دریانیوز//واقعیت جنگ همیشه فقط در خط مقدم خلاصه نمیشود؛ جنگ پیش از آنکه نبردی در میدان باشد، آزمونی برای روح و روان یک جامعه است. شهرها ممکن است با موشک ویران شوند، اما آنچه سرنوشت یک ملت را تعیین میکند، توان ایستادن دوباره مردمی است که زیر فشار بحران زندگی میکنند. در چنین شرایطی مفهومی به نام «تابآوری» به یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی تبدیل میشود؛ سرمایهای که اگر وجود داشته باشد، جامعه حتی از دل ویرانی هم راه بازسازی خود را پیدا میکند و اگر نباشد، شکست روحی میتواند از خسارتهای مادی هم مخربتر باشد.در تاریخ معاصر جهان، کشورهایی که توانستهاند پس از جنگ یا بحرانهای بزرگ دوباره خود را بسازند، صرفاً به دلیل قدرت اقتصادی یا نظامی موفق نشدهاند؛ آنچه آنها را از فروپاشی کامل نجات داده، توان روانی و اجتماعی مردم برای ادامه دادن زندگی در شرایط دشوار بوده است.
این همان چیزی است که در ادبیات علوم انسانی با عنوان تابآوری شناخته میشود؛ مفهومی که در دوران جنگ معنایی عمیقتر و حیاتیتر پیدا میکند.مطهره شریفی، روانشناس و مشاور، تابآوری را چنین تعریف میکند: «تابآوری به معنای حفظ روحیه، انسجام اجتماعی و توانایی بازسازی زیرساختها و حتی زندگی در دل ویرانیها است.» به گفته او، افرادی که تابآوری بالاتری دارند بهتر میتوانند با شوک اولیه بحران، استرس مزمن ناشی از درگیریها و فقدانهای پیدرپی کنار بیایند. این توانایی فقط به بقای فردی کمک نمیکند، بلکه شالوده اصلی بازسازی جوامع پس از پایان درگیریها را نیز شکل میدهد.در شرایط جنگی، انسانها با مجموعهای از فشارهای روانی مواجه میشوند؛ از اضطراب دائمی و ناامنی گرفته تا فقدان عزیزان، تخریب خانهها و از دست رفتن ثبات اقتصادی. اگر جامعهای فاقد تابآوری باشد، این فشارها میتواند به ناامیدی گسترده، فروپاشی روابط اجتماعی و حتی بحرانهای عمیق روانی منجر شود. اما در مقابل، جامعهای که تابآوری را در خود تقویت کرده باشد، قادر است حتی در دل بحران نیز ساختارهای اجتماعی خود را حفظ کند و امید به آینده را زنده نگه دارد.نکته مهم این است که تابآوری یک ویژگی ذاتی و محدود به افراد خاص نیست.
شریفی معتقد است تابآوری مجموعهای از مهارتهای قابل یادگیری است. به گفته او، ایجاد روابط حمایتی قوی، داشتن دیدگاه مثبت اما واقعبینانه نسبت به مشکلات، پذیرش تغییر به عنوان بخشی از زندگی، تعیین اهداف واقعبینانه و تلاش برای دستیابی به آنها، مراقبت از سلامت جسمی و روانی و همچنین کمک خواستن در مواقع نیاز از جمله عواملی هستند که میتوانند تابآوری افراد و جامعه را تقویت کنند.این نگاه نشان میدهد که تابآوری یک مفهوم روانشناختی فردی نیست؛ یک پدیده اجتماعی نیز به شمار میرود. در دوران جنگ، شبکههای اجتماعی مانند خانواده، محله، نهادهای مدنی و حتی رسانهها نقش مهمی در تقویت روحیه جمعی دارند. هرچه این پیوندها قویتر باشد، جامعه بهتر میتواند در برابر فشارهای ناشی از بحران مقاومت کند.
