دریانیوز//درحالیکه آمریکای جنایتکار با طرح ۱۰ مادهای ایران برای انجام مذاکرات موافقت کرده بود ، اما باری دیگر بدعهدی و زیاده خواهی کرد تا مذاکرات در گام نخست به نتیجه نرسد. امریکا در آن طرح ده ماده ای به طور اصولی متعهد به تضمین عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی سازی، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه تمامی قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده بود و به همین دلیل مذاکرات را در پاکستان شروع کردند، اما پس از مذاکرات ،بدلیل زیاده خواهی های امریکا ، این مذاکرات بدون نتیجه باقی ماند.
اما ایران همچنان برمواضع خود ایستادگی کرده واز حق مردم دفاع خواهد نمود.در واقع زیادهخواهی تیم آمریکا بعد از ورود به مرحله تبادل متن در این مذاکرات دیده می شود و اختلاف جدی درباره تنگه هرمز وجود دارد.در حالیکه پس از برگزاری مذاکرات حضوری کارشناسی میان هیاتهای ایرانی و آمریکایی در اسلامآباد، دو طرف تا مرحله تبادل متن برای دستیابی به یک چارچوب مشترک برای مذاکرات پیش رفته بودند، هیات آمریکایی با زیادهخواهیهای مرسوم مانع از پیشرفت روند مذاکره شد. رایزنیها همچنان ادامه دارد، اما ایران بر حفظ دستاوردهای نظامی خود مصر است و تاکید دارد که باید حقوق مردم ایران تامین شود. موضوع تنگه هرمز یکی از مواردی است که با اختلاف جدی روبروست.در واقع در روزهایی که افکار عمومی منطقه با دقت تحولات مربوط به گفتوگوهای اخیر را دنبال میکند، توقف روند مذاکرات در مرحله تبادل متن بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرده است: چرا فرایندی که با یک چارچوب مشخص آغاز میشود، در میانه راه دچار لغزش میشود؟ پاسخ، همانقدر ساده است که حساس؛ هر مذاکرهای فقط زمانی پیش میرود که طرفین به توافقات ابتدایی خود وفادار بمانند.مذاکرات اخیر نیز از همین قاعده مستثنی نبود. دو هیأت با میانجیگری پاکستان و با توافق بر مجموعهای از اصول اولیه پای میز نشستند؛ اصولی که قرار بود پایه و نقشه راه باشد و اختلافها را مدیریتپذیر کند. اما درست در همان نقطهای که گفتوگوها وارد مرحله تبادل متن شد ــ مرحلهای که کلمات وزن پیدا میکنند و تعهدات صورت حقوقی به خود میگیرد ــ اختلافها آشکار شد.
این اختلافها نه تصادفی بودند و نه ناگهانی؛ نتیجه فاصله گرفتن از همان چارچوبهایی که باید حفظ میشدند که آمریکا به آن پایبند نیست.در بسیاری از مذاکرات بینالمللی، نقطه شکست دقیقاً همینجاست؛ جایی که یکی از طرفین تلاش میکند مفاد اضافهتری وارد متن کند یا تفسیر تازهای از بندهای پیشین ارائه دهد. چنین رفتاری ولو ناخواسته، پیام واضحی به طرف مقابل مخابره میکند: مسیر از آنچه توافق کرده بودیم دور شده است. طبیعی است که ادامه مسیر در چنین شرایطی دشوار میشود.در بسیاری از پروندههای تاریخی، هنگامی که طرفین تصمیم گرفتهاند به همان چارچوب آغازین بازگردند، مذاکرات دوباره جان گرفته است. تجربه میگوید هرچه مطالبات بیشتر شود، فضای بیاعتمادی گستردهتر میشود و هرچه تمرکز بر اصول اولیه بیشتر باشد، امکان ساخت یک توافق پایدار افزایش مییابد.
اکنون که گفتوگوها در نقطه حساسی متوقف مانده، بازگشت به همین اصل ساده میتواند بنبست را بشکند: تثبیت آنچه در ابتدا بر سر آن تفاهم شده، و خودداری از گسترش دایره مطالبات. آینده مذاکرات، هر مسیری که طی کند، به این یک نکته وابسته است؛ ثبات در چارچوب اولیه شرط رسیدن به هر توافق قابل اتکا است. آمریکا هم اگر می خواهد در مذاکرات به نتیجه برسد، بایستی عهدشکنی نکند که بعیدبنظر می رسد اینگونه شود ودر سال گذشته همدومرتبه در میانه مذاکرات به ایران حمله کرد. اما امسال ایران و جبهه مقاومت پرقدرت تر از گذشته ، امریکا و رژیم صهیونیستی را به زانو در آورده و این آمریکاست که برای مذاکره التماس می کرد و ایران دست برتر در این جنگ دارد واز حق مان کوتاه نمی آییم.در یک کلام، بازگشت به چارچوب اولیه؛ تنها مسیر عبور از بن بست مذاکرات است.زیاده خواهی و بدعهدی؛ ممنوع.







ثبت دیدگاه