دریانیوز// تدوین برنامه اقدام ملی حفاظت و احیای جنگلهای مانگرو، بار دیگر نگاهها را به یکی از ارزشمندترین زیستبومهای ساحلی ایران برگردانده است؛ جنگلهایی که در هرمزگان، از خورخوران تا قشم و سواحل خمیر، هم پناهگاه حیاتوحشاند، هم تکیهگاه معیشت مردم محلی و هم دیواری زنده در برابر فرسایش، طوفان و تغییرات اقلیمی.
وقتی آب دریا آرامآرام بالا میآید و ریشههای پیچخورده درختان از دل گل و جزر و مد سر برمیآورند، چشماندازی شکل میگیرد که برای مردم جنوب آشناست و برای هر مسافری شگفتانگیز. جنگلهای مانگرو، یا همان حرا و چندل، از معدود زیستبومهایی هستند که مرز میان خشکی و دریا را به زبانی زنده و سبز ترجمه میکنند. این جنگلها در نگاه نخست شاید مجموعهای از درختان مقاوم در آب شور به نظر برسند، اما حقیقت بسیار فراتر از این تصویر است. مانگروها در جنوب ایران، بهویژه در هرمزگان، بخشی از هویت طبیعی ساحلاند؛ حافظ تنوع زیستی، پشتیبان اقتصاد محلی، فیلتر طبیعی آب، مخزن بزرگ کربن و سنگری در برابر بحرانهایی که هر سال چهره سواحل را دگرگون میکنند.
آغاز یک توجه ملی
اعلام تدوین برنامه اقدام ملی حفاظت و احیای جنگلهای مانگرو از سوی سازمان حفاظت محیط زیست، از یک تصمیم اداری ساده فراتر میرود. این خبر در واقع یادآوری اهمیت زیستبومی است که سالها در حاشیه توجه عمومی مانده بود، در حالی که نقشش در امنیت زیستی، پایداری ساحل و آرامش جوامع محلی روزبهروز پررنگتر شده است. اکنون که جهان درگیر تبعات تغییرات اقلیمی، افزایش دمای زمین، فرسایش سواحل و افت تنوع زیستی است، جنگلهای مانگرو برای استانهای جنوبی ایران، بهویژه هرمزگان، سرمایهای حیاتی به شمار میروند.مدیرکل دفتر زیستبومها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط زیست همزمان با روز جهانی جنگلهای مانگرو، از تدوین این برنامه ملی خبر داد و تاکید کرد که این سند، قرار است مسیر آینده حفاظت و توسعه جنگلهای حرا و چندل را روشن کند. همین اعلام، فرصتی تازه فراهم کرده تا بار دیگر اهمیت این ذخیره طبیعی برای مردم و مدیران یادآوری شود.
مانگرو چیست و چرا اهمیت دارد
در زبان علمی، مانگرو به مجموعهای از درختان و درختچههای سازگار با آب شور و نواحی جزر و مدی گفته میشود. در ایران، دو گونه اصلی این جنگلها شناخته شدهاند؛ حرا و چندل. حرا که نامش برای هرمزگانیها آشناست، در بسیاری از خورها و سواحل کمعمق جنوبی دیده میشود و توان شگفتی در زیستن در آب شور دارد. چندل نیز در برخی زیستگاههای جنوبی حضور دارد و به غنای ساختار این جنگلها کمک میکند.این پوشش گیاهی در سکوت و آرامش ظاهریاش، شبکهای پیچیده از کارکردهای زیستی را در خود پنهان کرده است. ماهیان، پرندگان، سختپوستان و گونههای مختلف آبزی و خشکیزی در میان این ریشهها و شاخهها پناه میگیرند، تغذیه میکنند، زادآوری دارند و چرخه زندگی خود را پیش میبرند. به همین دلیل، جنگلهای مانگرو را باید از مهمترین زیستگاههای مولد و زنده سواحل جنوبی کشور دانست.
جایگاه ایران در نقشه مانگروها
پراکندگی مانگروها در ایران محدود به نوار جنوبی کشور است؛ از خوزستان و بوشهر تا هرمزگان و سیستان و بلوچستان. با این حال، اگر قرار باشد نام یک استان بیش از همه با جنگلهای مانگرو گره بخورد، بیتردید هرمزگان در صدر قرار میگیرد. اینجا، در پهنهای که دریا بخش جدانشدنی زندگی مردم است، جنگلهای حرا از یک جاذبه طبیعی فراتر رفتهاند و به بخشی از حافظه جمعی بدل شدهاند.خورخوران، قشم، خمیر و بسیاری از پهنههای ساحلی و جزیرهای هرمزگان، میزبان این رویشگاههای کمنظیر هستند؛ رویشگاههایی که هم در مقیاس ملی ارزش دارند و هم در نقشه جهانی مانگروها جایگاهی ویژه یافتهاند. این جنگلها برای استان، صرفا یک منظره زیبا یا یک ظرفیت گردشگری نیستند؛ آنها بخشی از زیرساخت طبیعی هرمزگاناند.
