دریانیوز//گذشت بالاترین و والاترین جلوه ی بلوغ عاطفی وسعه ی صدر انسانی است که در پیچیدگی های روابط بشری نقش میانجی گری بین خشم و خرد تعالی یافته را ایفا می نماید. این واژه کلیدی در مواجهه با لغزش های ناگزیر فردی دریچه ای به سوی رهایی از بندهای فرسایشی کینه میگشاید و به آدمی می آموزد که چگونه در میانه ی طوفانهای ناملایم کرامت نفس خود را با گذشتن از خطاها پاس بدارد. گذشت در حقیقت عملی خردمندانه برای رهایی از زنجیر خشم است و در واقع بخشش با گشودن دریچههای مدارا و درک محدودیتهای انسانی طرف مقابل امکان اصلاح رفتار و تداوم صمیمیت را فراهم و فرد را از اسارت پیوندهای تلخ گذشته آزاد می سازد. در نهاد خانواده گذشت همچون اکسیر پیوندهای عاطفی عمل میکند و شالوده ی مستحکم همدلی را در میانِ اعضا بنا مینهد. خانواده به عنوان نخستین واحد اجتماعی نیازمند بستری از امنیت روانی است که جز در سایه ی نا دیده گرفتن لغزشهای ناخواسته و عبور از خطاهای جزئی تحقق مییابد؛ چرا که پافشاری بر تلافی و حفظ روحیه ی طلبکارانه به تدریج حریمِ خانه را به عرصه ی تنش و فاصله های عاطفی بدل میسازد. گذشت والدین و فرزندان از یکدیگر ضمن آموزش عملی مدارا خشم های انباشته را فرو نشانده و فضای خانه را به کانونی برای رشد شخصیت، ابراز محبت و تکیه گاهی امن در برابر ناملایمات بیرونی مبدل می سازد.
در عرصه اجتماعی گذشت به مثابه ی عاملی پیش گیرنده برای فرو پاشی سرمایه اجتماعی و گسست پیوند های انسانی نقشآفرینی می نماید. جوامعی که در آن فرهنگ بخشش نهادینه شده به مراتب از تابآوری روانی بالاتری برخوردار بوده و با کاهش چرخهی خشونت و کینه توزی مسیر هم افزایی و صلح اجتماعی را هموار میسازند. اصولا این فضیلت انسانی با گسستن چرخه ی باطل واکنشهای تلافی جویانه راه را برای دیالوگ سازنده هموار و مانع شکافهای ناشی از سوء تفاهم به بحرانها و آسیبهای عمیق تر بدل شوند.برایِ آراستگی به زیور گذشت دستیابی به خودشناسی عمیق ضرورت دارد تا با درک خطا پذیری از دام کمال گرایی کاذب و داوری سخت گیرانه رهایی یابیم. این مسیر با پرورش روحیه همدلی و همراهی توام است که به فرد کمک میکند انگیزه ها و رنجهای پنهان دیگران را درک نماید.
ارتقای هوش هیجانی جهت مدیریت خشم آنی و ممارست در صبر و بردباری برای تاب آوری در برابر ناملایمات از دیگر ارکانِ این فضیلت ارزشی محسوب می شود. تغییر چار چوب ذهنی و نگریستن به مسائل از منظر کلان اهمیت بسیاری دارد تا رنجهای جزئی در سایهی اهداف بلندمدت ناچیز انگاشته شوند. علاوه بر این گذشت نقشی حیاتی در پاسداری از سلامت جسمانی ایفا می نماید. کینه و خشم تداوم یافته باری گران بر دوش روان آدمی در خانواده و آثار روانی در جامعه مینهد که علاوه بر مستهلک شدن منابع ذهنی کهنه را مستهلک می نماید، فرسودگی جسمی را محقق می نماید. اصولاً با این نگاه عالمانه فرد بخشنده انرژی حیاتی خود را بجای سوختن در آتش تلافی بسوی رشد و خلاقیت معطوف و به شخصیتی استوار و صاحب کرامت نفس مبدل میشود. باید بدانیم که گذشت با آمیختن تواضع اخلاقی، خودشناسی و ممارست آگاهانه به عنوان زیر ساختی برای تمدن سازی، جامعه را از ورطه تلافی جویانه فرسایشی به سوی هم افزایی و زیستن مسالمت آمیز سوق میدهد. بخشش پیش از آنکه هدیه ای برای طرف مقابل باشد پاداشی برای روح فرد گذشت کننده است که او را از زندان گذشته رها میسازد. استمرار در تمرین این مهارت انسانی و اخلاقی متعالی تنها راهکار دستیابی به اصالت انسانی و آفرینش دنیایی است که در آن خطا پذیری بشر با سعه ی صدر دیگران به فرصتی برای اصلاح و بالندگی اخلاقی بدل میشود.
