دریانیوز//سیزدهم آبان یادآور سه واقعۀ مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر کشور است. وقایعی که ریشه در خوی سلطهگری آمریکا دارند و هر یک بهنوعی بازتابدهندۀ مسئله استقلال، حاکمیت ملی و مقابله با سلطۀ خارجی هستند. تبعید امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۳ در اعتراض به قانون کاپیتولاسیون و اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی، شهادت جمعی از دانشآموزان و معترضان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ به دست عوامل دستنشاندۀ آمریکا و سرانجام تسخیر مستقیم سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام. این سه رویداد در شکلگیری گفتمان استکبارستیزی در ایران نقشی تعیینکننده داشتهاند. وجه مشترک هر سه رویداد را باید در اعتراض به نوعی رابطۀ نابرابر و مداخلهجویانه جستوجو کرد؛ رابطهای که در سالهای پایانی حکومت پهلوی، استقلال سیاسی ایران را بهشدت تحت تأثیر نفوذ و ارادۀ قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، قرار داده بود.
قانون کاپیتولاسیون، نمادی آشکار از خدشهدار شدن حاکمیت قضایی و شأن ملی ایرانیان بود؛ از همین رو، اعتراض امام خمینی(ره) به این قانون، دفاع از استقلال و کرامت ملی در برابر مناسبات تحقیرآمیز بیگانگان بود که در نهایت منجر به خیزش ملت و پیروزی انقلاب شد.وابستگی سیاسی و نظامی ایران در دوران پهلوی به آمریکا، یکی از موانع جدی شکلگیری یک مسیر مستقل برای توسعۀ کشور به شمار میرفت. مداخلۀ آمریکا در تحولات داخلی ایران، از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حمایت از ساختار سیاسی وقت تا نفوذ در تصمیمگیریهای کلان کشور، زمینهساز شکلگیری بیاعتمادی عمیقی در افکار عمومی ایران شد. این تجربۀ تاریخی، پس از انقلاب اسلامی نیز با مجموعهای از تنشها و تقابلها ادامه یافت؛ از حمایت آشکار آمریکا از عراق در دوران جنگ تحمیلی و اعمال تحریمهای گستردۀ اقتصادی گرفته تا حمایت سیاسی و نظامی از برخی جریانهای مخالف جمهوری اسلامی و حضور مداخلهجویانه در معادلات منطقهای.
در چنین بستری، شعار «مرگ بر آمریکا» را باید فراتر از یک عبارت سیاسی و در چارچوب مخالفت با سلطهطلبی و سیاستهای مداخلهجویانۀ واشنگتن تحلیل کرد. این شعار، در منطق گفتمان انقلاب اسلامی، متوجه سیاستهایی است که استقلال ملتها را نادیده میگیرند و منافع قدرتهای بزرگ را بر ارادۀ ملتها مقدم میدانند؛ بنابراین، استکبارستیزی را نمیتوان صرفاً به یک موضع احساسی یا مقطعی فروکاست؛ این مفهوم، بیانگر مطالبۀ استقلال، حق تعیین سرنوشت و مخالفت با تحمیل ارادۀ قدرتهای بیگانه است.۱۳ آبان در سطح منطقهای نیز سیاست خارجی آمریکا را در چارچوب منافع سلطهجویانه این کشور برای جهانیان بر ملا کرد؛ به گونهای که حضور نظامی واشنگتن در افغانستان و اشغال عراق، مداخله در تحولات سوریه و استمرار حضور امنیتی و نظامی آن در بخشهایی از خاورمیانه، پرسشهای جدی دربارۀ اهداف واقعی این حضورها ایجاد کرده است.اگرچه آمریکا سیاستهای خود را غالباً با عناوینی چون مبارزه با تروریسم، تأمین امنیت و حمایت از ثبات منطقه توجیه میکند؛ اما بررسی پیامدهای این مداخلات منبعث از روشنگریهای جمهوری اسلامی ایران، نشان این واقعیت را فراروی ملت های تحت ستم قرار داد که حفظ نفوذ ژئوپلیتیک، دسترسی به منابع راهبردی، امنیت متحدان و تأثیرگذاری بر معادلات منطقهای و غارت منابع کشورهای اسلامی، از مؤلفههای مهم سیاست واشنگتن بودهاند.
در این میان، همراهی برخی دولتهای دستنشانده کشورهای عربی منطقه با سیاستهای آمریکا نیز به تثبیت حضور و نفوذ این قدرت در خاورمیانه کمک کرده است. این وضعیت، ضرورت بازنگری در مناسبات منطقهای و تقویت همکاری میان کشورهای اسلامی را بیش از پیش آشکار میسازد. جهان اسلام برای عبور از چرخۀ مداخله خارجی و منازعات فرسایشی، بیش از هر زمان دیگری به همگرایی، احترام متقابل و تعریف منافع مشترک نیاز دارد.امام خمینی(ره) نیز بارها ریشۀ بخشی از مشکلات جهان اسلام را در سیاستهای سلطهجویانۀ قدرتهای بزرگ و اختلافافکنی میان ملتها و دولتهای اسلامی می دانست. از این منظر، امروز استکبارستیزی به عنوان موضع سیاسی در برابر آمریکا در دکترین سیاست های بینالمللی، تلاشی برای دفاع از استقلال ملتها و مقابله با مناسبات ناعادلانه تلقی میشود؛ در این میان تجاوز آمریکا به ایران نیز بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که خوی تجاوزگری و وحشی گری آمریکا پایانی ندارد و راه مقابله با آن ایستادگی و اتحاد ملت های مسلمان منطقه است.سیزدهم آبان ماه فرصتی برای بازخوانی این تجربۀ تاریخی و تأمل در نسبت استقلال ملی با مناسبات قدرت در جهان امروز است تا بار دیگر ارادۀ خود را به تجاوز قدرتهای خارجی اثبات کند. مقاومت ایران در جنگ ۱۲ روزه و 40 روزه نشان داد استقلال، عزت و پیشرفت زمانی دستیافتنی است که خوی تجاوزگری از جهان ریشهکن شود.

