دریانیوز//چند ساعت بیشتر از اعلام آتشبس نگذشته بود که نخستین نشانههای نقض برخی از بندهای آن نمایان شد. آنچه قرار بود فرصتی برای کاهش تنش و بازگشت به عقلانیت سیاسی باشد، با اقداماتی که از سوی رژیم صهیونیستی و با حمایت آشکار ایالات متحده صورت گرفت، عملاً به بیاعتبار شدن یک توافق تازه متولد شده انجامید. در چنین شرایطی، این پرسش جدی پیش روی افکار عمومی منطقه و جهان قرار گرفته است: آیا اساساً میتوان به چارچوبهایی که طرف مقابل به سرعت زیر پا میگذارد، اعتماد کرد؟ تجربه دهههای گذشته نشان داده که مسئله صرفاً یک اختلاف مقطعی یا سوءتفاهم دیپلماتیک نیست؛ بلکه با الگویی تکرارشونده مواجهیم. هرگاه فضای منطقه به سمت آرامش حرکت کرده، اقداماتی تحریکآمیز از سوی رژیم صهیونیستی این روند را مختل کرده است.
نقض آتشبس اخیر نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ اقدامی که تنها چند ساعت پس از اعلام توافق رخ داد و عملاً پیام روشنی داشت: برای برخی بازیگران، آتشبس نه یک تعهد بلکه ابزاری تاکتیکی است.در همین زمینه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سه نقض اساسی چارچوب توافق تأکید کرد که در چنین شرایطی سخن گفتن از مذاکره و آتشبس معنای خود را از دست میدهد. به گفته او، تجاوز به آسمان ایران، تلاش برای انکار حق قانونی جمهوری اسلامی در حوزه غنیسازی هستهای و همچنین تداوم اقدامات نظامی علیه لبنان، سه محور اصلی توافق بوده که نقض آنها عملاً پایههای هرگونه تفاهم را متزلزل کرده است.نخستین محور، موضوع امنیت و حاکمیت ملی ایران است.
تجاوز به حریم هوایی یک کشور نه تنها نقض صریح حقوق بینالملل محسوب میشود، بلکه پیامی آشکار درباره بیاعتنایی به قواعد پذیرفتهشده جهانی است. هیچ کشوری نمیتواند در برابر چنین اقدامی سکوت کند، زیرا امنیت سرزمینی یکی از بنیادیترین اصول نظام بینالملل به شمار میرود. وقتی در همان ساعات اولیه پس از توافق چنین نقضی رخ میدهد، طبیعی است که اعتماد شکل نگیرد.دومین مسئله به حق غنیسازی بازمیگردد؛ حقی که بارها در چارچوب قوانین بینالمللی و معاهدات مرتبط با انرژی هستهای مورد تأکید قرار گرفته است. تلاش برای انکار این حق، نه تنها یک مطالبه سیاسی بلکه در عمل تلاشی برای محدود کردن ظرفیتهای علمی و فناوری یک کشور است. چنین رویکردی نشان میدهد که مسئله برای برخی قدرتها صرفاً نظارت یا شفافیت نیست، بلکه مهار کامل توانمندیهای مستقل کشورهاست.محور سوم نیز به تحولات لبنان مربوط میشود؛ جایی که حملات و اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی بار دیگر ثبات منطقه را با چالش مواجه کرده است. لبنان طی سالهای اخیر بارها قربانی تنشهایی شده که ریشه آن در سیاستهای تهاجمی تلآویو قرار دارد. ادامه چنین اقداماتی در حالی که سخن از آتشبس و کاهش تنش به میان آمده، بیش از هر چیز نشاندهنده دوگانگی در رفتار و گفتار این رژیم است.
در واقع مسئله اصلی امروز منطقه، صرفاً یک نقض آتشبس نیست؛ بلکه بحران اعتماد در سازوکارهای بینالمللی است. وقتی توافقها در همان ساعات ابتدایی زیر پا گذاشته میشوند، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به کارآمدی مذاکره و تعهدات سیاسی تردید پیدا کند. در چنین شرایطی، بازسازی اعتماد نیازمند اقدامی فراتر از بیانیههای دیپلماتیک است.آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، پایبندی واقعی به تعهدات و احترام به حقوق ملتهاست. تجربه نشان داده که صلح پایدار نه با فشار و تهدید، بلکه با پذیرش واقعیتهای منطقه و احترام به اصول حقوق بینالملل شکل میگیرد. در غیر این صورت، هر آتشبسی در عمل چیزی بیش از یک وقفه کوتاه در میان تنشهای طولانی نخواهد بود.هرچند در آتش بس اخیر که آمریکا در ابتدا با پذیرش ده بند خواسته ایران موافقت شفاهی خود را از طریق پاکستان اعلام کرد وقرار شد از جمعه مذاکرات نمایندگان ایران و امریکا در پاکستان شروع شود و حداقل دو هفته ادامه داشته باشد، اما چون بارها آمریکا به تعهداتش پایبند نبوده و در سال گذشته نیز دو مرتبه در حین مذاکره ،به ایران حمله کرد، به همین دلیل به این کشور چندان اعتمادی نیست و همانگونه که در بیانیه شعام هم تاکید شده است دست ایران بر روی ماشه قرار دارد تا از خود دفاع نماید و به تهدیدات و اقدامات دشمن پاسخ دهد.







ثبت دیدگاه