یکی از عناصر کلیدی تابآوری که شریفی بر آن تأکید دارد، مسئله «معنا» در زندگی است. او میگوید اعتقاد به معنادار بودن زندگی نقش مهمی در افزایش تابآوری دارد. وقتی انسانها احساس کنند زندگی آنها هدف و معنا دارد، حتی در سختترین شرایط نیز انگیزه بیشتری برای ادامه دادن و غلبه بر مشکلات پیدا میکنند.این معنا میتواند از منابع مختلفی سرچشمه بگیرد. برای برخی افراد، خانواده و روابط عاطفی مهمترین منبع معناست. برای برخی دیگر، فعالیتهای شغلی یا خدمت به دیگران چنین نقشی ایفا میکند. عدهای نیز معنا را در باورهای معنوی و اعتقادی پیدا میکنند و برخی دیگر در عشق به زندگی و طبیعت. آنچه اهمیت دارد این است که انسان بتواند در دل دشواریها، دلیلی برای ادامه دادن پیدا کند.در شرایط جنگی، این احساس معنا میتواند به یک نیروی روانی قدرتمند تبدیل شود. وقتی مردم باور داشته باشند که ایستادگی آنها برای حفظ زندگی، خانواده، سرزمین یا ارزشهایشان معنا دارد، تحمل سختیها برایشان قابل تحملتر میشود و امید به آینده نیز زنده میماند.
در مقابل، نبود تابآوری میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. شریفی هشدار میدهد که بسیاری از افرادی که در مواجهه با نخستین بحرانها دچار ناامیدی شدید، افسردگی عمیق یا حتی افکار خودکشی میشوند، کسانی هستند که هرگز مهارتهای تابآوری را نیاموختهاند یا به اهمیت آن توجه نکردهاند. چنین وضعیتی سلامت روان فرد را تهدید میکند و میتواند به تضعیف انسجام اجتماعی نیز منجر شود. از سوی دیگر، یک تصور اشتباه نیز در میان برخی افراد وجود دارد. بسیاری گمان میکنند تابآوری فقط مخصوص جوامعی است که دائماً در بحران زندگی میکنند. اما شریفی تأکید میکند که این تصور نادرست است. به گفته او، تابآوری یک مهارت حیاتی برای همه انسانها در هر جامعهای است، زیرا زندگی در هر نقطهای از جهان پر از تغییرات و چالشهای غیرمنتظره است.در واقع، جوامعی که در زمان آرامش برای تقویت تابآوری سرمایهگذاری میکنند، در زمان بحران کمتر دچار فروپاشی میشوند. آموزش مهارتهای روانی، تقویت شبکههای اجتماعی، توجه به سلامت روان و ایجاد حس مشارکت اجتماعی، همه از عواملی هستند که میتوانند تابآوری جمعی را افزایش دهند.اگر افراد این مهارت را نیاموزند، در مواجهه با مشکلات ممکن است احساس درماندگی کنند، اضطراب و افسردگی در آنها افزایش یابد و توانایی مقابله مؤثر با موقعیتهای دشوار را از دست بدهند.
چنین شرایطی نهتنها بر سلامت روان تأثیر منفی میگذارد، بلکه روابط اجتماعی، عملکرد شغلی و حتی مسیر زندگی افراد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.در مقابل، تابآوری به انسانها کمک میکند انعطافپذیر باشند، برای مشکلات راهحل پیدا کنند و امید خود را از دست ندهند. این ویژگی همان نیرویی است که به یک جامعه امکان میدهد پس از هر بحران، دوباره روی پای خود بایستد.در نهایت باید پذیرفت که تابآوری یک راهحل فوری برای بحرانها نیست با نوعی سرمایهگذاری بلندمدت برای سلامت روان فردی و اجتماعی محسوب میشود. شریفی نیز بر همین نکته تأکید دارد و میگوید تقویت مؤلفههای تابآوری میتواند ما را در برابر طوفانهای زندگی مقاومتر کند و جامعهای آمادهتر برای مواجهه با چالشهای آینده بسازد.به بیان سادهتر، تابآوری همان هنر رشد کردن در دل سختیهاست؛ هنری که به انسانها قدرت میدهد بعد از هر زمین خوردن، دوباره برخیزند و حتی قویتر از گذشته مسیر خود را ادامه دهند. در دوران جنگ، این هنر یکی از مهمترین ستونهای بقا و بازسازی یک جامعه است.







ثبت دیدگاه