هرمزگان؛ قلب تپنده حرا در ایران
خورخوران و جنگلهای حرای قشم، از شناختهشدهترین عرصههای مانگروی ایران هستند. این پهنه گسترده، با آبراهههای مارپیچ، جزر و مدهای منظم و پوشش گیاهی منحصربهفرد، نمونهای کمنظیر از همزیستی خشکی و دریاست. برای مردم محلی، این جنگلها سالهاست بخشی از زیست روزمرهاند. صیادان حرکت آب را در میان شاخههای حرا میخوانند، پرندهنگران در فصلهای مهاجرت چشم به آسمان و آب میدوزند، قایقهای گردشگری از دل گذرگاههای سبز عبور میکنند و کودکان روستاهای ساحلی از همان سالهای نخست زندگی با نام حرا بزرگ میشوند.به همین دلیل، سخن گفتن از حفاظت مانگروها در هرمزگان، در واقع سخن گفتن از حفاظت یک منظومه کامل انسانی و طبیعی است؛ منظومهای که در آن دریا، ساحل، درخت، پرنده، صیاد و روستایی به هم پیوند خوردهاند.
تنوع زیستی در پناه ریشههای شورپسند
اهمیت مانگروها را میتوان از چند زاویه دید. نخست، زاویه تنوع زیستی. این جنگلها زیستگاه و زایشگاه شمار زیادی از آبزیان و پرندگان هستند. در بسیاری از موارد، آنچه در بازار ماهی و سفره خانوار دیده میشود، پیوندی مستقیم با سلامت این زیستبوم دارد. گونههای مختلف ماهی، میگو، خرچنگ و پرندگان آبزی در این فضا امکان رشد و بقا پیدا میکنند.از دست رفتن بخشی از این عرصهها، به زبان ساده، یعنی آسیب به زنجیره غذایی، اقتصاد محلی و تعادل طبیعی ساحل. هر شاخه حرا و هر آبراهه میان این جنگلها، در حقیقت بخشی از خانه حیات در جنوب ایران است.
سپر طبیعی سواحل جنوبی
زاویه دوم، نقش مانگروها در حفاظت فیزیکی از ساحل است. ریشههای درهمتنیده این درختان، خاک را نگه میدارند، انرژی امواج را میگیرند و شدت فرسایش را کاهش میدهند. در روزگاری که طوفانهای دریایی، بالا آمدن سطح آب و آشفتگیهای اقلیمی تهدیدی روزافزون برای سواحل جهان به شمار میآیند، وجود یک دیوار زنده و طبیعی مثل مانگروها برای استان ساحلی هرمزگان اهمیتی استراتژیک دارد.هر متر از این جنگلها، در واقع بخشی از خط دفاعی طبیعت در برابر پیشروی بحران است. اگر این دیوار طبیعی تضعیف شود، هزینههای محیط زیستی، اقتصادی و حتی عمرانی برای استان سنگینتر خواهد شد.
کربن آبی؛ ارزش پنهان جنگلهای حرا
زاویه سوم، پیوند این جنگلها با اقلیم جهانی است. کارشناسان محیط زیست بارها بر این نکته تاکید کردهاند که مانگروها از موثرترین اکوسیستمهای کربنآبی در جهان هستند. کربنآبی به کربنی گفته میشود که در زیستبومهای دریایی و ساحلی مانند مانگروها، علفزارهای دریایی و تالابهای ساحلی ذخیره میشود.اهمیت این موضوع در آن است که مانگروها میتوانند حجم بالایی از دیاکسیدکربن را در خود و در خاک پیرامونشان نگه دارند. در جهانی که برای کاهش گازهای گلخانهای تقلا میکند، حفاظت از چنین مخازنی یک ضرورت روشن است. اینجا دیگر بحث فقط چند درخت در یک ساحل جنوبی نیست؛ بحث بر سر بخشی از راهحل بحران اقلیم است.
وقتی طبیعت، ثروت تولید میکند
در همین چارچوب، مطالعه ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی جنگلهای حرای خورخوران و قشم در محدودهای نزدیک به ۱۹۸ هزار هکتار، معنایی فراتر از یک عدد دارد. وقتی گفته میشود ارزش اقتصادی سالانه این زیستگاهها حدود ۱۸.۵ همت برآورد شده، این رقم در حقیقت ترجمه اقتصادی خدماتی است که طبیعت بیصدا ارائه میدهد؛ از حفظ آبزیان و پشتیبانی از صیادی گرفته تا کاهش فرسایش، جذب کربن، پشتیبانی از گردشگری و تثبیت زیستگاههای حساس.این برآورد نشان میدهد که اگر جنگلهای حرا آسیب ببینند، خسارت محدود به یک لکه سبز روی نقشه نخواهد بود؛ ضربهای است به اقتصاد محلی، امنیت زیستی و آینده توسعه پایدار استان.
