دریانیوز//وقتی یک تیر برق فرسوده، زیر بار کابلها و تجهیزات کج میشود و هر لحظه احتمال سقوط آن وجود دارد، دیگر نمیتوان از «مشکل شبکه برق» سخن گفت؛ اینجا صحبت از یک تهدید مستقیم برای جان و امنیت شهروندان است؛ تهدیدی که دیده شده، درباره آن هشدار داده شده و حالا هر روز جدیتر از روز قبل شده است.ماجرا زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم این موضوع برای نخستینبار مطرح نشده است. پیش از این، در دو گزارش رسانهای، وضعیت نامناسب تابلو برق و فرسودگی تیرهای چوبی در محله بیستمتری شاهحسینی، کوچه حدیث ۳۳ مورد توجه قرار گرفت و نسبت به تبعات ادامه این وضعیت هشدار داده شد.
اما امروز، آنچه پیشتر یک هشدار بود، به یک خطر عینی و قابل مشاهده تبدیل شده است.یکی از تیرهای چوبی این محدوده اکنون کج شده و زیر فشار کابلها و تجهیزات، وضعیتی پیدا کرده که احتمال سقوط آن را جدیتر از گذشته کرده است. اینجا دیگر جای صبر کردن نیست. یک تیر برق قرار نیست ابتدا سقوط کند تا بعد مشخص شود که خطرناک بوده است! رسانهها وظیفه دارند پیش از وقوع حادثه، زنگ خطر را به صدا درآورند؛ اما اگر پس از انتشار گزارش و هشدار، اقدامی برای رفع خطر صورت نگیرد، پرسش اصلی متوجه دستگاه متولی خواهد بود: چرا باید برای جلوگیری از یک حادثه قابل پیشگیری، منتظر وقوع حادثه ماند؟ در دو گزارش منتشر شده پیشین در روزنامه دریا، هشدار داده شده و اکنون وضعیت یکی از تیرها نیز وخیمتر شده است.پس دیگر نمیتوان از بیاطلاعی سخن گفت. خطر دیده شده است؛ گزارش شده است و حالا مقابل چشم شهروندان قرار دارد. تیر چوبی کجشدهای که زیر فشار کابلها و تجهیزات قرار دارد، در نقطهای قرار گرفته که هرگونه بیاحتیاطی یا تشدید فشار میتواند شرایط را بحرانیتر کند.
سؤال ساده است: اگر این تیر برق سقوط کند و در زمان سقوط، شهروندی در محدوده باشد، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
آیا باید کودکی، رهگذری، موتورسوار یا رانندهای قربانی یک سهلانگاری شود تا بعد از آن، عملیات تعویض تیر و ایمنسازی شبکه در دستور کار قرار گیرد؟ چرا همیشه باید حادثه، آغازگر اقدام باشد؟ مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود؛ اینکه گاهی خطر تا زمانی که به حادثه تبدیل نشده، جدی گرفته نمیشود. در حالی که وظیفه دستگاههای مسئول، پیشگیری از حادثه است، نه مدیریت خسارت پس از وقوع آن.یک تیر برق فرسوده و کجشده باید زمانی تعویض شود که هنوز سقوط نکرده است. اگر قرار باشد ابتدا تیر بر زمین بیفتد، کابلها قطع شوند، تجهیزات آسیب ببینند یا خدای ناکرده شهروندی آسیب ببیند و بعد مسئولان برای رفع مشکل وارد عمل شوند، دیگر نمیتوان نام آن را «پیشگیری» گذاشت. آن زمان، دیگر حادثه رخ داده است.هزینه تعویض یک تیر هرچقدر باشد، در برابر هزینهای که یک حادثه جانی میتواند به یک خانواده و جامعه تحمیل کند، ناچیز است.
تلخ است، اما شرایط موجود این پرسش را به میان میآورد:
آیا باید این تیر برق ابتدا جان یک شهروند را بگیرد تا خودش جان تازه بگیرد؟ یعنی باید ابتدا سقوط کند، حادثهای رخ دهد و خدای ناکرده انسانی آسیب ببیند تا پس از آن، تیر تعویض و شبکه ایمن شود؟ دو بار رسانه هشدار داده است. اکنون نیز وضعیت تیر برق نسبت به گذشته نگرانکنندهتر شده است.بنابراین این بار دیگر نمیتوان گفت: خبر نداشتیم، خبر داده شده است، هشدار داده شده است و خطر اعلام شده است.اکنون تنها چیزی که باقی مانده، اقدام مسئولانه و فوری است.
این بار منتظر سقوط نباشید
مردم منطقه نه وعده میخواهند و نه توضیحاتی که پس از حادثه ارائه شود؛ خواسته آنها روشن است: این
تیر برق قبل از سقوط، تعویض و خطر موجود برطرف شود. متولیان امر باید با حضور فوری در محل، وضعیت این
تیر برق و تجهیزات متصل به آن را بررسی و نسبت به رفع خطر اقدام کنند. چرا که تیر برق هنوز سقوط نکرده است؛ اما نشانههای سقوط وجود دارد.و این دقیقاً همان لحظهای است که باید اقدام کرد. فردا، اگر این تیر برق بر زمین افتاد، دیگر گزارش و هشدار چه فایدهای خواهد داشت؟ اگر شهروندی آسیب دید، چه کسی پاسخ خواهد داد؟
و اگر جان انسانی از دست رفت، آیا میتوان آن را با یک عذرخواهی، یک گزارش یا یک دستور اداری جبران کرد؟ امروز هنوز فرصت پیشگیری وجود دارد. این تیر برق را پیش از آنکه قربانی بگیرد، تعویض کنید.چون مردم نمیخواهند فردا تیتر رسانهها این باشد که:
تیر برق بر زمین افتاد؛ پس از وقوع حادثه، مسئولان وارد عمل شدند.مردم میخواهند امروز تیتر این باشد: پس از هشدار رسانهای، خطر برطرف شد و از یک حادثه احتمالی جلوگیری شد. و در نهایت، یک سؤال همچنان پابرجاست: مسئولان منتظر چه هستند؟ تا این تیر برق جان نگیرد، جان نمیگیرد!







ثبت دیدگاه