حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 22 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7458 تعداد نوشته های امروز : 13 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
سایه سنگین معیشت بر سقف صمیمیت
31 تیر 1405 - 20:13
شناسه : 43698
بازدید 147
2
 دریانیوز // امروز، نوسانات اقتصادی، تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید، دیگر صرفاً اعدادی در ستون‌های صفحات اقتصادی روزنامه‌ها یا نمودارهای آماری بانک مرکزی نیستند؛ این ارقام به متن زندگی روزمره نفوذ کرده، از درِ خانه‌ها عبور کرده و بر روابط بین اعضای خانواده سایه افکنده‌اند.
ارسال توسط : نویسنده : مهران منصف
پ
پ

دریانیوز // خانواده در تعاریف جامعه‌شناختی، همواره به عنوان امن‌ترین پناهگاه انسان در برابر ناملایمات دنیای بیرون توصیف شده است؛ کانونی گرم که بنا بود خستگی‌های ناشی از کارزار روزانه را التیام بخشد و بستری برای بازتولید آرامش و صمیمیت باشد. با این حال، نگاهی به واقعیت‌های عینی جامعه نشان می‌دهد که این کارکرد سنتی تحت تأثیر مستقیم و شدید تکانه‌های اقتصادی قرار گرفته است. امروز، نوسانات اقتصادی، تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید، دیگر صرفاً اعدادی در ستون‌های صفحات اقتصادی روزنامه‌ها یا نمودارهای آماری بانک مرکزی نیستند؛ این ارقام به متن زندگی روزمره نفوذ کرده، از درِ خانه‌ها عبور کرده و بر روابط بین اعضای خانواده سایه افکنده‌اند.

در روان‌شناسی خانواده پدیده‌ای به نام «سرریز عاطفی»  وجود دارد. این پدیده توضیح می‌دهد که چگونه فشارهای ناشی از محیط کار و دغدغه‌های معیشتی بیرون از خانه، به حریم خصوصی افراد منتقل می‌شود. پدر یا مادری که بخش عمده‌ای از انرژی روانی خود را صرف دویدن دو یا سه نوبت کاری برای تأمین اجاره‌بخش و هزینه‌های اولیه زندگی می‌کند، با آستانه تحمل بسیار پایینی به خانه بازمی‌گردد.

در این وضعیت، خستگی مفرط جسمی به سرعت به فرسودگی روانی تبدیل می‌شود. کوچک‌ترین بهانه‌ها، از یک شلوغی ساده در محیط خانه گرفته تا افت تحصیلی فرزندان، می‌تواند به جرقه‌ای برای یک بحران عاطفی بزرگ تبدیل شود. در واقع، فشارهای مالی مستقیم بر مغز و سیستم عصبی افراد اثر گذاشته، ترشح هورمون‌های استرس را افزایش داده و توانایی گفت‌وگوی همدلانه، گوش دادن فعال و حل مسئله را از زوجین سلب می‌کند.

تأثیر فشارهای اقتصادی بر فرزندان، ابعاد نگران‌کننده‌تری دارد. کودکان و نوجوانان در خانواده‌هایی که با بحران مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، خیلی زودتر از سن تقویمی خود با مفاهیمی چون تورم، بی‌پولی و حسرت مواجه می‌شوند. این وضعیت نوعی «بلوغ زودرس تحمیلی» ایجاد می‌کند که در آن، کودک به جای تمرکز بر تحصیل، بازی و خلاقیت، دغدغه هزینه‌های ثبت‌نام مدرسه، خرید پوشاک یا حتی تأمین غذای روزمره را دارد.

پدر و مادری که به دلیل کار مداوم، حضور فیزیکی و عاطفی مؤثری در خانه ندارند، ناخواسته فرزندان خود را در خلأ عاطفی رها می‌کنند. این کودکان ممکن است برای جبران این کمبودها به رفتارهای پرخطر روی آورند یا دچار افت تحصیلی شدید شوند. علاوه‌بر این، احساس تبعیض و مقایسه خود با همسالانی که از رفاه نسبی برخوردارند، بذر کینه، کاهش عزت‌نفس و اضطراب مزمن را در دل نسل جدید می‌کارد که اثرات آن تا بزرگسالی همراه آنان خواهد بود.

یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیده‌شده فشارهای اقتصادی بر خانواده، انزوای اجتماعی است. رفت‌وآمدهای فامیلی، مهمانی‌ها، سفرهای خانوادگی و تفریحات جمعی که روزگاری سوپاپ اطمینان خانواده برای تخلیه فشارهای روانی بودند، امروزه به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور به شدت محدود یا به طور کامل حذف شده‌اند.

خانواده‌ها برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، رابطه خود را با فامیل و دوستان قطع می‌کنند. این انزوا، شبکه حمایت اجتماعی خانواده را ضعیف می‌کند. در زمان بروز بحران، خانواده‌ای که از نظر اجتماعی منزوی شده است، هیچ تکیه‌گاهی برای همفکری یا کمک‌های موقت عاطفی و مالی ندارد و این موضوع، آسیب‌پذیری آن‌ها را در برابر ضربات بعدی چندین برابر می‌کند.

روبرو شدن با این بحران نیازمند نگاهی دوگانه است. از یک سو، در سطح خرد (درون خانواده)، بازتعریف مهارت‌های ارتباطی و افزایش تاب‌آوری اهمیت حیاتی دارد. زوجین باید بیاموزند که «مشکلات مالی» دشمن مشترک آن‌هاست، نه اینکه یکی از طرفین مقصر اصلی آن باشد. تفکیک بحران مالی از هویت عاطفی همسر، تمرین گفت‌وگوی بدون قضاوت و اولویت‌بخشی به حمایت‌های عاطفی کم‌هزینه (مانند پیاده‌روی مشترک، گوش دادن صبورانه و همدلی با خستگی‌های یکدیگر) می‌تواند تا حدی اثرات مخرب فقر را تعدیل کند.

اما از سوی دیگر، نباید تمام بار این مسئولیت را بر دوش خانواده‌های خسته گذاشت. تأکید صرف بر «روان‌شناسی موفقیت» یا «تکنیک‌های آرامش‌بخش» در شرایطی که تورم ساختار معیشت را نشانه رفته است، نوعی تقلیل‌گرایی است. حاکمیت، نهادهای مدنی، سازمان‌های بهزیستی و سمن‌ها باید فعالانه وارد میدان شوند. ایجاد چترهای حمایتی گسترده، دسترسی آسان و ارزان‌قیمت به خدمات مشاوره روان‌شناختی، ایجاد فضاهای تفریحی رایگان و امن برای خانواده‌ها و از همه مهم‌تر، سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی با محوریت کاهش شکاف طبقاتی، گام‌های اساسی هستند که بدون آن‌ها، نمی‌توان به بهبود سلامت روان خانواده‌ها امید داشت.

نهاد خانواده، با تمام قداست و کارکردهای بی‌بدیلش، پیوندی ارگانیک با زیرساخت‌های اقتصادی دارد. اگر امروز برای ترمیم اقتصاد خانواده و کاهش فشارهای معیشتی چاره‌ای اندیشیده نشود، فردا با جامعه‌ای روبرو خواهیم شد که در آن صمیمیت، رواداری و آرامش جای خود را به خشونت پنهان، افسردگی همگانی و فروپاشی پیوندهای اصیل انسانی داده است. حفظ امنیت روانی خانواده، سرمایه‌گذاری برای آینده کل جامعه است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.