دریانوز//چهل روز گذشت؛ چهل روز از آن صبحی که ایران در سوگی بزرگ فرو رفت. چهل روز از شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب و فرماندهان سرافراز این سرزمین میگذرد؛ و چهل روز از فاجعهای که در مدرسه «شجره طیبه» میناب، ۱۶۸ دانشآموز و معلم بیگناه را به خون کشید و قلب ملت ایران را به درد آورد.چهل روز است که ایران در فراق رهبرش اشک ماتم می ریزد وبه عکسش خیره می شود.
چهل روز است که اشک مادران خشک نشده است. چهل روز است که پدران داغدار، در سکوت سنگین خانهها به قاب عکس فرزندانی نگاه میکنند که تا همین چندی پیش با لبخند از مدرسه بازمیگشتند. چهل روز است که صندلیهای خالی در کلاسهای درس، روایتگر مظلومیتی است که هیچ واژهای توان توصیف آن را ندارد.صبح آن روز، کودکان میناب با دفتر و کتاب و آرزوهای کوچک اما روشن، راهی مدرسه شدند؛ بیخبر از آنکه دشمنان کینهتوز این ملت، حتی به معصومیت کودکان نیز رحم نخواهند کرد. در مدرسهای که نامش «شجره طیبه» بود و قرار بود در آن بذر دانایی و امید کاشته شود، خون پاک دانشآموزان و معلمان بر زمین ریخت و شاخههای آن درخت با اشک ملت ایران آبیاری شد.اما تاریخ این سرزمین، بارها نشان داده است که خون شهیدان هرگز بیثمر نمیماند. ایران سرزمینی است که از دل داغها و مصیبتها، قامت استوارتر برمیخیزد.
از روزهای سخت دفاع مقدس تا امروز، هر قطره خون شهیدی چراغی برای آینده این ملت بوده است.رهبر شهید این ملت، سالها با صلابت و استقامت، پرچم عزت و استقلال ایران را برافراشته نگاه داشت. ین روشنتر شده است.در این چهل روز، ایران یکپارچه عزادار بوده است. از جنوب گرم هرمزگان تا شهرهای دور و نزدیک کشور، مردم با دلهایی شکسته اما ارادهای استوار، یاد شهیدان را گرامی داشتهاند. در میناب، در کوچههایی که هنوز صدای بازی کودکان در خاطرها زنده است، مادران با چشمانی اشکبار از فرزندانی سخن میگویند که رؤیای آینده داشتند.دفترهای درسی هنوز بر میزها مانده است. کیفهای کوچک هنوز گوشه خانهها آویزان است. و پدرانی که هر روز با امید ساختن آیندهای بهتر برای فرزندانشان کار میکردند، اکنون با داغی سنگین بر دل، به عکسهایی نگاه میکنند که لبخندهای جاودانه کودکانشان را در خود نگه داشته است.مدرسه شجره طیبه میناب امروز دیگر تنها یک مدرسه نیست؛ نماد مظلومیتی است که قلب یک ملت را به درد آورده و در عین حال، اراده آن را برای ایستادگی استوارتر کرده است. نام آن ۱۶۸ دانشآموز و معلم، در حافظه تاریخی ایران ثبت شده است؛ کودکانی که قربانی کینه دشمنانی شدند که از آگاهی، ایمان و آینده روشن این ملت هراس دارند.اما دشمنان آمریکایی صهیونیستی این سرزمین باید بدانند که ملت ایران با داغها شکسته نمیشود. این ملت، با یاد شهیدان خود زنده است و با آرمانهای آنان مسیر آینده را ادامه میدهد.
اشکهایی که در این چهل روز جاری شده، تنها نشانه اندوه نیست؛ نشانه پیوند عمیق مردم با راه شهیدان است.امروز، در چهلمین روز این فاجعه، ایران در سوگ نشسته است؛ اما این سوگ، سوگی آمیخته با عزم و بیداری است. مردمی که در تشییع پیکر شهدا با صدای بلند از ادامه راه آنان سخن گفتند، نشان دادند که خون شهیدان نه خاموش میشود و نه فراموش.میناب امروز، شهری است که نامش با مظلومیت و ایستادگی گره خورده است. مدرسهای که روزی محل آموزش و امید بود، اکنون به یادمانی از ایثار و مظلومیت بدل شده است. هر شاخه گلی که بر مزار شهدا نهاده میشود، پیامی روشن به تاریخ دارد: اینکه خون بیگناهان هرگز بیپاسخ نخواهد ماند.چهل روز گذشته است؛ اما داغ این حادثه هنوز تازه است. اشک مادران هنوز جاری است و قلب پدران هنوز سنگین از اندوه. با این حال، در دل همین اندوه، حقیقتی روشن دیده میشود: ملتی که با یاد شهیدانش زنده است، هرگز در برابر ظلم سر خم نخواهد کرد.چهل روز گذشت؛ اما نام شهیدان میناب، نام رهبر شهید و فرماندهان رشید این سرزمین، در حافظه جاودانه ایران باقی خواهد ماند. آنان رفتند تا درخت عزت این ملت استوارتر بماند؛ و ایران، با همه داغهایش، همچنان ایستاده است.







ثبت دیدگاه