دریانیوز//آخرین رویارویی بزرگ جمهوری اسلامی ایران در واپسین روزهای جنگ تحمیلی هشتساله، صحنهای متفاوت از همۀ نبردهای پیشین بود. سازمان منافقین در قالب «ارتش آزادیبخش ملی» و با پشتیبانی همهجانبۀ حکومت بعث عراق، مرزهای غربی کشور را آماج حمله قرار دادند؛ اما غرب ایران سرزمینی نبود که به آسانی در برابر تجاوز مشتی فریبخورده سر فرود آورد.
دیار زاگرس، سرزمین مردمانی است که دفاع از خاک و ناموس را در تار و پود فرهنگ خود جای داده است؛ مردان و زنانی که در روزهای سخت جنگ، دوشادوش نیروهای نظامی و بسیجیان جان برکف، به نماد مقاومت تبدیل شدند.روایت دلاوری زنان و مردان عشایر و روستاییان مرزی غرب کشور در سالهای دفاع مقدس، خود کتابی قطور از ایثار و فداکاری است.
نام «فرنگیس حیدرپور» از همین حماسهها برخاسته است؛ شیرزن گیلان غربی که در نخستین روزهای تجاوز ارتش بعث عراق و اشغال گیلان غرب، زمانی که تنها ۱۸ سال داشت، با تبری ساده در برابر نیروهای بعثی ایستاد و با کشتن یک سرباز دشمن و به اسارت گرفتن یک افسر عراقی، جلوهای ماندگار از شجاعت زن مسلمان ایرانی را به نمایش گذاشت.
سالها بعد، همان سرزمین و همان مردمان، در برابر یورش دیگری ایستادند؛ اینبار دشمن متجاوز، نه ارتش بعث عراق؛ بلکه فریبخوردگانی از ایران بودند که با تصور فروپاشی نظام، خاک پاک وطن را هدف قرار دادند. رهبران منافقین بر این باور بودند که پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ نشانۀ ضعف ایران و آغاز فروپاشی است و با حمایت ارتش عراق میتوانند در مدت کوتاهی مسیر کرمانشاه تا تهران را طی کرده و قدرت را در دست گیرند.
هنوز زخمهای هشت سال جنگ تحمیلی التیام نیافته بود و ملت ایران پس از سالها ایستادگی و مقاومت، خود را برای فصل سازندگی و بازسازی آماده میکرد که گروهک منافقین با پشتیبانی رژیم بعث عراق و استکبار جهانی، عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» را با رؤیای فروپاشی نظام آغاز کرد. فروغ جاویدان، آخرین پرده از توهم کسانی بود که خستگی یک ملت پس از هشت سال جنگ را با شکست اشتباه گرفته بودند؛ اما مرصاد پاسخ تاریخی مردمی بود که نشان دادند ممکن است از جنگ خسته شوند؛ اما هرگز از دفاع از ایران دست نمیکشند. چنانچه امروز نیز در برابر ارتش پوشالیِ متجاوز و غاصب آمریکا با تمام توان ایستاده است.
ستونهای نظامی منافقین در سوم مرداد ۱۳۶۷ با پشتیبانی ارتش عراق و حمایت غرب از محور سرپلذهاب وارد خاک ایران شدند و پس از تصرف شهرهای کرند و اسلامآباد غرب، هدف خود را رسیدن به کرمانشاه قرار دادند؛ اما در برابر آنان، محاسبات سیاسی و نظامی جای خود را به واقعیت میدان داد. تنگه چهارزبر، به «مرصاد» تبدیل شد؛ کمینی تاریخی که رؤیای یکروزۀ فتح تهران را به شکستی خفت بار تعبیر کرد.
عملیات مرصاد با رمز«یا علیبنابیطالب (ع)» در پنجم مرداد ۱۳۶۷ آغاز شد. نیروهای ایرانی با بهرهگیری از مقاومت مردمی، عملیات نظامی منسجم و پشتیبانی نیروهای محلی، راه پیشروی مهاجمان را بستند و ستونهای آنان را در هم شکستند و اینگونه سرزمین زاگرس بار دیگر نشان داد که در لحظات سرنوشتساز، مردمانش حافظان استوار مرزهای ایراناند. مرصاد تنها یک عملیات نظامی نبود؛ نقطۀ پایانی بر یک محاسبۀ اشتباه و نمادی از پیوند مردم با سرزمین خویش بود.
تنگههای غرب کشور، شاهد ایستادگی انسانهایی شد که در دفاع از خاک و کیان اسلامی، از جان گذشتند و هزاران تن از نیروهای منافقین را به هلاکت رساندند و به اسارت گرفتند که در میان کشته شدگان و اسرا، تعداد زیادی از کادرهای منافقین و فرماندهان تیپها دیده میشدند. بدینترتیب، منافقین پس از تحمل یک شکست استراتژیک در پشت تنگۀ «پاطاق» روز جمعه ۷ مرداد ۱۳۶۷ رسما اعلام کردند که از شهرهای اسلام آباد و کرند عقب نشینی کردند.
اینک پس از گذشت ۳۸ سال، یاد مرصاد همچنان بخشی از حافظۀ تاریخی ایران است؛ روایتی از مقاومت، ایثار و حماسۀ مردمانی که در سختترین روزها، در کنار سرزمین خود ایستادند و اجازه ندادند سایۀ جنگ و ناامنی بر خانههایشان پایدار بماند. امروز، در حالی سالگرد عملیات مرصاد را گرامی میداریم که ملت ایران بار دیگر در برابر تجاوزی آشکار ایستاده است.
این روزها خیابانها و میدانهای شهر، صحنۀ همبستگی و حماسهآفرینی مردم است و نیروهای مسلح با اقتدار، پاسخی قاطع به هرگونه تعرض میدهند. مرصاد تنها خاطرهای از گذشته نیست؛ درسی ماندگار است که یادآور میشود هرگاه ایران آماج تهدید قرار گرفته، ارادۀ ملی و ایستادگی مردم، سرنوشت میدان را رقم زده است و این حماسۀ مقاومت نیز، بنا به وعدۀ الهی، ناقوس مرگ متجاوزان را به صدا در خواهد آورد.
و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم







ثبت دیدگاه