دریانیوز// این روزها که صدای بحران، اضطراب و نااطمینانی بیش از گذشته در زندگی مردم شنیده میشود، واژهای بیش از هر زمان دیگری در محافل علمی، رسانهای و حتی گفتوگوهای روزمره تکرار میشود؛ تابآوری. جامعهای که روزهای دشوار را پشت سر میگذارد، بیش از هر چیز به سرمایهای نیاز دارد که بتواند انسانها را از فروپاشی روانی دور نگه دارد؛ سرمایهای که نه در بانکها، بلکه در ذهن و روان افراد شکل میگیرد. شرایط جنگ، نگرانی از آینده، فشارهای اقتصادی، اخبار تلخ و تجربههای پیدرپی از بحران، سلامت روان جامعه را در معرض تهدید قرار داده است. در چنین فضایی این پرسش جدی مطرح میشود که چگونه میتوان در میان این همه اضطراب، امید را حفظ کرد؟ چگونه میتوان از دل بحران عبور کرد، بیآنکه انسانیت، آرامش و توان ادامه دادن را از دست داد؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها با ثریا پرمایه، روانشناس، زوجدرمانگر و استاد حوزه، به گفتوگو نشستیم. او معتقد است تابآوری نه به معنای نادیده گرفتن رنج است و نه بیاحساس بودن؛ بلکه توانایی برخاستن دوباره پس از هر زمین خوردن است.پرمایه در آغاز گفتوگو، با رد یکی از رایجترین برداشتهای نادرست درباره تابآوری، میگوید: «بعضیها تصور میکنند انسان تابآور کسی است که هیچگاه ناراحت نمیشود، نمیترسد، خسته نمیشود یا احساس شکست نمیکند؛ در حالی که این تصور کاملاً اشتباه است.
انسان تابآور نیز غم را تجربه میکند، اضطراب را میشناسد، ممکن است مدتی درمانده و سردرگم باشد، اما تفاوت او با دیگران در این است که توان بازگشت و بازسازی خود را از دست نمیدهد.» به گفته این روانشناس، تابآوری در حقیقت هنر عبور آگاهانه از بحرانهاست، نه انکار آنها. او تأکید میکند: «زندگی هیچ انسانی خالی از دشواری نیست. ممکن است فرد عزیزی را از دست بدهد، دچار بیماری شود، مشکلات اقتصادی را تجربه کند یا در روابط خانوادگی و شغلی با بحران روبهرو شود. آنچه سرنوشت روانی افراد را تعیین میکند، خود بحران نیست؛ بلکه شیوه مواجهه با آن بحران است.» پرمایه با اشاره به شرایط امروز جامعه میگوید: «در روزهای جنگ و بحران، نخستین چیزی که آسیب میبیند روان انسانهاست. اخبار نگرانکننده، احساس ناامنی، نگرانی برای عزیزان و آینده، اگر مدیریت نشود، میتواند جامعه را به سمت درماندگی سوق دهد. اما جامعهای که افراد تابآورتری داشته باشد، به جای گسترش ترس، به سمت همکاری، همدلی و بازسازی حرکت میکند.»
وی یکی دیگر از باورهای نادرست درباره تابآوری را ذاتی بودن آن میداند و ادامه میدهد: «تابآوری یک ویژگی مادرزادی نیست. همانطور که عضلات بدن با تمرین تقویت میشوند، روان انسان نیز با آموزش، تجربه، خودشناسی و تمرین ذهنی قویتر میشود. بنابراین اگر کسی امروز احساس میکند زود میشکند، به این معنا نیست که برای همیشه همینگونه خواهد ماند.» این استاد حوزه، نقطه آغاز تابآوری را پذیرش واقعیت میداند و توضیح میدهد: «بخش زیادی از رنج انسان زمانی ایجاد میشود که با واقعیت میجنگد. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست؛ بلکه یعنی بپذیریم اتفاق رخ داده است و حالا به جای غرق شدن در انکار یا فاجعهسازی، از خود بپرسیم چه کاری از دستمان برمیآید. این تغییر نگاه، انرژی روانی را از مقاومت بیثمر به سمت یافتن راهحل هدایت میکند.» پرمایه در ادامه، انعطافپذیری را یکی از ارکان مهم تابآوری معرفی میکند و میگوید: «زندگی همیشه مطابق خواسته ما پیش نمیرود. گاهی مسیرها بسته میشود، فرصتها از دست میرود یا شرایط تغییر میکند. فرد تابآور به جای اصرار بر گذشته، خود را با شرایط جدید هماهنگ میکند.
