دریانیوز//در آستانه بازگشایی مدارس، دغدغه بسیاری از خانوادههای هرمزگانی دیگر فقط انتخاب مدرسه و خرید چند قلم لوازمالتحریر نیست؛ مسئله، توان یا ناتوانی در تأمین ابتداییترین نیازهای یک دانشآموز برای نشستن پشت نیمکت مدرسه است. قیمت نوشتافزار، کیف، کفش و لباس مدرسه آنچنان افزایش یافته که برای خانوادههای کمدرآمد، تهیه یک بسته کامل مدرسه به هزینهای سنگین تبدیل شده است؛ هزینهای که شاید برای برخی خانوادهها قابل مدیریت باشد، اما برای خانوادهای که همزمان با هزینههای سرسامآور معیشت، درمان و اجارهخانه دستوپنجه نرم میکند، میتواند به معنای حذف یک نیاز ضروری یا حتی کنار گذاشتن تحصیل فرزند باشد.این نگرانی در هرمزگان جدیتر است؛ استانی که بخش قابلتوجهی از مردم آن، بهویژه در مناطق روستایی، حاشیهای و بافتهای قدیمی شهرها، با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. در خانوادههای چندفرزندی که چند دانشآموز دارند، این فشار چند برابر میشود. وقتی باید برای دو، سه یا حتی چند فرزند، کیف و کفش و لباس و نوشتافزار تهیه کرد، دیگر صحبت از یک هزینه کوچک نیست؛ رقم نهایی میتواند بخش بزرگی از درآمد ماهانه و بیشتر و چند برابر درآمد یک خانواده را ببلعد.
در چنین شرایطی، خطر جاماندن از تحصیل را نباید دستکم گرفت.هیچ دانشآموزی نباید به دلیل ناتوانی خانوادهاش در خرید یک جفت کفش، یک دست لباس فرم، چند دفتر یا کیف مدرسه، از کلاس درس دور بماند. مدرسه باید محل برابری فرصتها باشد، نه جایی که فقر را به رخ دانشآموز بکشد.مسئولیت این روزهای سخت، تنها بر دوش خانوادهها و آموزش و پرورش نیست. هرمزگان استانی صنعتی و برخوردار از ظرفیتهای بزرگ اقتصادی است. صنایع، شرکتها و بنگاههای اقتصادی بزرگ که در این استان فعالیت میکنند، نمیتوانند نسبت به جامعه پیرامونی خود بیتفاوت باشند. مسئولیت اجتماعی نباید صرفاً در ساخت یک پروژه یا نصب یک تابلوی تبلیغاتی خلاصه شود؛ یکی از مهمترین مصادیق مسئولیت اجتماعی، کمک به ادامه تحصیل فرزندان همین مردم است.اکنون زمان عمل است.صنایع بزرگ، شرکتهای اقتصادی، خیرین، نهادهای انقلابی، سازمانهای حمایتی و دستگاههای اجرایی باید پیش از آغاز سال تحصیلی، دست به کار شوند و اجازه ندهند حتی یک دانشآموز به دلیل مشکلات مالی از تحصیل بازبماند. میتوان با یک پویش استانی منسجم، شناسایی دقیق دانشآموزان نیازمند و مشارکت واقعی صنایع و خیرین، بخش بزرگی از این مشکل را پیش از آنکه به بحران تبدیل شود، حل کرد.هر شرکت بزرگ میتواند مسئولیت تأمین نیازهای تحصیلی تعدادی از دانشآموزان را بر عهده بگیرد. هر نهاد انقلابی میتواند در یک محله، روستا یا منطقه کمبرخوردار، حامی دانشآموزان نیازمند باشد.
هر خیر میتواند هزینه تحصیل یک یا چند کودک را تقبل کند. اگر این ظرفیتها کنار هم قرار گیرند، هیچ کودکی نباید به خاطر فقر از مدرسه جا بماند.از سوی دیگر، حمایتها باید با حفظ کرامت خانوادهها انجام شود. کمک به دانشآموز نیازمند نباید به نمایش فقر او تبدیل شود. شناسایی هوشمندانه، توزیع محترمانه و هدفمند و پرهیز از موازیکاری، شرط موفقیت چنین طرحی است.هرمزگان به حمایت نیاز دارد؛ بهخصوص حمایت از فرزندان بومی این سرزمین. کودک هرمزگانی نباید تاوان محرومیت خانوادهاش را با از دست دادن فرصت آموزش بپردازد. آینده این استان را همین دانشآموزانی خواهند ساخت که امروز در روستاها، حاشیه شهرها و محلههای قدیمی، با هزار امید راهی مدرسه میشوند.هفته آینده، زنگ مدارس به صدا درمیآید. خوب است پیش از آن، زنگ مسئولیت اجتماعی نیز برای صنایع، خیرین و نهادهای مسئول به صدا درآمده باشد.مدرسه باید برای همه باشد؛ نه فقط برای آنهایی که توان خرید دارند.هر دانشآموزی که امروز با کمک ما پشت نیمکت مدرسه مینشیند، یک قدم هرمزگان را به سوی آیندهای بهتر نزدیکتر میکند.







ثبت دیدگاه