دریانیوز//در جهان و دنیای در حال گذر امروز صنعت و صنایع فراتر از مجموعه ای از ماشین آلات، ابزار و مواد اولیه تعریف میشوند. صنعت در حقیقت فرآیند هوشمند مستمر تبدیل منابع خام به محصولات و خدماتی ارزشمند است که با بهرهگیری از دانش، نیروی کار متخصص، فناوریهای نوین و مدیریت استراتژیک محقق می شود. در این منظومه اگر چه فناوریهای پیشرفته و تجهیزات، سرعت و دقت تولید را به نحو چشمگیری افزایش داده اند اما حقیقت شاخص و کلیدی این است که هیچ زیر ساخت، سرمایه گذاری یا ابزارِ تکنولوژیک بدون وجود دانش، مهارت، خلاقیت و مسئولیت پذیری انسانها به بهره وری پایدار و شکوفایی بلندمدت دست نخواهد یافت. از این رو نیروی انسانی سرمایه راهبردی و موتور محرک توسعه در تمامی سطوح صنعتی به شمار میآید.
از منظر مقیاس و ظرفیت صنایع به دو دسته کلی قابل تقسیم می شوند نخست صنایع کوچک که با سرمایه، تجهیزات و ظرفیت تولید محدود نقشی حیاتی در اشتغالزاییِ محلی، حمایت از کار آفرینی، بومی سازی مهارتها و ایجاد انعطاف پذیری در برابر نوسانات بازار ایفا می نمایند. دوم صنایع بزرگ که با سرمایهگذاری های کلان، بهکارگیری فناوریهای پیچیده، نیروی کار پرشمار و حجم تولید انبوه ستون فقرات اقتصاد ملی، صادرات و توسعه زیر ساختهای کلان کشور را تشکیل می دهند.
از نگاه راهبردی نیز میتوان میان صنایع استراتژیک به حوزه های انرژی، نفت و گاز، فولاد، صنایع دارویی، غذایی، حمل و نقل، ارتباطات و فناوریهای پیشرفته که تأمین کننده امنیت ملی و استقلال اقتصادی هستند، اشاره نمود. صنایع غیر استراتژیک هم اگرچه در رونق بازار و تنوع کالا نقش دارند اما وابستگی حیاتی کشور به آنها کمتر است.
تجربه کشور های پیشرو در توسعه صنعتی نشان میدهد که گذر از صنعت سنتی به صنعتی پویا اما رقابت پذیر امروز نیازمند تغییر نگرش به نیروی انسانی است به گونهای که کارکنان به عنوان یک سرمایه راهبردی مطرح بوده و هستند. در این
الگو های موفق نظامهای آموزشی با تأکید بر آموزشهای فنی و حرفهای، کار آموزی های هدفمند، یادگیری مادام العمر و پیوند عملیاتی میان دانشگاه و صنعت سبب شده اند که نیروی کار از سطح اجرای وظایف به سطح حل مسئله و نو آوری ارتقا یابد. اصولاً در چنین ساختاری مشارکت کار فرمایان در طراحی مهارتها و مدیریت تغییر صنعتی را پدید می آورد که با اتکا به تخصص و مهارت مسیر رشد را با سرعت و اطمینان طی می نماید.
ویژگیهای نیروی انسانی توانمند در یک صنعت پیشرو و پویا را میتوان در سه لایه بنیادی و اساسی
طبقه بندی نمود. لایه اول دانش و مهارت است که شامل تخصص فنی، تجربه عملی، سواد فناورانه، توانایی تحلیل مسائل، شناخت فرایندهای تولید و کیفیت گرایی میشود. لایه دوم تعهد و اخلاق حرفهای است با دارا بودن ویژگی هایی همچون مسئولیت پذیری، وجدان کاری، نظم، امانتداری، صداقت، مدیریت زمان و رعایت اصول ایمنی که کارکنان را به تکیه گاهی مطمئن برای سازمان تبدیل می نماید. لایه سوم مهارتهای نوآورانه و خلاق محورانه است که شامل خلاقیت، کار تیمی و مشارکتی، مهارتهای ارتباطی، قدرت تصمیم گیری در شرایط بحرانی، انعطاف پذیری در شرایط اقتضایی و انگیزه پیشرفت میباشد. اصولاً چنین نیروی های کار ممتازی موفقیت و اعتبار صنعت را بخشی از مسئولیت فردی و اجتماعی خویش دانسته و از تغییرات استقبال فرصتی برای تعالی می دانند.
در نقطه مقابل نادیده گرفتن و بی توجهی به این اصول شاهد ظهور نیروی انسانی نا کارآمد خواهد شد . حضور نیروهای انسانی ناکارآمد پیامدهای زیان بار و غیر قابل جبرانی همچو کاهش بهره وری، افت کیفیت، افزایش خطاهای عملیاتی، اتلاف و اسراف و از بین بردن مواد اولیه، رشد هزینه های پنهان تولیدی، فرسودگی زود هنگام تجهیزات و تاسیسات و ناتوانی در پذیرش فناوری های نو را در بر دارد. این وضعیت به طبع روحیه کار تیمی را تضعیف و به تعارضات سازمانی دامن میزند و این مهم گویای آن است که با کاهش اعتماد مشتریان و افت اعتبار برند توان رقابت پذیری صنعت در بازارهای داخلی و بینالمللی به شدت کاهش می یابد.نتیجه این که سرمایه گذاری در آموزشهای مستمر، شناسایی و شکوفایی استعدادها، تأمین امنیت شغلی و فراهم آوردن بسترهای مشارکت کارکنان در فرآیند های تصمیم گیری یک ضرورت راهبردی و استراتژیکی برای پایداری صنعت است. هر صنعتی که بتواند این آمیزه ارزشمند از دانش، مهارت، اخلاق و خلاقیت را در بدنه خود ایجاد، نهادینه و حفظ نماید قطعا با استواری بیشتری در مسیر رقابت، نوآوری و توسعه پایدار صنعتی رقابت پذیر امروز گام بر دارد و به شکوفایی اقتصادی همه جانبه کشور کمک خواهد نمود.







ثبت دیدگاه