اگر یک راه نتیجه ندهد، راه دیگری را جستوجو میکند و این انعطاف، نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ روانی است.» به اعتقاد این روانشناس، خودآگاهی نیز نقشی تعیینکننده در مدیریت بحران دارد. او میگوید: «کسی که هیجانهای خود را میشناسد، از نقاط ضعف و قوتش آگاه است و میداند در شرایط فشار چگونه واکنش نشان میدهد، بهتر میتواند از خود مراقبت کند. خودآگاهی باعث میشود به جای واکنشهای هیجانی، تصمیمهای سنجیدهتری بگیریم.» وی در بخش دیگری از گفتوگو، نقش روابط انسانی را در افزایش تابآوری بسیار مهم توصیف میکند و میافزاید: «تابآوری فقط یک موضوع فردی نیست. خانواده، دوستان، همکاران و حتی یک مشاور دلسوز، میتوانند در سختترین روزها به انسان قدرت ادامه دادن بدهند. کسانی که تابآور هستند، الزاماً همه مشکلات را به تنهایی تحمل نمیکنند؛ بلکه میدانند چه زمانی باید از دیگران کمک بخواهند.»
پرمایه درباره امید نیز نگاه متفاوتی دارد. او تأکید میکند: «من از امید واهی صحبت نمیکنم؛ بلکه از امید واقعبینانه حرف میزنم؛ یعنی باور داشته باشیم با وجود دشواریها، هنوز امکان تغییر، ترمیم و سازگاری وجود دارد. همین روزنه کوچک امید، انسان را از تسلیم شدن بازمیدارد.» این زوجدرمانگر معتقد است بسیاری از بحرانها، اگرچه تلخ هستند، اما میتوانند به رشد انسان نیز منجر شوند. وی میگوید: «هیچکس مجبور نیست رنج را دوست داشته باشد، اما بسیاری از افراد پس از عبور از بحران، احساس میکنند نگاهشان به زندگی عمیقتر شده، روابطشان معنای بیشتری پیدا کرده و ارزش زمان را بهتر درک کردهاند.» از نگاه پرمایه، مدیریت هیجانها نیز از مهمترین پایههای تابآوری است. او توضیح میدهد: «تابآوری به معنای سرکوب احساسات نیست.
انسان تابآور ناراحتی، ترس یا خشم خود را انکار نمیکند، اما اجازه هم نمیدهد این احساسات کنترل کامل زندگی او را در دست بگیرند. گفتوگو، نوشتن، ورزش، تنفس عمیق و مراجعه به متخصص، از راههای سالم تنظیم هیجان هستند.» وی همچنین بر اهمیت خودمراقبتی تأکید میکند و میگوید: «تابآوری فقط یک مفهوم ذهنی نیست. خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، استراحت و توجه به سلامت روان، ظرفیت تحمل انسان را افزایش میدهد. وقتی ذهن و بدن فرسوده باشند، حتی کوچکترین مشکلات نیز بسیار بزرگ به نظر میرسند.» پرمایه در بخش پایانی گفتوگو، به برداشت نادرست دیگری درباره تابآوری اشاره میکند و میگوید: «برخی فکر میکنند تابآوری یعنی هر شرایطی را تحمل کنیم؛ حتی اگر تحقیر شویم یا در یک رابطه آسیبزا باقی بمانیم. این تصور کاملاً اشتباه است.
یکی از نشانههای انسان تابآور، توانایی تعیین مرزهای سالم است؛ اینکه بداند چه زمانی باید نه بگوید، چه زمانی از یک رابطه ناسالم فاصله بگیرد و چه زمانی برای حفظ سلامت روان خود تصمیم جدی بگیرد.» این روانشناس در پایان، با اشاره به شرایط امروز کشور، بر ضرورت تقویت سرمایه روانی جامعه تأکید میکند و میگوید: «جامعهای که افراد تابآورتری داشته باشد، در برابر بحرانهای جمعی نیز خردمندانهتر رفتار خواهد کرد. تابآوری به ما یادآوری میکند که شکستن همیشه پایان راه نیست. زخم داشتن به معنای ناتوان بودن نیست. انسان میتواند حتی پس از تاریکترین روزهای زندگی نیز دوباره برخیزد، راه خود را پیدا کند و با امید به آینده ادامه دهد.» شاید در روزهایی که صدای بحران بلندتر از همیشه به گوش میرسد، مهمترین پیام این گفتوگو همین باشد؛ تابآوری، انکار درد نیست؛ هنر ادامه دادن زندگی، با وجود همه دردهاست.






ثبت دیدگاه