حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Tuesday, 8 September , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7783 تعداد نوشته های امروز : 7 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
بنزین گران، مردم نگران
08 سپتامبر 2026 - 7:13
شناسه : 45187
بازدید 165
2
دریانیوز//امروز، سه‌شنبه، قرار است نرخ سوم بنزین از لیتری ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان برسد؛ جهشی ۱۰۰ درصدی که شاید در جدول قیمت‌ها تنها یک عدد باشد، اما برای مردمی که زیر بار گرانی‌های پی‌درپی زندگی می‌کنند، معنایی بسیار فراتر از «افزایش قیمت سوخت» دارد.
ارسال توسط : نویسنده : علی زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//امروز، سه‌شنبه، قرار است نرخ سوم بنزین از لیتری ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان برسد؛ جهشی ۱۰۰ درصدی که شاید در جدول قیمت‌ها تنها یک عدد باشد، اما برای مردمی که زیر بار گرانی‌های پی‌درپی زندگی می‌کنند، معنایی بسیار فراتر از «افزایش قیمت سوخت» دارد.این بار نیز پرسش اصلی مردم فقط این نیست که «بنزین چقدر گران شد؟» پرسش بزرگ‌تر این است که بعد از بنزین چه چیزی گران خواهد شد؟تجربه نشان داده است که افزایش قیمت یک حامل انرژی، به‌ویژه بنزین، در اقتصاد ایران معمولاً در جایگاه سوخت متوقف نمی‌شود. موج آن به کرایه تاکسی و اسنپ، سرویس مدارس، خودروهای دربستی، وانت‌بارها، حمل کالا، خدمات و در نهایت قیمت بسیاری از کالاهای مصرفی و خدمات می‌رسد.در اقتصادی که حتی بدون افزایش قیمت بنزین، هر روز بهانه‌ای برای گران شدن کالا و خدمات پیدا می‌شود و در بسیاری از موارد نیز کسی مسئولیت افزایش قیمت را نمی‌پذیرد، بیم آن می‌رود که نرخ جدید بنزین به یک مجوز رسمی و روانی برای موج تازه گرانی‌ها تبدیل شود.مردم اما دیگر رمقی برای پرداخت هزینه‌های تازه ندارند.سفره‌ها کوچک شده، قدرت خرید کاهش یافته و هزینه‌های مسکن، خوراک، درمان، آموزش، خودرو و حمل‌ونقل بخش بزرگی از درآمد خانوار را می‌بلعد. در چنین شرایطی، افزایش ۱۰۰ درصدی نرخ سوم بنزین فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ تصمیمی است که مستقیماً بر آرامش روانی جامعه نیز اثر می‌گذارد.مردم نگران فردای خود هستند.مردم چرا باید هزینه ناکارآمدی را بدهند؟هیچ‌کس منکر ضرورت مدیریت مصرف سوخت نیست.

مصرف بالای بنزین، فرسودگی ناوگان، خودروهای پرمصرف و قاچاق سوخت مشکلات واقعی اقتصاد کشور هستند.اما سؤال اینجاست: راه‌حل همه این مشکلات، گران کردن بنزین برای مردم است؟اگر دولت واقعاً به دنبال کاهش مصرف سوخت بود، چرا سال‌ها برای تولید خودروهای کم‌مصرف برنامه جدی و مؤثر اجرا نشد؟چرا واردات خودروهای باکیفیت و کم‌مصرف به شکلی پایدار و گسترده دنبال نشد؟چرا میلیون‌ها خودروی فرسوده همچنان در خیابان‌های کشور تردد می‌کنند؟چرا جایگزینی خودروهای فرسوده با خودروهای کم‌مصرف به یک برنامه ملی و جدی تبدیل نشد؟چرا توسعه خودروهای گازسوز و زیرساخت‌های CNG و سایر سوخت‌های جایگزین با سرعت و جدیت لازم دنبال نشد؟و از همه مهم‌تر، چرا حمل‌ونقل عمومی در بسیاری از شهرها هنوز نتوانسته جایگزین قابل اتکایی برای خودروی شخصی باشد؟اگر مردم انتخاب‌های مناسبی داشتند، می‌شد از آنان انتظار کاهش مصرف داشت.اما نمی‌توان خودروی پرمصرف و گران را در اختیار مردم گذاشت، حمل‌ونقل عمومی را ناکافی نگه داشت و سپس گفت برای اصلاح مصرف، بنزین را گران می‌کنیم.

