دریانیوز//مدرسه استعدادهای درخشان، جای فقر امکانات نیست.در استانی که نامش با بندر، صنعت، تجارت، گمرک، انرژی و اقتصاد ملی گره خورده است، پذیرفتنی نیست دانشآموزانی که قرار است بخشی از سرمایه علمی آینده کشور باشند، در کلاسهایی درس بخوانند که گاه اساساً برای کاربری آموزشی ساخته نشدهاند.مدارس استعدادهای درخشان فرزانگان، صرفاً چند مدرسه عادی در میان انبوه مدارس کشور نیستند. این مدارس محل تحصیل دانشآموزانی هستند که با عبور از فرآیندی رقابتی و دشوار، استعداد و توانایی علمی خود را اثبات کردهاند و طبیعی است که باید از محیط آموزشی متناسب با این ظرفیت برخوردار باشند. اما آنچه امروز در برخی مدارس فرزانگان هرمزگان دیده میشود، با این انتظار فاصلهای جدی دارد.چگونه میتوان از دانشآموز مستعد انتظار داشت در مسیر المپیاد، پژوهش، فناوری و رقابتهای علمی ملی و بینالمللی گام بردارد، وقتی مدرسهاش با کمبود کلاس درس استاندارد، سالن ورزشی، تجهیزات آموزشی و حتی امکانات اولیه مواجه است؟اتاقی که روزگاری خوابگاه بوده، نباید امروز بدون تأمین استانداردهای لازم به کلاس درس تبدیل شود. مدرسهای که مأموریتش پرورش استعدادهای برتر است، نباید با کمبود فضای آموزشی دستوپنجه نرم کند.
دانشآموز فرزانگان نباید برای دسترسی به یک رایانه مناسب، ویدئوپروژکتور، تبلت، تخته هوشمند، وایتبرد، میز و صندلی استاندارد، دستگاه تکثیر و کپی یا تجهیزات مناسب آموزشی با محدودیت مواجه باشد.حتی موضوعاتی مانند سیستم سرمایشی کافی در اقلیم گرم هرمزگان، دوربین مداربسته، آبسردکن و سایر امکانات ضروری، نباید در فهرست آرزوهای چنین مدارسی قرار گیرد.اینها تجملات آموزشی نیستند؛ حداقلهای یک محیط آموزشی استانداردند.سؤال مهمتر این است که چرا میان مدارس فرزانگان هرمزگان و مدارس مشابه در بسیاری از استانهای کشور چنین فاصلهای ایجاد شده است؟ چرا باید دانشآموز مستعد هرمزگانی احساس کند مدرسهای که در آن تحصیل میکند از نظر فضا و تجهیزات با همتای خود در استانهای دیگر قابل مقایسه نیست؟عدالت آموزشی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند.
استعداد، جغرافیا نمیشناسد؛ اما امکانات متأسفانه گاه بهشدت جغرافیایی شده است.در بندرعباس، حتی وجود یک جوی فاضلاب روان در مقابل مدرسهای که محل تحصیل دانشآموزان نخبه است، پرسشی جدی درباره کیفیت محیط پیرامونی مدارس ایجاد میکند. چنین وضعیتی هم از منظر بهداشت و سلامت و هم از نظر سیمای شهری، زیبنده مدرسهای با عنوان «فرزانگان» نیست.از سوی دیگر، در عصر آموزش دیجیتال و هوش مصنوعی، هنوز این پرسش مطرح است که چرا برخی مدارس فرزانگان هرمزگان به فیبر نوری متصل نیستند؟ چرا وضعیت سند مالکیت زمین برخی مدارس آموزش و پرورش همچنان نیازمند تعیین تکلیف است؟ چرا زیرساختهایی که باید سالها پیش فراهم میشد، همچنان به مطالبهای روزمره تبدیل شده است؟این پرسشها، البته صرفاً متوجه آموزش و پرورش نیست.
