازمان ها دستگاههای اجرایی در استفاده صحیح از این ظرفیت توانمند است.
برای بهرهگیری درست از ظرفیت زنان باید میان حضور اجتماعی آنان و نقشهای عاطفی و تربیتی تعادل برقرار شود. زن در نقش مادر، همسر و نخستین معلم زندگی، نقشی هویت ساز و غیر قابل جایگزین دارد که الزاما این جایگاه نباید در سایه اشتغال تضعیف شود. در کنار این موضوع سازمانها و دستگاههای اجرایی نیز باید با رعایت عدالت، شایسته سالاری، فرصت برابر، امنیت شغلی، انعطاف در ساعات کار و ایجاد محیطی امن و محترمانه زمینه شکوفایی زنان را فراهم نمایند. در پایان اشتغال زنان زمانی پدیده ای موفق، ماندگار و سازنده خواهد بود که در تقابل با خانواده قرار نگرفته و در مسیر تقویت حرکت نماید. جامعهای در حوزه اشتغال موفق است که شرایطی را فراهم آورد تا زنان بتوانند با حفظ کرامت، منزلت و آرامش در خانواده ،در عرصه اجتماعی حضوری فعال و مؤثر داشته باشند. توسعه و پیشرفت واقعی جامعه زمانی محقق میشود که اشتغال زنان همزمان با استحکام خانواده، ارتقای کیفیت تربیت نسل آینده و تعمیق عدالت اجتماعی همراه باشد.







ثبت دیدگاه