معیشت مردم در امتداد حرا
هرمزگان از این نظر در جایگاه ویژهای قرار دارد که منافع مانگروها در این استان، برای مردم قابل لمس است. در مناطقی مانند بندرخمیر و قشم، معیشت بخش مهمی از جامعه محلی با دریا، صید، قایقرانی و خدمات گردشگری پیوند خورده است. جنگلهای حرا در این میان همچون پشتیبان خاموش عمل میکنند. هر جا که تخمریزی آبزیان، امنیت ساحل و جذابیت گردشگری حفظ شود، زندگی مردم نیز ثبات بیشتری پیدا میکند.از همین رو مشارکت جوامع محلی در حفاظت از این عرصهها یک انتخاب تزئینی نیست؛ شرط موفقیت هر برنامه حفاظتی است. بدون حضور مردم، هیچ طرحی در این پهنهها ماندگار نخواهد بود.
مردم؛ حلقه اصلی حفاظت
در سالهای اخیر، تجربه نشان داده که هرجا مردم بومی، دهیاران، صیادان، راهنمایان گردشگری و سازمانهای مردمنهاد در کنار دستگاههای اجرایی قرار گرفتهاند، نتیجه ملموستر و ماندگارتر بوده است. حفاظت از مانگروها با بخشنامه به تنهایی پیش نمیرود. این زیستبومها در قلمرو زندگی مردم قرار دارند و هر سیاست موفق باید بر اعتماد، آموزش، مشارکت و منفعت مشترک استوار باشد.وقتی یک صیاد بداند بقای حرا با پایداری صید او پیوند دارد، وقتی یک خانواده روستایی ببیند گردشگری مسئولانه در سایه حفظ طبیعت رونق میگیرد، و وقتی یک دانشآموز هرمزگانی از همان ابتدا با ارزش این جنگلها آشنا شود، حلقه حفاظت شکل واقعی پیدا میکند.
تهدیدهایی که حرا را احاطه کردهاند
با وجود این ظرفیتها، جنگلهای مانگرو از تهدیدها دور نماندهاند. توسعه شتابزده ساحلی، آلودگیهای نفتی و صنعتی، ورود پسماند، تغییر کاربری اراضی، برداشتهای نادرست، فشار گردشگری بدون ضابطه، خشکسالی و تغییرات هیدرولوژیک از جمله مخاطراتی هستند که این زیستبومها را تهدید میکنند.در برخی مناطق، هرگونه دستکاری در مسیر جریان آب یا هر ساختوساز بیمطالعه میتواند تعادل حساس میان شورآبی، رسوب، جزر و مد و پوشش گیاهی را بر هم بزند. مانگروها اگرچه مقاوماند، اما این مقاومت بیپایان نیست. طبیعت تا جایی توان ترمیم دارد و از جایی به بعد فرسودگی آغاز میشود.
فشار تغییرات اقلیمی بر سواحل جنوب
تغییرات اقلیمی نیز تهدیدی تدریجی اما عمیق است. افزایش دمای هوا، تغییر الگوی بارش، افزایش شوری، شدت گرفتن رخدادهای حدی و تغییر در تراز آب میتوانند ساختار و کارکرد جنگلهای مانگرو را دگرگون کنند. برای استانی مانند هرمزگان که همزمان با فشارهای توسعهای، رشد جمعیتی در نواحی ساحلی و حساسیتهای اکولوژیک روبهروست، بیتوجهی به این روندها پرهزینه خواهد بود.به همین دلیل، برنامهریزی آینده برای سواحل استان باید با نگاه اکولوژیک و دادهمحور انجام شود؛ نگاهی که مانگروها را حاشیه پروژههای عمرانی نبیند، بلکه آنها را جزئی از زیرساخت طبیعی استان بداند.
احیا؛ فراتر از کاشت نهال
در چنین وضعیتی، اجرای طرحهای احیا در استانهای جنوبی کشور، از جمله هرمزگان، اهمیت زیادی دارد. کاشت هزاران اصله نهال حرا در مناطق مستعد، اگر با مطالعه دقیق، پایش مستمر و مراقبت بلندمدت همراه باشد، میتواند بخشی از خسارتهای گذشته را جبران کند و تابآوری سواحل را بالا ببرد.احیا، فقط کاشت درخت نیست؛ بازگرداندن کارکرد زیستبوم است. برای موفقیت در این مسیر، کیفیت آب، جریان جزر و مد، وضعیت رسوب، مشارکت مردم و جلوگیری از تخریبهای جدید باید همزمان دیده شود. هر احیای موفق، در واقع سرمایهگذاری بر آینده ساحل است.
