دریانیوز//مدرسه فقط یک ساختمان با چند کلاس و نیمکت نیست؛ مدرسه جایی است که آینده یک محله، یک شهر و حتی یک نسل در آن شکل میگیرد. شاید به همین دلیل است که وقتی در یک شهرک با هزاران خانواده، کودکان و نوجوانان از ابتدایی تا متوسطه برای تحصیل، ناچارند هر روز راهی مناطق دیگر شهر شوند، دیگر نمیتوان این مسئله را صرفاً یک کمبود عمرانی یا اداری دانست؛ این یک مطالبه جدی اجتماعی است.شهرک طلائیه فاز ۲ بندرعباس سالهاست میزبان خانوادههایی است که فرزندانشان برای تحصیل، سهمی از امکانات آموزشی محل زندگی خود ندارند. بنا بر گفته اهالی، این شهرک فاقد مدرسه است و هزاران دانشآموز در مقاطع مختلف تحصیلی مجبورند برای رفتن به مدرسه، از شهرک خارج شوند و به مناطق دیگر شهر بروند.برای خانوادهای که باید هر روز دغدغه رفتوآمد فرزندش را داشته باشد، این موضوع تنها یک «مسیر اضافه» نیست؛ یعنی هزینه بیشتر، زمان بیشتر، نگرانی بیشتر و گاه تحمل خطرات رفتوآمد برای دانشآموزانی که هنوز در سنین پایین تحصیل هستند.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود.اهالی میگویند در این شهرک، قطعاتی با کاربری آموزشی نیز واگذار شده، اما با گذشت سالها هنوز خبری از احداث مدرسه در این زمینها نیست. پیگیریهای متعدد ساکنان نیز، آنگونه که خودشان عنوان میکنند، تاکنون به نتیجه مطلوب نرسیده است.از سوی دیگر، روایت اهالی این است که برای احداث مدرسه، حتی با حضور مسئولان و نمایندگان مجلس، مراسم کلنگزنی انجام شده، اما پس از آن مشکلاتی در مسیر اجرای پروژه به وجود آمده و روند ساخت مدرسه متوقف شده است.اینجا همان نقطهای است که باید پرسید: چرا؟ اگر زمین آموزشی وجود داشته، چرا مدرسه ساخته نشده است؟ اگر کلنگ احداث بر زمین زده شده، مانع ادامه کار چه بوده است؟ اگر اختلاف یا مشکل حقوقی، اداری، اعتباری یا اجرایی وجود دارد، چرا پس از این همه مدت، تکلیف آن روشن نشده است؟ و اگر حقی از مردم و دانشآموزان این شهرک تضییع شده، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ این پرسشها، پرسشهای یک فرد یا یک خانواده نیست؛ مطالبه جمعی مردمی است که سالهاست در این شهرک زندگی میکنند و طبیعیترین حق خود، یعنی دسترسی فرزندانشان به مدرسهای در نزدیکی محل سکونت، را طلب میکنند.
مسئولان آموزشوپرورش، دستگاههای اجرایی، متولیان زمینهای آموزشی و دیگر دستگاههای مرتبط، هر کدام در این موضوع وظیفهای دارند. انتظار میرود این مسئله از مرحله وعده و پیگیری شفاهی عبور کند و با شفافیت مشخص شود که مانع ساخت مدرسه دقیقاً چیست و چه نهادی مسئول رفع آن است.از سوی دیگر، اگر در واگذاری قطعات آموزشی، تغییر کاربری، تعهدات مربوط به ساختوساز یا مسائل حقوقی مرتبط با این زمینها ابهامی وجود دارد، ورود جدی و قانونی دستگاه قضایی میتواند به روشن شدن ابعاد موضوع کمک کند. انتظار مردم این است که قوه قضائیه و نهادهای نظارتی، در صورت وجود تخلف یا تضییع حقوق عمومی، با جدیت و قاطعیت موضوع را بررسی و با متخلفان احتمالی برخورد کنند.
اما مهمتر از همه، نباید در این میان دانشآموزان قربانی اختلافات و بلاتکلیفیهای اداری شوند.کودکی که صبح زود از خانه خارج میشود تا برای تحصیل به منطقهای دیگر برود، نباید تاوان کمبود مدرسه در محل زندگیاش را بدهد. نوجوانی که سالهای مهم زندگیاش را در رفتوآمد میگذراند، نباید منتظر بماند تا اختلافات اداری، اعتباری یا حقوقی میان دستگاهها حل شود.طلائیه فاز ۲ اگر امروز هزاران دانشآموز دارد، یعنی ساخت مدرسه برای آن یک پروژه تشریفاتی نیست؛ یک ضرورت فوری و یک سرمایهگذاری برای آینده است.مردم این شهرک بیش از هر چیز، پاسخ روشن میخواهند؛ اینکه زمین مدرسه کجاست، چرا تاکنون ساخته نشده، کلنگی که بر زمین زده شد چرا به ساختمان تبدیل نشد و چه زمانی قرار است صدای زنگ مدرسه در خود شهرک طلائیه فاز ۲ شنیده شود؟ این بار بهتر است مسئولان به جای وعدهای دیگر، زمانبندی مشخص، مسئول مشخص و اقدام مشخص ارائه کنند.چرا که هیچ پروژهای مهمتر از ساختن آینده کودکان نیست و هیچ مطالبهای انسانیتر از این نیست که یک دانشآموز، مدرسهاش را نزدیک خانهاش ببیند.







ثبت دیدگاه