این دیگر اصلاح الگوی مصرف نیست؛ انتقال هزینه ناکارآمدی به مردم است.بندرعباس؛ شهری است که انتخاب دیگری ندارد.این تصمیم برای مردم هرمزگان و به‌خصوص بندرعباس، ابعاد متفاوتی دارد.در شهری که مترو ندارد و شبکه حمل‌ونقل عمومی آن پاسخگوی تمام مسیرها، ساعات و نیازهای شهروندان نیست، خودرو شخصی برای بسیاری از مردم یک انتخاب لوکس نیست؛ ضرورت زندگی است.تعدادی محدودی تاکسی و اتوبوس نمی‌تواند نیاز همه شهروندان را پوشش دهد و بخشی از تاکسی‌های موجود نیز خود فرسوده‌اند.در گرمای طاقت‌فرسای بندرعباس، یک خانواده نمی‌تواند برای هر مسیر و در هر ساعت شبانه‌روز روی حمل‌ونقل عمومی حساب کند.

ناچار است از خودرو شخصی، اسنپ، تاکسی تلفنی، خودرو دربستی یا سایر وسایل استفاده کند.وقتی سهمیه بنزین با نرخ‌های پایین‌تر پاسخگوی نیاز خانوار نیست، استفاده از نرخ سوم اجتناب‌ناپذیر می‌شود.حالا نرخ سوم هم دو برابر می‌شود.نتیجه روشن است: هزینه جابه‌جایی افزایش می‌یابد.راننده اسنپ باید هزینه سوخت بیشتری بپردازد؛ راننده تاکسی نیز همین‌طور. سرویس مدرسه، خودروهای دربستی، وانت تلفنی و حمل‌ونقل کالا نیز با افزایش هزینه مواجه می‌شوند.و در نهایت، هزینه به جیب چه کسی منتقل خواهد شد؟باز هم مردم.موضوع دیگر خودرویی که گران می‌خریم و گران نگه می‌داریم.ماجرای خودرو در ایران خود حکایت دیگری است.مردم برای خرید خودروهای داخلی مبالغ سنگینی پرداخت می‌کنند؛ خودروهایی که بسیاری از آنها از نظر کیفیت و مصرف سوخت فاصله زیادی با استانداردهای روز دنیا دارند.بعد از خرید، نوبت هزینه‌های نگهداری است؛ قطعه یدکی، تعمیرکار، لاستیک، روغن، بیمه و ده‌ها هزینه دیگر.قیمت خودرو بالا رفته، قطعات گران شده و دستمزد تعمیرات نیز افزایش یافته است.بسیاری از خانواده‌ها وقتی خودروی‌شان خراب می‌شود، دیگر توان تعمیر آن را ندارند.

ناچار به فروش خودرو می‌شوند و پس از فروش نیز قدرت خرید خودروی دیگری را ندارند.برای راننده‌ای که با خودرو امرار معاش می‌کند، خرابی خودرو فقط خرابی یک وسیله نیست؛ ممکن است به معنای توقف درآمد خانواده باشد.اکنون افزایش قیمت بنزین نیز به این زنجیره اضافه می‌شود.این مردم دقیقاً تا کجا باید هزینه بدهند؟بنزین گران؛ اضطراب بیشتر برمردم تحمیل می کند.گاهی آثار اقتصادی یک تصمیم را می‌توان با عدد و جدول اندازه‌گیری کرد؛ اما آثار روانی آن را نمی‌توان به همین سادگی سنجید.مردم وقتی می‌شنوند بنزین دو برابر شده، فقط به مبلغی که باید در جایگاه بپردازند فکر نمی‌کنند.آنها به کرایه فردا فکر می‌کنند.به سرویس مدرسه فرزندشان.به هزینه رفت‌وآمد محل کار.به کرایه اسنپ.به کرایه وانت برای جابه‌جایی کالا.به هزینه تعمیر خودرو.به قیمت کالاهایی که احتمالاً فردا با برچسب جدید در مغازه‌ها عرضه خواهند شد.و شاید از همه مهم‌تر، به این فکر می‌کنند که این افزایش قیمت کجا متوقف خواهد شد؟این همان اثر روانی گرانی است؛ احساس ناامنی نسبت به آینده.اگر هدف دولت،افزایش درآمد است، که شفاف بگویید. دولت باید یک‌بار برای همیشه روشن کند که افزایش نرخ سوم بنزین دقیقاً با چه هدفی انجام می‌شود.اگر هدف درآمدزایی است، مردم حق دارند بدانند این درآمد چقدر است و دقیقاً در کجا هزینه خواهد شد.