برنامه ملی؛ از سند تا عمل
تدوین برنامه اقدام ملی حفاظت و احیای جنگلهای مانگرو در این میان میتواند نقطه عطفی مهم باشد؛ به شرط آنکه از سطح یک سند اداری فراتر برود و به نقشه راه اجرایی بدل شود. چنین برنامهای اگر دقیق، علمی و واقعبینانه تدوین شود، میتواند وظایف دستگاهها را روشن کند، اولویتهای حفاظتی و احیایی را مشخص سازد، بودجه و نظام پایش را هدفمند کند و برای مشارکت مردم، دانشگاهها و نهادهای مدنی چارچوبی روشن فراهم آورد.اهمیت این برنامه برای هرمزگان دوچندان است، چون بخش بزرگی از آینده مانگروهای ایران در همین استان رقم میخورد. اگر این سند به مرحله اجرا برسد، میتواند پشتوانهای جدی برای حفظ یکی از مهمترین سرمایههای طبیعی جنوب کشور باشد.
فرصت همکاریهای بینالمللی
همکاری با نهادهای تخصصی بینالمللی مانند مرکز جنگلهای مانگرو وابسته به کنوانسیون رامسر نیز میتواند فرصتی ارزشمند باشد. مانگروها بخشی از میراث طبیعی مشترک جهاناند و تجربه کشورهای مختلف در حوزه حفاظت، احیا، ارزشگذاری اقتصادی و مدیریت مشارکتی میتواند برای ایران راهگشا باشد.با این حال، هر الگوی موفق باید با واقعیتهای بومی هرمزگان، شرایط اقلیمی جنوب، فرهنگ ساحلنشینی و شیوه معیشت مردم محلی سازگار شود. نسخههای وارداتی، بدون شناخت بافت محلی، نمیتوانند راهحل کامل باشند.
حرا؛ مسئلهای فراتر از محیط زیست
جنگلهای مانگرو صرفا یک موضوع محیط زیستی نیست؛ این موضوع به آب، نان، هوا، گردشگری، صید، امنیت ساحل و آینده فرزندان این استان مربوط میشود. هر بار که قایقی از میان آبراهههای حرا عبور میکند، هر بار که پرندهای مهاجر بر شاخهای فرود میآید، هر بار که موجی با نیروی کمتر به ساحل میرسد، بخشی از ارزش این زیستبوم در عمل دیده میشود.مانگروها زندهاند، کار میکنند، محافظت میکنند و در برابر بحرانها میایستند؛ بیآنکه صدایی داشته باشند. شاید وقت آن رسیده باشد که این سکوت سبز، بیشتر شنیده شود.
آیندهای که از دل ریشهها میروید
امروز که دوباره نام حرا و چندل در سطح ملی مطرح شده، زمان مناسبی است تا هرمزگان این سرمایه طبیعی را با نگاهی جدیتر ببیند. توسعه ساحلی اگر قرار است پایدار باشد، باید از دل طبیعت عبور کند، نه بر ضد آن. جنگلهای مانگرو در استان، بخشی از پاسخ به بحرانهای آیندهاند؛ از گرمایش زمین تا فرسایش ساحل و از فشار بر آبزیان تا کاهش کیفیت زیستگاهها.مسیر پیش رو روشن است. آموزش عمومی باید تقویت شود، گردشگری در این عرصهها باید ضابطهمند باشد، طرحهای عمرانی باید ارزیابی محیط زیستی دقیق داشته باشند، احیا باید علمی و مستمر دنبال شود و مردم محلی باید در متن برنامهها قرار گیرند.
اگر این حلقهها به هم وصل شوند، میتوان امیدوار بود که سالهای بعد، وقتی دوباره از روز جهانی جنگلهای مانگرو سخن میگوییم، خبرها فقط از خطر و هشدار نباشد، بلکه از بهبود، احیا و پایداری سخن بگویند.حرا برای هرمزگان فقط یک درخت نیست؛ روایتی زنده از پیوند انسان، دریا و خاک است. روایتی که اگر خوب شنیده و خوب حفاظت شود، میتواند برای سواحل جنوب، آرامش، رونق و پایداری به همراه بیاورد. در روزگاری که جهان با شتاب در حال از دست دادن تکیهگاههای طبیعی خود است، هرمزگان هنوز این فرصت را دارد که سپر سبز ساحلش را حفظ کند؛ سپری که ریشه در آب شور دارد و امید را در دل خاک میکارد.







ثبت دیدگاه