دریانیوز//دیوارهای فرسوده خانه های گلی قدیمی و بلوک و آجری در برخی محلات و حتی بازار قدیم بندرعباس ، هشداری به وقوع حوادثی غیرقابل جبران در آینده است، اگر که تدبیری اندیشیده نشود.باران که میبارد، در بندرعباس فقط خیابانها خیس نمیشوند؛ ترس هم به جان بعضی محلات قدیمی میافتد. کافی است چند ساعت بارندگی ادامه پیدا کند تا خبرهای نگرانکننده از گوشهوکنار شهر برسد: سقفی که چکه کرده و بعد ناگهان ریزش کرده، دیواری که باد و رطوبت به جانش افتاده و ترک برداشته، اتاقی که نمزده و پایههایش سست شده است. بارها گزارش هایی از ریزش این خانه های فرسوده در رسانه ها وفضای مجازی منتشر شده است، اما سکوت مسئولان همچنان ادامه دارد. خانههایی که سالهاست فرسودهاند و امروز دیگر به مرز فروپاشی رسیدهاند؛ برخی از جنس خشت و گل با دیوارهایی که با هر بارش نرم میشوند، و برخی دیگر بلوکی و نیمهکاره، اما بیجان و لق؛ به ظاهر ایستاده، در واقع آماده سقوط.اینها خانههای محلات حاشیه ای وبافت فرسوده در هرمزگان و بخصوص بندرعباس«آسیبپذیر» نیستند؛ خانههای «در حال فروریختن»اند. خانههایی که در آنها کودک میخوابد، سالمند نفس میکشد و خانوادهای با هزار امید و دلهره روز را شب میکند.
خانوادههایی که نه پسانداز دارند، نه دسترسی به تسهیلات واقعی و نه توان پرداخت هزینه تعمیرات اساسی. وقتی سقف میریزد یا دیوار کج میشود، گزینهها محدود است: وصلهپینه با مقداری سیمان یا گچ، تکیه دادن به تیر چوبی، یا زندگی زیر سایه بیم. بیمِ آنکه یک شب بارانی دیگر، یک باد تند دیگر، یا حتی یک لرزش کوچک، خانه را روی سرشان خراب کند و فاجعهای انسانی رقم بخورد؛ فاجعهای که پیشگیری از آن، بسیار کمهزینهتر از جبران آن است. صدها خانه فقط در یک محله آیت ا… غفاری بندرعباس این شرایط را دارند و دیگر محلات هم شرایط چندان مناسبی ندارند و بافت های فرسوده در این شهر به سختی نفس می کشند و دیده نمی شوند.اگر فروبریزند، ساکنان محرومش دفن می شوند.در این میان گروههای جهادی و نیروهای مردمی را هم باید دید؛ همانهایی که بیادعا وارد محلات میشوند، سقفها را ایزوگام میکنند، دیوارها را کلاف میکشند، در و پنجره میگذارند و گاهی حتی از دل کمترین امکانات، بیشترین کار را بیرون میکشند. اما حقیقت این است که حجم بحران از توان این گروهها بزرگتر است. نمیشود انتظار داشت چند گروه جهادی با کمکهای مردمی، بارِ تعمیر و بازسازی صدها واحد فرسوده را به دوش بکشند. حمایت مالی، تجهیزاتی و حقوقی از این گروهها، نه لطف که ضرورت است؛ چون آنها بازوی اجرایی امید در محلات محروماند.از سوی دیگر، نوبت مسئولیتپذیری نهادهای انقلابی و صنایع بزرگ هم رسیده است.
بندرعباس، شهر بندر و صنعت است؛ شهری که چرخ اقتصاد کشور در بخشی از آن میچرخد. ایفای نقش «مسئولیت اجتماعی» نباید در حد چند بنر و گزارش باقی بماند. بازسازی املاک فرسوده و قدیمی محرومان در محلات و روستاها میتواند به یک برنامه هدفمند، شفاف و مستمر تبدیل شود؛ برنامهای که هم شأن مردم را حفظ کند و هم جانشان را نجات دهد. در کنار بازسازی خانهها، یک گره قدیمی دیگر هم باید باز شود: بازگشایی معابر در محلات حاشه ای وبافت فرسوده بندرعباس. معبرهای تنگ و پیچدرپیچ، هم خدماترسانی را کند میکند، هم امنیت را کاهش میدهد و هم در بحرانها راه امداد را میبندد. این کار باید با سرعت و جدیت بیشتری پیش برود. وزارت راه و شهرسازی که طبق مأموریت و ضوابط وقوانین باید سهم قابلتوجهی از هزینهها ــ تا ۷۰ درصد ــ را در بازگشایی معابر پرداخت کند، اکنون بیش از همیشه در معرض انتظار افکار عمومی است: مشارکت کند، عقب نماند و در میدان باشد.
برخی از کوچه های تنگ و تاریک محلات به پاتوق معتادان و موادومشروب فروشان تبدیل شده است. فاضلاب همچنان در برخی کوچه ها روان است و عدم بازگشایی معابر، تکمیل شبکه جمع آوری فاضلاب را در محلات حاشیه ای مرکز هرمزگان به بن بست رسانده است.باران بندرعباس طبیعی است؛ و فرسودگی این خانهها هم نتیجه سالها انباشت مشکل. اما آنچه طبیعی نیست، عادت کردن به خطر است. پیش از آنکه ریزش املاک فرسوده به تیتر تلخِ «ریزش خانه و مدفون شدن خانواده» تبدیل شود، باید کاری کرد؛ همین حالا، همین فصل. سقف برخی از خانه های فرسوده در بعضی محلات فروریخته اند.دیوارها هم از داخل و خارج خانه ها تخریب شده اند. خانواده های محروم در این خانه ها امنیت ندارند. این مناطق و ساکنانش فراموش شده اند.مسئولان این محرومان و مناطق محروم را ببینند.







ثبت دیدگاه