حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Tuesday, 21 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7445 تعداد نوشته های امروز : 8 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
تراژدی «بودن» در گرو «داشتن»
30 تیر 1405 - 5:23
شناسه : 43627
بازدید 143
2
دریانیوز//در جهان امروز، گویی هویت انسان‌ها نه بر اساس آنچه «هستند»، بلکه بر اساس آنچه «مصرف می‌کنند» تعریف می‌شود.
ارسال توسط : نویسنده : آیت منصف منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//در جهان امروز، گویی هویت انسان‌ها نه بر اساس آنچه «هستند»، بلکه بر اساس آنچه «مصرف می‌کنند» تعریف می‌شود. پدیده مصرف‌گرایی که زمانی تنها یک رفتار اقتصادی به نظر می‌رسید، امروزه به یک فرهنگ چیره و حتی یک «دین مدنی» تبدیل شده است. در این میان، فرهنگ «چشم‌وهم‌چشمی» که ریشه‌هایی دیرینه در سنت‌های نمایشی دارد، با ابزارهای نوین تکنولوژیک پیوند خورده و هیولایی ساخته است که آرامش روان و ثبات اقتصادی خانواده‌ها را بلعیده است. اما چه شد که ما از «مصرف برای زیستن» به «زیستن برای مصرف» رسیدیم؟نخستین محرک در این مسیر، صنعت عظیم تبلیغات است. استراتژی‌های بازاریابی مدرن دیگر صرفاً به معرفی کارکرد یک کالا نمی‌پردازند؛ آن‌ها «سبک زندگی» می‌فروشند.

تبلیغات با بهره‌گیری از علوم اعصاب و روان‌شناسی، به مخاطب القا می‌کنند که با خرید یک برند خاص، نه فقط یک کالا، بلکه «اعتبار»، «شادی» و «مقبولیت اجتماعی» را به دست می‌آورد.در واقع، تبلیغات شکافی میان «خودِ واقعی» و «خودِ ایده‌آل» فرد ایجاد می‌کند و سپس کالا را به عنوان تنها پل ارتباطی برای رسیدن به آن خودِ ایده‌آل معرفی می‌نماید. وقتی بیلبوردهای شهری و تیزرهای تلویزیونی مدام تصویری از یک زندگی بی‌نقص و لوکس را به نمایش می‌گذارند، فرد به طور ناخودآگاه احساس فقر و عقب‌ماندگی می‌کند، حتی اگر تمام نیازهای اساسی‌اش برطرف شده باشد.

اگر در گذشته چشم‌وهم‌چشمی محدود به دایره کوچک اقوام و همسایگان بود، امروز به لطف فضای مجازی، این پدیده به وسعت کل جهان گسترش یافته است. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، به «کارخانه‌های تولید حسرت» تبدیل شده‌اند. کاربران در این فضا، تنها «برش‌های برگزیده» و ویراسته‌شده از زندگی خود را به اشتراک می‌گذارند.این نمایش بی وقفه، نوعی «مقایسه اجتماعی صعودی» ایجاد می‌کند. تماشای روزمره سفرهای لوکس، خانه‌های مجلل و خریدهای گران‌قیمتِ اینفلوئنسرها، استاندارد «زندگی معمولی» را در ذهن مخاطب جابه‌جا می‌کند. در این اتمسفر، مصرف به ابزاری برای «اثبات وجود» تبدیل می‌شود. پیامدهای این الگوی مصرفی، تنها به خالی شدن جیب‌ها ختم نمی‌شود.

مصرف‌گرایی مفرط منجر به نوعی «بی‌حسی عاطفی» و «اضطراب دائمی» می‌گردد. لذت حاصل از خرید کالاهای جدید، بسیار زودگذر است و فرد برای تجربه مجدد آن سطح از دوپامین، ناچار به خرید بیشتر و گران‌تر می‌شود؛ چرخه‌ای که شباهت عجیبی به اعتیاد دارد.از سوی دیگر، این فرهنگ باعث می‌شود که ارزش‌های انسانی نظیر اخلاق، دانش و مهارت در سایه «نمودهای مادی» قرار بگیرند. در جامعه‌ای که درگیر چشم‌وهم‌چشمی است، آدم‌ها بر اساس «آنچه دارند» قضاوت می‌شوند، نه «آنچه هستند».

این موضوع پیوندهای اصیل اجتماعی را سست کرده و رقابت را جایگزین رفاقت و همدلی می‌کند. راهکار مقابله با این جریان ویرانگر، نه در ریاضت اقتصادی، بلکه در تقویت «سواد رسانه‌ای» و «مصرف آگاهانه» نهفته است. ما نیازمند بازتعریف مفهوم «کیفیت زندگی» هستیم. کیفیت زندگی نه در انباشت اشیاء، بلکه در معنای لحظات و عمق روابط انسانی نهفته است.مصرف‌گرایی و چشم‌وهم‌چشمی، نقاب‌هایی هستند که ما بر چهره می‌زنیم تا خلأهای درونی و تنهایی خود را بپوشانیم. اما حقیقت این است که هیچ برندی نمی‌تواند جایگزین عزت‌نفس واقعی و هیچ ویترینی نمی‌تواند جایگزین آرامش خاطر شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.