هرمزگان یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی کشور است. بنادر، صنایع بزرگ، شرکتهای اقتصادی، گمرکات و مجموعههای تولیدی و تجاری این استان، نقشی انکارناپذیر در اقتصاد ایران دارند. طبیعی است بخشی از ثروتی که در این جغرافیا تولید میشود، باید در توسعه سرمایه انسانی همین جغرافیا نیز سهم داشته باشد.اینجاست که مفهوم مسئولیت اجتماعی صنایع و بنگاههای اقتصادی از یک شعار سازمانی فراتر میرود.مسئولیت اجتماعی فقط ساخت یک فضای سبز، اهدای چند بسته معیشتی یا نصب یک تابلوی یادبود نیست. اگر قرار است صنعت در کنار جامعهای که در آن فعالیت میکند بایستد، یکی از مهمترین عرصههای این همراهی باید آموزش و پرورش و بهخصوص مدارس استعدادهای درخشان باشد.سرمایهگذاری برای مدرسه فرزانگان، در واقع سرمایهگذاری برای آینده هرمزگان است.چه بسا دانشآموزی که امروز در کلاس کمامکانات یک مدرسه فرزانگان نشسته، فردا مهندس، پزشک، پژوهشگر، کارآفرین یا مدیر یکی از همین صنایع شود.
اگر صنعت از امروز برای پرورش این سرمایه انسانی هزینه کند، فردای صنعت هرمزگان نیز از آن بهره خواهد برد.از همین رو، انتظار میرود صنایع بزرگ، بنگاههای اقتصادی، شرکتهای فعال در حوزه انرژی و تجارت، مجموعههای بندری و گمرکی و همچنین اتاق بازرگانی، یک برنامه مشخص و هدفمند برای حمایت از مدارس فرزانگان هرمزگان تدوین کنند؛ نه کمکهای مقطعی و پراکنده، بلکه یک پیمان روشن برای ارتقای زیرساخت آموزشی.در این میان، مدرسه فرزانگان ۲ در بلوار مادر و محله آیتالله غفاری بندرعباس، به دلیل قرار گرفتن در یکی از مناطق محروم شهر، میتواند نقطه آغاز این حرکت باشد. رفع کمبودهای این مدرسه میتواند نمونهای عملی از این باشد که صنعت و اقتصاد چگونه میتوانند در کنار آموزش قرار بگیرند و بخشی از شکاف امکانات آموزشی را جبران کنند.اتاق بازرگانی و صنایع هرمزگان میتوانند با تشکیل یک کارگروه مشترک با آموزش و پرورش، فهرست دقیق نیازهای مدارس فرزانگان را احصا و برای هر مدرسه، یک بسته حمایتی مشخص تعریف کنند؛ از بازسازی و استانداردسازی ساختمان گرفته تا تأمین تجهیزات آموزشی، فناوری اطلاعات، سیستم سرمایشی، سالن ورزشی و بهسازی محیط پیرامونی.
این حمایت البته نباید به معنای سلب مسئولیت از دولت یا آموزش و پرورش تلقی شود. تأمین آموزش عمومی و استاندارد، وظیفه حاکمیت است؛ اما در شرایطی که ظرفیت اقتصادی بزرگی در هرمزگان وجود دارد، استفاده هدفمند از ظرفیت مسئولیت اجتماعی صنایع میتواند سرعت رفع محرومیتهای آموزشی را چند برابر کند.شاید یکی از دلایل کمرنگ بودن این حمایت، تصویر نادرستی باشد که از وضعیت مدارس هرمزگان در ذهن برخی خیرین و حتی فعالان اقتصادی خارج از استان شکل گرفته است. واقعیت این است که بسیاری باور نمیکنند در استانی با این حجم از فعالیتهای اقتصادی، برخی مدارس، حتی مدارس عادی و بهویژه مدارس استعدادهای درخشان، با چنین کمبودهایی مواجه باشند.اما این واقعیت را نمیتوان با سکوت تغییر داد.دانشآموز هرمزگانی نباید تاوان جغرافیای محل تولد خود را بدهد.استعداد، یک سرمایه ملی است و فرزانگان هرمزگان نیز بخشی از همین سرمایهاند.
اگر قرار است از مهاجرت نخبگان جلوگیری کنیم، اگر میخواهیم عدالت آموزشی را از شعار به واقعیت تبدیل کنیم و اگر قرار است توسعه اقتصادی هرمزگان در کنار توسعه انسانی آن پیش برود، باید از مدرسه آغاز کنیم.مدرسهای که قرار است نخبه تربیت کند، باید خودش در استانداردهای آموزشی، نمونه و الگو باشد. اکنون نوبت صنایع و بنگاههای اقتصادی هرمزگان است که نشان دهند چرخ اقتصادی استان فقط برای تولید ثروت نمیچرخد؛ بلکه میتواند بخشی از این ثروت را به ساختن آینده فرزندان همین سرزمین بازگرداند.فرزانگان هرمزگان، سهمی از ثروت هرمزگان میخواهند؛ نه صدقه، بلکه حمایت مسئولانه برای ساختن
آینده.






ثبت دیدگاه