اگر هدف کاهش مصرف است، مردم حق دارند بدانند چرا به جای اصلاح ساختار خودرو و حمل‌ونقل، آسان‌ترین مسیر یعنی افزایش قیمت انتخاب شده است.و اگر قرار است در آینده سهم بنزین با نرخ دوم نیز کاهش یابد و کشور به سمت تک‌نرخی شدن حرکت کند، باید صریح و شفاف درباره تبعات آن با مردم سخن گفته شود.مردم نباید هر روز با یک تصمیم جدید اقتصادی غافلگیر شوند. آقای دولتمردان‌!گره زندگی مردم را تنگ‌تر نکنید.دولت قرار نیست فقط قیمت‌ها را مدیریت کند؛ دولت باید معیشت مردم را نیز مدیریت و از آن صیانت کند.قرار نیست هر مشکلی در اقتصاد با افزایش قیمت حل شود.اگر مصرف سوخت بالاست، خودرو کم‌مصرف تولید کنید.اگر خودروهای فرسوده زیادند، آنها را از رده خارج و جایگزین کنید.اگر مردم خودرو شخصی استفاده می‌کنند، حمل‌ونقل عمومی را توسعه دهید.اگر مصرف بنزین باید کاهش یابد، خودروهای گازسوز و زیرساخت‌های CNG را توسعه دهید.اگر واردات خودروهای باکیفیت و کم‌مصرف می‌تواند به اصلاح بازار کمک کند، موانع منطقی آن را برطرف کنید.و اگر قرار است قیمت سوخت افزایش پیدا کند، ابتدا آثار آن بر اقشار ضعیف، رانندگان، کارگران، کارمندان، بازنشستگان، صاحبان مشاغل خرد و خانواده‌های کم‌درآمد را جدی بگیرید.مردم دیگر ظرفیت گره‌های تازه را ندارند.

اقتصاد بیمار با نسخه افزایش قیمت‌های پشت سر هم درمان نمی‌شود.جامعه‌ای که کمرش زیر بار گرانی خم شده، پیش از هر چیز به آرامش، ثبات، برنامه و امید نیاز دارد.بنزین اگر گران می‌شود، دولت باید نشان دهد در مقابل این گرانی چه چیزی به مردم می‌دهد؛ حمل‌ونقل عمومی بهتر؟ خودروهای کم‌مصرف؟ هوای پاک‌تر؟ زیرساخت مناسب‌تر؟ حمایت واقعی از اقشار آسیب‌پذیر؟اگر هیچ‌کدام قرار نیست اتفاق بیفتد، مردم حق دارند بپرسند:چرا همیشه ساده‌ترین راه، خالی کردن جیب مردم است؟ امروز بنزین گران‌تر می‌شود؛ اما نباید اجازه داد هزینه این گرانی، به گرانی همه‌چیز تبدیل شود.دولت باید پیش از آنکه موج جدید قیمت‌ها راه بیفتد، تدبیری بیندیشد. مردم بیش از آنکه به وعده افزایش درآمد دولت نیاز داشته باشند، به راهی برای نفس کشیدن در زندگی نیاز دارند.و این شاید مهم‌ترین مطالبه امروز جامعه باشد:گره معیشت مردم را باز کنید، نه اینکه آن را تنگ‌تر کنید.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.